▒▓█ ضددجال_آنتی دجال █▓▒

اللهّم عجّل الولیک الفرج

                   بسم الله الرّحمن الرّحیم

مقاله ی تحلیلی “فراماسونری چیست؟”

پیش در آمد: این مقاله ی تحلیلی با عنوان فراماسونری چیست به کوشش دوست گرانسنگ آریا آریامنش تهیه شده و برای مطالعه دوستان فرهیخته ی کافه پیانو، پست شده است. امیدوارم از خواندن این مقاله ی فوق العاده جذاب در کافه لذت ببرید. چیزی میل دارید بیارم؟   

pic 1

 و اما فراماسونری چیست؟

 می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای مسلمانان امری لازم و ضروری است.

 کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون ی فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)

 فلسفه فراماسونري

 خاستگاه فراماسونري اصول اعتقادي الحادي است. مفاهيم و علائم پنهان آن، اين موضوع را مورد تأييد قرار مي‌دهند. به همين سبب اصول آن با مذاهب توحيدي در تعارض است. «مايكل هاوارد»، مورخ آمريكايي در نوشته محرمانه‌اي كه مخصوص ماسون‌هاي عالي‌رتبه است مي‌نويسد:

چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در «رموز» فراماسونري نهفته است. اگر اين رموز در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اينكه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي رموز را درك كنند، پايين است. در محفل دروني فراماسونري، درميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيده‌اند، ماسون‌هايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد مي‌دانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است.

ماسون‌هاي عالي‌رتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه مي‌دارند.

 ماسون اعظم، «نكدت اجران» در اين باره مي‌نويسد:

بعضي ماسون‌ها گمان مي‌كنند فراماسونري نوعي سازمان نيمه‌مذهبي ـ نيمه‌خيريه است كه در آن مي‌توانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌اي ديگر فكر مي‌كنند هدف فراماسونري اين است كه انسان‌هاي خوب را خوب‌تر كند. باز عده‌اي گمان مي‌كنند فراماسونري محل شخصيت‌سازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك مي‌كنند.

فراماسونري و اهداف آن براي آن عده اندكي از ماسون‌ها كه قادرند عميقاً در آن وارد شوند كاملاً متفاوت است. فراماسونري يعني دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ يعني واگذاردن راه و رسم زندگي كهنه و ورود به يك زندگي جديد باشكوه‌تر و اصيل‌تر … در پس رمزگرايي ساده و ابتدايي فراماسونري، دسته‌اي مكاشفات قرار دارند كه به ما كمك مي‌كنند به زندگي روحاني و عالي دست يابيم و به رموز هستي خود پي ببريم. بنابراين در اين زندگي روحاني، دستيابي به روشنگري ماسوني امكان‌پذير مي‌شود. تنها در اين صورت است كه مي‌توان به طبيعت و شرايط رشد و تكامل در آن پي برد.

 ماده‌انگاري در منابع ماسوني

 «سلامي ايشينداغ» در كتاب خود با عنوان الهاماتي از فراماسونري مي‌نويسد:

 كل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غيرزنده از اتم ساخته شده‌اند. بشر جز اجتماعِ اتفاقيِ اتم‌ها نيست. موازنة جريان الكتريسيته ميان اتم‌ها، بقاي موجودات زنده را تضمين مي‌كند. با از ميان رفتن اين توازن مي‌ميريم، به خاك بازمي‌گرديم و به اتم‌ها تبديل مي‌شويم. يعني ما همه از ماده و انرژي ساخته شده‌ايم و به ماده و انرژي بازمي‌گرديم. گياهان از اتم‌هاي ما استفاده مي‌كنند و همة موجودات، از جمله ما انسان‌ها از گياهان استفاده مي‌كنيم. همه چيز يك ماهيت دارد، اما چون مغز ما از ساير موجودات تكامل يافته‌تر است، صاحب هوشياري و شعور است. اگر به نتيجه روان‌شناسي تجربي نظر كنيم درمي‌يابيم آزمايش سه‌گانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتيجة كاركرد متوازن سلول‌هاي قشايي مغز و هورمون‌هاست.

… علم اثبات‌گرا پذيرفته است كه هيچ چيز از هيچ به وجود نيامده و هيچ چيز نابود نمي‌شود. در نتيجه مي‌توان گفت نيازي نيست بشر نسبت به هيچ نوع قدرتي احساس قدرشناسي و تعهد كند. جهان مجموعة انرژي است كه نه آغازي دارد و نه پاياني. در اين مجموعه همه چيز متولد مي‌شود، نمو مي‌كند و مي‌ميرد، اما مجموعه هيچ‌گاه نابود نمي‌شود. تنها اشيا تغيير مي‌كنند و تبديل مي‌شوند. حقيقتاً چيزي به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغيير و تبديل دائمي حاكم است. نمي‌توان چنين سؤال بزرگ و راز جهاني را به كمك قوانين علمي تشريح كرد. توضيحات غيرعلمي نيز چيزي جز توصيفات خيالي، تعصبات و عقايد باطل نيستند. بر مبناي منطق و علم اثبات‌گرا، صرف‌نظر از جسم مادي، روحي وجود ندارد.

نظريات بالا را مي‌توانيد در كتب متفكران ماده‌گرايي چون ماركس، اِنگلس، لنين، پوليتزر، ساگان و مانِد بيابيد.

 ايشينداغ چنين ادامه مي‌دهد:

مي‌خواهم بعضي اصول و حقايق مورد تأييد فراماسون‌ها را به اختصار بيان كنم: براساس اصول ما حيات از يك سلول آغاز مي‌شود و در نتيجه تغيير شكل و نمو سلول انسان به وجود مي‌آيد. ماهيت و هدف اين وجود را نمي‌توان درك كرد. زندگي از آميزش ماده و انرژي آغاز مي‌شود و به آن خاتمه مي‌يابد. اگر معمار بزرگ كائنات را به عنوان حقيقتي والا، افق بي‌پايان خوبي و زيبايي، اوج تكامل و عالي‌ترين مقام و كمال مطلوب انسان بپذيريم و اگر آن را مجسم نكنيم، شايد خود را از تعصب درامان نگه داشته باشيم.

ماسوني كه تحت تعليم اين اصول و عقايد قرار گرفته وظيفه دارد مردم را تربيت كند … و به نيابت از مردم و حتي بدون تمايل آنها كار خود را انجام دهد.

 روح و جهان آخرت:

 ماسون‌ها رستاخيز پس از مرگ را در افسانة استاد حيرام به صورت نمادين مي‌پذيرند. اين رستاخيز نشان مي‌دهد حقيقت هميشه بر تاريكي و مرگ غلبه دارد. فراماسونري به مسئلة روح اهميتي نمي‌دهد. در فراماسونري، رستاخيز پس از مرگ يعني به ميراث گذاردن بعضي امور مادي و معنوي به انسان‌ها. كساني كه توانسته‌اند در اين زندگي كوتاه و فريبنده نام خود را جاودانه كنند، موفق شده‌اند و با ماندگار ساختن نام خود به دنبال شادمان كردن انسان‌ها و تضمين دنيايي مادي‌تر بودند. هدف آنان بالا بردن انگيزه‌هاي انساني بوده است كه بر زندگي انسان‌هاي زنده مؤثرند… . انسان‌هايي كه طي قرن‌ها ابديت را مي‌طلبند، با اعمال، خدمات و انديشه‌هاي خود به آن مي‌رسند و… اين به زندگي آنان معنا مي‌بخشد.

 چنانچه تولستوي گفت: «در آن هنگام، بهشت همين جا بر روي زمين برپا مي‌شود و مردم به بهترين صورت ممكن كامياب مي‌شوند.6

 ايشينداغ در مقالة پيشين چنين نوشت:

باوري وجود دارد بر اين مبنا كه از دو نيروي سازندة انسان: جسم و روح جسم مي‌ميرد اما روح باقي مي‌ماند و به جهان ارواح مي‌رود، در آنجا به حيات خود ادامه مي‌دهد و به فرمان خداوند در جسم ديگري حلول مي‌كند. اين باور با مفاهيم تغيير و تبديل مورد قبول ما سازگار نيست. نظرات فراماسونري را مي‌توان چنين تشريح كرد: پس از مرگ تنها خاطرات و دست‌يافت‌هاي شما به جاي مي‌ماند. اين نظرية فيلسوفانه و مبتني بر اصول منطق است. باورهاي مذهبي دربارة جاودانگي روح و رستاخيز با اصول منطق سازگار نيستند. ما اصول فكري خود را از نظام‌هاي فلسفي عقل‌گرا گرفته‌ايم، در نتيجه پاسخ اين سؤال را با مفاهيمي متفاوت و نه با مفاهيم مذهبي مي‌دهيم.

 ماترياليسم ماسوني: خدا انگاري ماده

 براي توليد يك شيء مادي اتم‌ها تركيب خاصي به خود مي‌گيرند. روح هر اتم نيروي توليدكنندة اين نظام است. چون روح عامل هوشياري است، هر شيء هوشمند بوده و به نسبتي از هوشمندي برخوردار است. انسان، حيوان، باكتري و مولكول هر يك به نسبتي هوشمندند.

اين باور ماترياليستي فراماسون‌ها نمود عقيده‌اي به نام «جاندار پنداري» است كه هر شيء را در طبيعت (كوه، آب، باد و غيره) صاحب روح خاص و هوشياري مي‌پندارد. ارسطو، فيلسوف يوناني اين نوع باور را با ماده‌انگاري (عقيده به اينكه ماده خلق نشده و مطلق است) تركيب نمود. اين باور به الحاد معاصر مبدل شده است. به عقيدة ماسون‌ها توازن و نظم موجود در نظام عالم نتيجه مادة است. در مقاله‌اي با موضوع «تكامل زمين» مي‌خوانيم:

فرسودگي چنان ضعيف صورت مي‌گيرد كه مي‌توان گفت حالت كنوني زمين در نتيجة هوشمندي پنهان ماگما (مايع درون هسته زمين) پديد آمده است. اگر اين‌گونه نبود آب در گودال‌ها انباشته نمي‌شد و تمام زمين را آب فرا مي‌گرفت.13

 همچنين در مقاله ديگري چنين ادعا شده است:

آغاز حيات بر روي كرة زمين هنگامي بود كه يك سلول به وجود آمد. اين سلول بلافاصله به حركت درآمد و بر اثر انگيزشي مؤثر و متمردانه به دو بخش تقسيم شد و اين راه را تا بي‌نهايت ادامه داد. اما سلول‌هاي تقسيم شده قادر به ادراك هدفي براي سرگرداني خود نبودند و گويي به دليل ترس از اين سرگرداني و تحت تسلط نيروي غريزي حفظ بقا، با يكديگر به فعاليت پرداختند، به هم پيوستند و به صورت هماهنگ، دموكراتيك و فداكارانه به خلق اندام‌هاي حساس و حياتي اقدام نمودند.

در مقاله‌اي با عنوان «تفكراتي پيرامون تكامل همبستگي از ديدگاه علمي» مي‌خوانيم:

از ديدگاه مادي و تعامل مادة موجودات زنده، همة گياهان، حيوانات، ميكروب‌هاي مفيدي كه در زمين زندگي مي‌كنند و انسان‌ها، هماهنگي اسرارآميزي دارند. اين هماهنگي از سوي طبيعت مادر ترتيب داده شده. آنها پيوسته درگير نوعي همكاري و انسجام مؤثر هستند. بار ديگر تصريح مي‌كنم فراماسونري هر نوع جنبش روان‌شناسي ـ اجتماعي را كه به رفاه، صلح، امنيت و شادي و به طور خلاصه هر نوع جنبشي كه در طريق اومانيسم و اتحاد جهاني بشر گام بردارد، عامل پيش‌برد آرمان‌هاي خود مي‌داند و از آن حمايت مي‌كند.

مهم‌ترين نيروي پيش برنده آرمان‌هاي فراماسونري نظرية تكامل است كه حامي نوين ماترياليسم و اومانيسم به شمار مي‌رود.

 منشأ فراماسونری

 فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است.

 شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:

 1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3)

 2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4)

 3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.(5) 

pic 2

4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6) 

pic 3

این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و…. است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.

 5 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10) 

pic 4

6 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11) 

pic 5

توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق ر نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید: 

pic 6

نحوه ی اوج گیری فراماسونری

 همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریک و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟

 با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :

 1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون به دنبال رسالت حضرت موسی (ع).(12)

 2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خد به همراه حضرت موسی (ع) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13)

 3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله ر از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.(14)

 4 – پس از درگذشت حضرت موسی(ع)، پیامبران دیگری نیز به سمت قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(ع) را نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج شروع به ترویج تعالیم ماسونی مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15)

 5 – ترویج تعالیم ماسونی در بین بنی اسرائیل و اضافه شدن تعالیم شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16)

 6 – حکومت حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) در اوج قدرت بنی اسراییل و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (ع).(17)

 7 – وفات حضرت سلیمان (ع) و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (ع) از جانب مردم بنی اسراییل.(18)

 8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط کاهنان معابد.(19)

 9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب بنی اسرائیل توانائی حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند.

 10 – ظهور حضرت عیسی(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان.

 12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان.

 13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان.

 14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به « بیت المقدس » تغییر یافت.

 15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان.

 16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در نتیجه ی این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها ب کاهنان یهودی معبد موسوم به معبد سلیمان، آنان به تدریج تعالیم ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20)

 17 – بازپس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان و فرار صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21)

 18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابال توسط همین شوالیه ه به اروپا راه یافت.(22)

 19 – به دلیل ماهیت تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد و بسیاری از آنها را اعدام کرد.(23)

 20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت اولین لژ فراماسونری مخفی در اروپا ب نام لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24)

 21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد در قرن 18. با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن 18، فراماسونه فعالیت رسمی خود ر آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد.

 22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.

 23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945.

 24 – شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری.

 25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006 می رسیم.و تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت برای پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان، و Armageddon = جنگی که صهیونیست ه ادع می کنند جنگ آخرالزمان است.) که این پروژه ها موقتاً!!!! ناتمام مانده است.

 علامات و اعداد در فراماسونری

 علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی ملل باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و… اقتباس شده اند.

 مهمترین آنها عبارتند از:

این صفحه را به اشتراک بگذارید

نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

 

نقد وبررسي هولوکاست

 

به نام خداي حکيم وعليم

 

اهميت هر بحث به جاي خود بايد مراعات شود. برگزاريهمايش هولوکاست از نقاط درخشان دولت دکتر احمدي نژاد مي باشد که جلوي ظلم و تحريف تاريخ غربي ها و صهيونيستها ايستاد و مورد تقدير تمام انديشمندان آزاده قرار گرفت. فقط چند اظهار نظر از برخي شرکت کنندگان اين همايش مي تواند دليلي بر حقانيت برگزاري آن باشد:

1- پروفسور روبرت فوريسون تجديدنظر طلب مطرح هولوکاست و استاد دانشگاه سوربن فرانسه برپايي چنين همايشي در تهران من را بسيار شگفت زده کرده و من مي‌توانم به شواهدي در مورد هولوکاست بپردازم. فوريسون از احمدي‌نژاد به خاطر ايستادگي در مقابل سناريوي خفقان‌آور هولوکاست قدرداني کرد که اين مسئله با کف زدن حضار مواجه شد.  

2- محقق يوناني الفونسو پنگاس بعدازظهر دوشنبه در اين همايش با بيان اين مطلب افزود: براساس اين افسانه مي‌خواستند آمريکا، فرانسه و انگليس را از جنايت تبرئه کنند

3- تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوکاست با بيان اين که عرب و يهود داراي يک جد مشترک (سام) هستند، خاطرنشان کرد:‌ ولي يهوديان براي اين که خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي کرده‌اند تا جايي که جهانيان نيز سام را جد يهود مي‌دانند.

4- غازي حسين: هولوکاست در غرب جايگاهي بالاتري از مسيحيت دارد!

5- دکتر فردريک توبن با بيان اين که در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح کرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم که با توجه به امکانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذکور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلکه اگر حادثه‌‌اي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش ميليون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يک مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته که به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است.  وي هنگام سخنراني فيلمي از خود را که طي روزهاي قبل در رسانه‌هاي استراليايي پخش شده، به نمايش گذاشت. در اين فيلم از فردريک توبن به عنوان يک فرد حامي تروريست‌ ياد مي‌شود که مي‌خواهد در کشور ايران حضور پيدا کند و نتايج بررسي‌هاي ضد هولوکاستي خود را در همايشي که در ايران برپا شده ارائه دهد و با رهبران ايران ديدار کند!!!!

6- تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است...

7- برادلي آر اسميت پژوهشگر آمريکايي هولوکاست: اگر اتاق‌هاي گاز واقعي‌ بودند چرا روزولت و چرچيل درباره آن چيزي نگفتند!؟ در آمريکا مي‌توان در مورد هولوکاست صحبت

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

 

فراماسون يا فراماسونري: (واژه فرانسوی فراماسون به معنای بنّای آزاد ) آموزش ها و آداب فرقه پنهانی برادران « بنايان آزاد » كه بر اساس همياری گرد آمده اند. كار فراماسونی نهانی است و اعضای انجمنهای فراماسونی نبايد آيين و رسوم آن را بازگو كنند، ولی مانعی ندارد كه عضويت خود را در انجمن اشكار كنند. فراماسونری گسترده ترين و جهانگيرترين انجمن پنهان است و با پيشرفت امپراتوری بريتانيا در جهان گسترش يافت و به همين جهت در جزاير بريتانيا و كشورهای وابسته به امپراتوری و کشور ها زير نفوذ آن از همه جا گسترده تر است. شمار فراماسون ها حدود 6 مليون نفر تخمين زده می شود كه از اين عده چهار ميليون در ايالات متحده آمريكا و يك ميليون در جزاير بريتانيا هستند و بقيه در ديگر كشورها. گفته می شود در فراماسونری رسم و سنت بر هر قاعده و قانونی غلبه دارد .

آيين فراماسونری شامل مقرراتي است كه انجمن های محلي موسوم به لژ ( به انگليسي “لاج “ )با آنها  با يكديگر در ارتباطند. عضويت در فراماسونری در كشورهای كمونيست و همچنين در اسپانيا و پرتغال و اندونزی و مصر ممنوع است. در آلمان هيتلری و ايتاليای فاشيست دستگاه فراماسونری از اين دو كشور برچيده شد. پيروان كليسای كاتوليك نيز از عضويت در اين دستگاه منع شده اند . ريشه فراماسون از سده های ميانه اروپاست . در آن دوران بناهای روزمزدِ دورگرد اتحاديه ای داشتند كه امور صنفي را در ميان مي گذاشتند و در هر شهر با هم گرد می آمدند و مسائل خود را مطرح مي كردند و تصميم های برای پيشرفت كار خود مي گرفتند و برای پرهيز از گرفتاری ها، انجمن ها و بحث های آنان پنهاني بود. در سده های شانزدهم و هفدهم سازمان اين بناهای آزاد رونق بسيار داشت و تنها بنايان می توانستند در آن عضو شوند. فراماسونری با آداب و نمادهای صنف های قرون وسطايي آغاز كرد، اما سرانجام بويژه در سده های هفدهم و هجدهم آيين ها و دم و دستگاه فرقه های دينی و برادريي شهسواران را برای خود برگزيد. در 1717 م. نخستين لژ بزرگ كه اتحاديه اي از لژها

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

هشدار! هشدار!

مسيحيت صهيونيستي و تخريب بيت المقدس شريف!

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

طالع (2)

اردیبهشت، 20 آوریل تا 20 می (گاو، ثور)
برج خاكي ثور دومين نشانه در طالع بيني است و از سياره جذاب و دوست داشتني ونوس فرمان مي برد. متولد اين برج صبور، واقع بين، استوار و وفادار است كه زندگي مادي راحت، غذاي خوب و گفتگوهاي لذت بخش را مي پسندد. به پول علاقه زيادي دارد ولي ريسكهاي مالي با روحيه محافظه كار وي سازگاري ندارد. حسابهاي پس انداز قديمي و پرمايه نظرش را بيش از سهام جلب مي كند. او يك مقتصد زاده شده و ندرتاً چيزي با قيمت بالا مي خرد. او به كيفيت بيش از كميت بها مي دهد و ترجيح مي دهد پول زيادي را براي خريد يك يا دو كالاي مرغوب و بادوام بپردازد. او از حركت بر روي مسيري ملايم لذت مي برد و از عجله مي پرهيزد. در مقابل تغييرات مقاومت كرده و در مشاغلي موفق است كه پيشرفت هميشگي او را تضمين مي كند. از آنجا كه به امنيت مالي اهميت زيادي مي دهد، از دريافت حقوق كم ناراضي مي شود. عليرغم تقاضاي دريافت حقوق هنگفت ويژگيهاي مثبتي همچون آرامش و سازگاري شغلي بطور كلي برايش مهمتر است. به دليل نفوذ سياره ونوس بر متولد اين برج، او در جذب شريك متمول (كه خواسته قلبي اوست) به هيچ مشكلي بر نمي خورد. البته اگر او همان شخص مورد نظرش باشد. او براحتي با كسي ازدواج مي كند كه تنها مزيتش حساب بانكي پرمايه است. البته براي او پول نمي تواند جاي عشق را بگيرد و ثبات مالي نيز به تنهايي آرامش ذهني او را فراهم نمي كند، او پول و عشق را با هم مي خواهد. متولد بلند نظر اين ماه در كمك هاي عاطفي لذت زيادي مي بيند. مردم او را ستايش مي كنند! اگر امنيت عاطفي اش تهديد شود، حس مالكيت طبيعي اش به حسادت تبديل مي شود، اما بايد بداند كه حسادت فقط به خودش آسيب مي‏رساند. او بايد بداند كه همه چيز را نمي توان با پول خريد و آنچه خريدني نيست (مثل توجه به ديگران و انعطاف پذيري) بسيار با ارزش تر است.
زن متولد اردیبهشت در اکثر جلسه های زنانه، رئیس جلسه است. او احتمالاً چند شيشه ترشي و يا مربا نيز به همراه دارد. اگر ونوس را پديد آورنده خوبي ها، صاحب تجمل و تأمين كننده آذوقه بدانيم، زن متولد ثور را پيش رو داريم. زنان متولد اين برج به راستي خانه دار هستند. آنها نگران برچيده شدن ريشه هاي دايمي زندگي و مشغول ايجاد پايه محكمي براي آن هستند. ثبات بهترين واژه براي متولدين اين برج است. هرچيز بي ثبات و موقتي ولو بسيار كوچك، آنها را دچار دلشوره مي كند. گاهي دختر متولد اين برج، مثل ميوه درخت بلوط كه بر بلندترين درخت هاي بلوط رشد مي كند و همانجا مي ماند، تا قبل از ازدواج با والدينش زندگي مي كند. اين را به حساب تنبلي يا نداشتن قدرت تخيل نگذاريد، او فقط به خانواده دلبسته است و نمي خواهد از آنها دور شود. از نظر او هر چيز ملموسي، فوق العاده است. اين نشانه در طالع بيني مادر زمين (ارديبهشت) كاملاً محسوس است. يك زن واقعي متولد ارديبهشت همسر شاد يك كشاورز است. روي زمين كشاورزي مي كند و روزهاي زندگي اش را در هماهنگي كامل با طبيعت سپري مي كند. زن متولد اين برج لوند نيست چون زندگي را خيلي كوتاهتر از اين مي پندارد كه بخواهد عشوه گري كند و در مقابل مي تواند بسيار ساده لوح و خجالتي باشد. او هيچ دليلي نمي بيند كه تا وقتي مي تواند براي انجام يك كار ورجه وورجه و شيطنت كند، بنشيند و فس و فس كند. او مي تواند خيلي آرام و وسوسه انگيز باشد. تخت خواب او هميشه با ملحفه هاي ابريشمي نرم پوشيده شده و حمام او پر از صابونهاي بسيار خوشبو است. وقتي ازدواج مي كند، همسر، منزل، آشپزخانه و فرزندانش بسيار مهم مي شوند و بيشترين تلاشش را مي كند تا همسر و مادري كامل باشد. از نظر او وفاداري يعني همه چيز به همين دليل از همسرش نيز انتظار دارد كه مثل خود او وفادار باشد. اينها ويژگيهاي مثبت شخصيت او است. اما از نظر ويژگيهاي منفي او را دست كم نگيريد، چرا كه از اين نظر مي تواند بر همه نشانه ها به جز عقرب پيشي بگيرد. او از رشك و حسد هم بي بهره نيست. از اين دختر انتظار نداشته باشيد كه ببخشد و فراموش كند، چون در سرشت او نيست. او با خونسردي تصميم مي گيرد تا با كسي كه به او بد كرده، هيچ كاري نداشته باشد و دليل اين خيلي ساده است. چون اين روش محافظه كارانه براي آن است كه در آينده مجدداً‌ از همان ناحيه آسيب نبيند. همچون همتاي مردش، وجود ديگران، بويژه نزديكترين و عزيزترين فرد برايش عادي ميشود. او سرد و بي روح نيست اما احساساتش را بدرستي بيان نمي كند و فراموش مي كند همسرش نياز دارد كه نظر و احساس او را نسبت به خود بداند و گاه خيلي دير (درست وقتي كه او مي خواهد تركش كند)، ‌به اين نكته مهم پي ميبرد. اگر موقعيتي پيش آيد كه او مدتها از همسرش دور باشد فقط به فرستادن يك كارت پستال سال نو اكتفا مي كند. به اين دليل هميشه مورد سرزنش قرار مي گيرد. همسرش پرخاش ميكند و مي خواهد بداند كه چرا هيچ وقت نگفته او را چقدر دوست دارد. اما زن متولد ارديبهشت مات و متحير است و آهسته نجوا مي كند، نيازي نيست كه بگويم همين كه با تو هستم بيانگر همه چيز است. ولي خوشبختانه قبل از آنكه خيلي دير شود، مي فهمد كه هر سردي كدورت با كمي عشق و احساسات بر طرف مي شود. زن متولد اين برج بسيار جذاب است و گاهي نيز ژست اغراق آميزي به خود مي گيرد. سياره ونوس به آنها صداي خوبي نيز بخشيده است تا جايي كه مي توانند خواننده هاي معروفي شوند. از آنجا كه زن متولد برج ثور مادر زمين است، مي تواند مادري بسيار خوب براي فرزندانش باشد. او عاشق آنهاست هيچ گاه آنها را سرزنش نمي كند. در عوض خيلي به آنها عشق مي ورزد. او مي تواند بسيار حسود باشد و اجازه ندهد بچه ها خانه را ترك كنند و بالهايشان را باز كنند و پرواز كنند. او از تنبيه بچه ها پرهيز مي كند و فقط به آنها عشق مي ورزد و اين همان چيزي است كه او را يكي از گرمترين و صميمي ترين نشانه ها در آسمان فلكي ساخته است.
مرد متولد اردیبهشت مي تواند خيلي پررو باشد! در اتوبوس يا متروهاي شلوغ هيچگاه نزديك او نايستيد، چون تمايل زيادي دارد كه شما را نيشگون بگيرد! او آدم شوخ طبعي است و با پرتاب پوست موز و كيك، دلقك بازي در مي آورد. هر چيزي كه به غذا شبيه باشد او را خوشحال مي كند. اعتقاد و وفاداري از خصلتهاي اين مرد ساده است و انتظار دارد كه اين ويژگيها را در هر كس كه مي شناسد، از خدمتكار گرفته تا همسرش پيدا كند و به همين دليل خيلي زود گول زنهاي باهوش را مي خورد. او كسي است كه با رضايت قلبي با منشي يا خدمتكارش ازدواج مي كند. او شريكي مي خواهد كه آشپزي و خانه داري را به خوبي بداند. از آنجا كه به نظر دوستانش اهميت مي دهد، اهل قمپز و خودنمايي نيست و وقتي دوستان را به خانه مي آورد خانه بايد پر از صميميت بوده و غذايي پر گوشت و شاهانه مهيا باشد. به عكس نشانه هاي ديگر، او شريكش را فقط بر اساس زيبايي اش انتخاب نمي كند. از آنجا كه سياره او ونوس است، به دنبال كسي نيست كه هميشه خود رادر آينه نگاه مي كند. از نظر او ژست شريك مهمتر از چهره اوست و خوش هيكلي را بيشتر از لاغري مي پسندد. دوست ستاره شناسي دارم كه مي گويد قطع رابطه براي اين مرد غم و غصه اي واقعي است و اگر او آدمي منفي باشد، هر قدر ارتباط او با شريكش طولاني تر شود، حس مالكيتش هم بيشتر مي شود و فراموش مي كند كه او هم انسان است و حتي گاهي به شريك زندگي اش به چشم اثاثيه منزل و يا چيزي كه بابت تهيه آن پول پرداخته، نگاه مي كند. او خيلي دست و دل باز است و با اشتياق آخرين لقمه غذاي چرب و نرمش را به شما مي دهد، حتي پيرهانش را هم از تن در مي آورد و به شما هديه مي كند. اين افراد را حتماً در ميهماني هايتان دعوت كنيد چون كسي است كه هميشه مي خندد و گاهي آنقدر مي خندد كه ريسه مي رود و اگر در خوردن غذا و نوشيدني زياده روي كرده باشد، واقعاً روده بر مي شود. مرد منفي متولد ارديبهشت بسيار حسود است. اگر شما به عنوان همسر او، براي كاري پيش بيني نشده بيرون برويد و يا پنج دقيقه دير كنيد، مي خواهد بداند كجا بوده ايد و يا چه مي كرديد. او هميشه به دنبال امنيت مي گردد. متولدين ارديبهشت در بين اعضاي بدن خود، به گردن اهميت بيشتري مي دهند و اغلب گردنهاي كلفتي دارند. برخي از اين مردان تنومند و جذاب هستند، بعضي ديگر هم (كه مشخصه برج آنهاست) استخواني هستند. اما شانه هاي پهن و كمري صاف را حتماً دارند. آنها عموماً موهاي مجعه و تيره، چشماني قهوه اي رنگ و با احساس و رنگ پوستي روشن دارند، عجيب است اما بيشتر آنها كاكل هايشان را روي پيشاني مي ريزند. مرد ارديبهشت مردي است سرشار از عشق و علاقه كه براي عاشق شدن زمان زيادي مي خواهد. اگر زن خوش شانسي هستيد، مطمئن باشيد هر سي سال يكبار عصبانيت او را خواهيد ديد.

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دانستنیها و مطالب خواندنی (5)

قلیان
قلیان وسیله‌ای آبی است برای کشیدن تنباکو که در خاورمیانه و آسیای مرکزی متداول است. در فارسی به صورت قالیان و غلیان نیز ثبت شده و گاه نارگیلی نیز نامیده شده است. قلیان برای استفاده از دود حاصل از تماس ذغال گداخته و تنباکو است که به این عمل کشیدن قلیان می‌گویند.

اجزای قلیان
قلیان به صورت سنتی از چندین جزء تشکیل شده که در دانشنامه ایرانیکا چنین ذکر شده‌اند.
۱ - بادگیر
۲ - سر قلیان یا سرپوش که محل قرارگیری تنباکو و ذغال گداخته است.
۳ - تنه که می تواند فلزی باشد اما به طور معمول از چوب ساخته می‌شود.
۴ - میلاب
۵ - نی پیچ
۶ - کوزه که منبع آب است و می تواند به اشکال مختلف باشد از جمله به شکل نارگیل، یا به شکل ساده. جنس آن نیز می تواند فلز، سفال، شیشه یا کریستال و یا برنج باشد.

پیشینه قلیان در ایران
بنا بر دانشنامه ایرانیکا، تاریخ دقیق اولین استفاده از قلیان در ایران مشخص نیست. با این حال بنا به نوشته سیریل الگود (اگر چه وی مأخذ خود را ذکر نکرده است):
«اولین بار ابوالفتح گیلانی (متوفی
۱۵۸۸) پزشک ایرانی دربار اکبر اول، سلطان مغول هند بود که دود تنباکو را از یک ظرف آب عبور داد تا آن را خالص‌تر و سرد نماید و از این طریق قلیان که در شبه قاره به حقّه معروف است را ابدا نمود.»
در عین حال یک رباعی از اهلی شیرازی (متوفی
۱۵۳۵) به استفاده از قلیان اشاره می‌نماید. از اینرو پیشینه استفاده از قلیان را می‌توان به حداقل به دوران شاه طهماسب یکم صفوی بازگرداند و روایت ابوالفتح گیلانی را می‌توان شاهدی بر معرفی قلیان، که در ایران مورد استفاده بوده است، در شبه قاره هند دانست.

قلیان در شعر فارسی
چنان که در بالا اشاره شد قدیمي‌ترین ذكری كه از قلیان در ادبیات فارسی شده، یک رباعی از اهلی شیرازی است كه در سال
۹۴۲ هجری قمری در گذشته است:
قلیان ز لب تو بهره ور می گردد
نی در دهن تو نیشكر می گردد
بر گرد رخ تو دود تنبـاكو نیسـت
ابریست كه بر گرد قمر می گردد

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دانستنیها و مطالب خواندنی (4)

چایخانه
چایخانه یا قهوه‌خانه در گذشته، محلی بوده‌ است برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام، که بعدها اموری نظیر اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی-اقتصادی و حتی سیاسی و نیز سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره نیز در آن جایگاهی پیدا کردند و این مکان به عنوان نهاد با اهمیتی از جهت فرهنگی معرفی شد.
چایخانه در ایران حدود
۴۰۰ سال قدمت دارد. پیشینه ی مصرف چای در ایران به قرن هفدهم میلادی می‌رسد. جهانگردان از چایخانه‌هایی گفته‌اند که بزرگان و توانگران در آن جا جمع شده و چای می‌نوشیدند.

ورود چای به ایران
بوته ی چای برای نخستین بار در چین و در حدود پنج هزار سال پیش شناخته شد و به تدریج خواص درمانی آن کشف شد. علاوه بر آن از چای برای مصارف رنگ‌آمیزی نیز استفاده می‌شده ‌است. محمدعلی، معروف به کاشف السلطنه چایکار، متولد
۱۲۴۴ خورشیدی در تربت حیدریه، که از دارالفنون و سپس از سوربن فرانسه فارغ‌التحصیل شده بود، با عنوان ژنرال کنسول ایران (در سال ۱۲۷۶ خ) مأمور خدمت در هند شد. وی به عنوان سفیر ایران در هندوستان در روزگار مظفرالدین شاه قاجار، اولین فرد ایرانی است که با همت والای خود و در نقش یک بازرگان فرانسوی به فراگیری شیوهٔ کاشت و مصرف چای در ایران و جهان پرداخت.
منقول است که او دانه‌های چای را درون عصای خود چید و آنها را وارد ایران کرد. همچنین او شهر لاهیجان را به دلیل وجود هوای مناسب برای کشت چای انتخاب کرد.

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

داستانهای کوتاه و حکایات آموزنده (2)

بهترين شمشيرزن
جنگجويي از استادش پرسيد: بهترين شمشيرزن کيست؟ استادش پاسخ داد: به دشت کنار صومعه برو. سنگي آنجاست. به آن سنگ توهين کن.
شاگرد گفت: اما چرا بايد اين کار را بکنم؟ سنگ پاسخ نمي دهد.
استاد گفت: خوب با شمشيرت به آن حمله کن.
شاگرد پاسخ داد: اين کار را هم نمي کنم. شمشيرم مي شکند. و اگر با دستهايم به آن حمله کنم، انگشتانم زخمي مي شوند و هيچ اثري روي سنگ نمي گذارند. من اين را نپرسيدم.من پرسیدم بهترين شمشيرزن کيست؟
استاد پاسخ داد: بهترين شمشيرزن، به آن سنگ مي ماند، بي آن که شمشيرش را از غلاف بيرون بکشد، نشان مي دهد که هيچ کس نمي تواند بر او غلبه کند...

مسابقه دو
كنار دریا با پدرم مسابقه دو گذاشتیم. به او گفتم چون من كوچك هستم، باید اجازه دهد كمی جلوتر از او بدوم، تا بتوانم مسابقه را از او ببرم! بابا لبخندی زد و گفت: اینطوری مسابقه بی معنا می شود. من فقط كمی یواش تر می دوم! قبول كردم. به محض اینكه مسابقه شروع شد، من تند و تیز شروع به دویدن كردم و بابا مثل فرفره پشت سر من می دوید. من تا می تونستم زور زدم تا تند تر بدوم و بابا هم پشت سرم می آمد. چیزی به پایان راه نمانده بود كه یكهو دیدم بابا داره از من جلو می زنه و نزدیك است كه مسابقه را ببره!!!
برای همین زودی ایستادم و دستانم را جلوش گرفتم و گفتم كه خط پایان مسابقه همین جاست كه من ایستادم. پس من بردم. بابا فورا منو بغل كرد و باقیمانده راه را با من در آغوشش دوید و وقتی نزدیك خط پایان رسیدیم، من را جلوتر از خودش روی زمین گذاشت و گفت: اگر می خواهی برنده شوی راهش این است كه بگذاری بقیه تو را به خط پایان برسانند! نه اینكه اون طوری قوانین بازی را به نفع خودت خراب كنی!‌؟
بابا فكر كرد كه من دارم به حرفهای او گوش می كنم و من فقط به این فكر می كردم كه اون تكه راهی كه بغل بابا بودم، دویدن چه كیفی می داد!!

معنی عشق
سر کلاس درس معلم پرسید: هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟
هیچکس جوابی نداد. همه ی کلاس یکباره ساکت شد. همه به هم دیگه نگاه می کردند، ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین، در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود. بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید. بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟
لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت: عشق؟
و دوباره یه لبخند تلخ زد و گفت: عشق ... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟
معلم مکث کرد و جواب داد: خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم.
لنا گفت: بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید و ادامه داد:
" من شخصی رو دوست داشتم و دارم، از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم، برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد، اما دوستش داشتم. بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم، هر کاری...
من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل از اینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده. چه روزای قشنگی بود،
SMS بازی های شبانه، صحبت های یواشکی. ما با هم خیلی خوب بودیم، عاشق هم دیگه بودیم. از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم. من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی. عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی. عشق یعنی از هر چیز و هر کسی به خاطرش بگذری. اون زمان خانواده های ما زیاد با هم خوب نبودند. اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت. پدرم از این موضوع خیلی ناراحت شد. فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد، ولی اومده بود. پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم، نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرمو گرفتم و گفتم پدر منو بزن. اونو ول کن، خواهش می کنم بذار بره. بعد بهش اشاره کردم که برو. اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تو رو بزنه. من با یه لگد اونو به اونطرفتر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم من رو به باد کتک گرفت. عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راحتیش تحمل کنی. بعد از این موضوع عشق من رفت. ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و از اون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت. اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود:
لنای عزیز همیشه دوستت داشتم و دارم، من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم. منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم. خدا نگهدار گلکم، مواظب خودت باش."
لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کرد و گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود.
معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت: آره دخترم می تونی بشینی.
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شد و گفت: پدر و مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان.
لنا بلند شد و گفت: کی؟
ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان...
دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتاد...
لنا نفس نمی کشید و یا شاید تازه داشت طعم نفس کشیدن رو پیش عشقش تجربه می کرد...

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

طالع (1)

فروردین، 21 مارس تا 19 آوریل (قوچ، حمل)
قوچ پر انرژي ترين برج از منظومه شمسي است و از سياره آتشين مريخ فرمان مي برد. قوچ اولين نشانه در طالع بيني است و بر فصل بهار دلالت دارد. متولد اين برج جاه طلب و پيشگام است. هميشه تلاش مي كند بر ديگران پيشي گيرد و براي مقابله با ويژگيهاي نه چندان مثبتش همچون بي تابي و خود محوري لازم است به فعاليتهاي جسمي مستمر و پر از رقابت بپردازد. بارزترين ويژگي او رقابت است و نياز به پيروزي دارد، با اين همه در مبارزه ها دوستانه عمل مي كند. در حقيقيت او بيشتر با خودش رقابت مي كند. اين كه قوچ از ديگران اطاعت نمي كند مي تواند دردسر درست كند. چنانچه وي تحت فشار قرار گيرد به آتشفشاني بدل مي شود و گاه چيزهايي مي گويد كه بعدها پشيمان مي شود، اما به محض آنكه اين وضعيت را بگذارند، مي خواهد همه چيز را جبران كرده و دوباره به حالت طبيعي اش بازگرداند. اما اگر شما از عصبانيت او ترسيده باشيد و به همان سرعتي كه او در نظر دارد، نخواهيد آشتي كنيد، احتمالاً بايد منتظر الم شنگه هاي بيشتري باشيد. خويشتن داري امري ضروري براي حفظ روابط عاطفي اوست. اين جمله به اين مفهوم نيست كه او بايد خفه شده و احساساتش را سركوب كند (كه در اين صورت از سردردهاي مخصوص متولدين اين ماه بي بهره نخواهد ماند!) بلكه مي تواند خلق و خوي خود را در باشگاه ورزشي تعادل بخشد. او تونايي ويژه اي در يادگيري دارد و به دنبال حرفه اي است تا آزادي اش را تضمين كند. از كار روي جزئيات در يك اداره كوچك متنفر است و اگر در چنين موقعيتي قرار گيرد، عصيان مي كند يا بيمار مي شود. محيط شغلي ايده آل او يك مكاني پر هيجان و شلوغ است. فرآيند براي او مهمتر از نتيجه است. از اين رو محيط كاري او بايد جنبش فراواني برايش به ارمغان آورد. ميل وافر او در آغاز پروژه ها كاملاً بر خلاف وضعيت وي در اتمام آنهاست، به همين علت گاهي در روابط رمانتیك نيز بند به آب مي دهد. البته چه در زمينه رقابت و چه در زمينه رمانتيك او به آزار ديگران راضي نيست. اما اغلب احساس مي كند بايد سريعتر كار را به انتها برساند. او تحمل شركت در مراسم سوگواري را ندارد و از اين كار متنفر است. چنانكه خواهان روابط مطلوب و ارضا كننده باشد بايد ياد بگيرد تا در فراز و نشيب هاي زندگي ديگران را تحمل كند.
زن متولد فروردين دوشيزه هاي مريخي جذاب هستند و قدرتهاي ويژه اي دارند و بيش از همتاي مردشان در بدست آوردن دل ديگران موفق هستند. اين زنان حين ورود به يك اتاق، با صراحت لهجه و صداقت جمع را مجذوب خود مي كنند. بعضي به آنها بدگمان مي شوند و برخي آنها را دوست دارند. زنان مريخي را مي توان از رنگ لباس شناخت. آنها مثل ماشينهاي آتش نشاني از سر تا پا قرمز مي پوشند. بهتر است قبل از آنكه تصميم بگيرند بچه دار شوند، شغلي براي خود انتخاب كنند تا جنب و جوش و تحرك داشته باشد و بتوانند از اين طريق شور و شوق هميشگي خود را ابراز كنند. در غير اينصورت پس از ازدواج احساس مي كنند محدود شده‏اند (او در همه حال خواهان آزادي است) و بحران از اينجا آغاز مي شود. او فمينيست سر سختي است و با چنگ و دندان با شوهرش مي جنگد. او زن خانه دار معمولي نيست و هيچ مردي نبايد تلاش كند از او زني خانه دار بسازد. دختر متولد اين برج بسيار مستقل است. او همانطور كه خود را به ديگران نشان مي دهد، مرد مناسبي را براي ازدواج پيدا مي كند و ازدواج او از همه حيث تمام و كمال خواهد بود. با اين كه فرزندانش تا زماني كه با او زندگي مي كنند، او را محدود مي كنند، ولي او مادر خوبي براي آنهاست و درست زماني كه آخرين بچه خانه را ترك كند، نهايت لذت را از زندگي خواهد برد. به كلاسهاي هنري مي رود و به فعاليتهاي هنري مي پردازد. از آنجا كه متولد اين نشانه در پي منافع خود است و به آزادي هاي زيادي مي خواهد، پس دختران متولد اين برج نبايد در سنين پايين محدود شوند. او قبل از شناخت ديگري و علاقه به او، اول بايد خود را بشناسد كه شايد سالهاي سال به طول انجامد. اگر در نوجواني و اوايل جواني گرفتار و محدود شود، شايد سي سال بعد تسليم طبيعت شتابزده خود شود و زندگي زناشويي اش در معرض خطر قرار گيرد. اين زنان سرشار از شور و نشاط، محبت و شگفتي هستند و مي خواهند نقش مهمي را در زندگي بازي كنند. علاقه آنها به ديگران از آنجا ناشي مي شود كه قوچ هستند و رياست طلبي آنها به اين علت است كه تحت سلطه مريخ‌ (سياره رياست طلبي) به سر مي برند. دختر متولد فروردين اگر مرد مناسبي را پيدا كند، وقت را تلف نمي كند، پا پيش مي گذارد و حتي يك قدم هم به عقب نمي رود. او مثل همتاي مردش گاهي خوش شانس است و گاه نيز معشوق رويايي اش همچون خرگوش گريز پا با وضع نااميد كننده اي فرار مي كند. متولدين اين برج هميشه باريك بين و آگاه نيست و ممكن است با گزافه گويي (لاف و گزاف) افراد حساس را فراري دهد. دختر فروردين در ظاهر سرزنده و زود رنج است، اما در باطن بسيار كمال گراست و در يك روز واقعاً گرم بسيار احساساتي است. اين دختر اگر بفهمد شريك او گرگي در لباس بره است، قيافه غم انگيزي پيدا مي كند. او خيلي آسيب پذير است و سعي مي كند آن را پنهان كند. نشانه هاي آبي و خاكي به امنيت خانوادگي نيازمندند اما زن مريخي بايد از كساني كه دوستشان دارد جدا باشد تا بتواند خود را بشناسد. او بايد در اجتماع باشد تا اجتماعي شود. اگر اين دختر زماني را به خودش اختصاص ندهد از روابط بيزار و متنفر مي شود، داد و هوار و گريه مي كند و زبانه آتش خشم او بيش از توده آتشي است كه در يك قوطي كبريت مي بينيد. قوچ ماده تركه اي نيست اما خوش بنيه است
مرد متولد فروردين عضله و هيكل عالي داشته و از آنجا كه به هواي آزاد علاقه زيادي دارند، حتي در زمستان هم پوستشان برنزه است. موهاي اين مردان آتشين معمولاً روشن بور است و اگر پوستشان روشن باشد كك مك هاي مليحي دارند. بزرگترين موهبتي كه مرد متولد فروردين از آن برخوردار است به ابروهايش مربوط مي شود كه شبيه شاخهاي قوچ است. متأسفانه برخي از آنها با گذشت زمان زجر مي كشند و چهره جذاب آنها تغيير مي كند و به آدمي لاغر مردني و ناخوش تبديل ميشوند. پيش از آنكه تصميمی بگيريد که مرد متولد اين برج درست همان چيزي است كه گفته شد، احساسات خود را كنترل كنيد. همه متولدين صورت فلكي حمل قبل از آنكه درگير تجربه هاي عاطفي شوند، بايد دوباره فكر كنند. چون هر نوع مشاركت و همكاري، حتي مشاركتهاي تجاري مي تواند براي آنها مشكل ساز باشد. متولد اين برج فراموش مي كند كه همكارانش نيز دركنار او هستند. او مي خواهد قرص و محكم و برنده باشد، حتي گاهي ازياد مي برد كه براي نان بيار كباب ببر بازي كردن هم بايد دو نفر بود. متولد اين نشانه بسيار شتابزده و ناشكبيا است. مرد متولد اين برج انتظار را دوست ندارد (براي هيچ چيز). اگر فكري در سر دارد مي خواهد همين حالا به انجام برساند و تا هفته آينده صبر نمي كند. به نظر آنها زندگي آنقدر كوتاه است كه نبايد وقت را تلف كرد. همه مردان مريخي بايد قبل از پرش خوب به اطراف نگاه كنند. بيشتر متولدين اين برج عاشق زندگي هستند و مي توانند با شور و اشتياق فراوان مثل زنبور عسل با عجله به اين طرف و آن طرف بروند. شور و شوق كودكانه آنها مي تواند دنيا را براي بقيه ما درخشانتر كند. اما يك بخش در زندگي او وجود دارد كه سبب بروز مشكلاتي ميشود. هيجان و شيفتگي او مي تواند او را مغلوب كند و اين دليلي مي شود كه او بخواهد بر شما هم چيره شود! اما اغلب وقتي خواسته اش عملي ميشود، راه مي افتد تا در جاي ديگري بچرد. بدست آوردن مرد متولد برج فروردين آسان ولي حفظ او مشكل است. حتماً اگر شما را با گره محدود كرد، باز هم تلاش كنيد تا مسيري درست و حسابي براي دسترسي به او پيدا كنيد. مردان متولد اين برج به دليل جاذبه جسمي و گيرايي مريخي، اغلب جذاب هستند. ويژگي آتشين آنها موجب غرور مي شود. آنها از خود و وجهه خود بسيار آگاه هستند. از آنجا كه مي خواهند هميشه اول باشند، هم در عشق و هم در تجارت براي خود مسابقه اجرا مي كنند. آنها به شريكي احتياج دارند كه باهوش باشد و كارها را به درستي سامان دهد تا بتوانند با توافق، با يكديگر زندگي كنند و يك تيم واقعي باشند چون او از خطر نمي هراسد. قوچ منفي مثل طاووس با ادا و اصول راه مي رود و حتي معشوقه را هم رقيب خود به حساب مي اورد و سعي مي كند با او هم رقابت كند. از آنجا كه او آدم مهمي است شكست را نمي پسندد. او گاه دوست دارد خود نمايي كند و از شريكش همچون دارايي با ارزشي مواظبت كند. به همين دليل زني را دوست دارد كه عالي به نظر برسد. مرد مريخي پدر خوبي است و تا جايي كه ممكن است سعي مي كند بچه ها را به گردش ببرد (داشتن يك پسر بچه شش ساله بهانه بسيار خوبي براي فوتبال بازي كردن روزهاي جمعه است) او از سوت كشيدن دخترانش نيز بسيار خوشحال مي شود. خيلي لي لي به لالاي آنها مي گذارد (هيچ وقت قادر نيست در مقابل صورتي زيبا مقاومت كند). با اين وجود خلق و خوي بابا هم مي تواند مثل طوفان وحشتناك شود. چون آدمي نيست كه در سكوت بق كند، پس داد و هوار مي كند. اما وقتي اين وضعيت را گذراند دوباره يكپارچه لبخند ميشود و صلح و آرامش حاكم خواهد شد. البته براي مدتي! تا آنجا كه به او مربوط مي شود، همسرش هيچ اشتباهي نمي تواند مرتكب شود. اما به محض آنكه خانم او را تحقير كند، با غم و غصه هايش تنها مي شود و گاه به جاي جمع و جور كردن تكه هاي خرد شده شخصيتش، اينجا و آنجا به دنبال وقفه و استراحت مي رود. او گاهي نگرشي كاملاً كودكانه به عشق و زندگي دارد و بيش از آنكه با آنها روبرو شود، از آنها فرار مي كند. قوچ نر آميزه اي شكوهمند از زندگي، عشق و شهوت است.

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ارزش
روزی مرد میانسالی که کنار دریا ایستاده بود، زندگی خود را به خطر انداخت تا جوانی را که در آب افتاده بود و دست و پا میزد، نجات دهد...
جوان هنگامی که حالش جا آمد، نفس عمیقی کشید و گفت: "ممنون که زندگیمو نجات دادید."
مرد نگاهی به چشمهای او انداخت و گفت: "قابلی نداره جوون! فقط توی زندگی ثابت کن که زندگیت ارزش نجات یافتن داشت..."

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صفحه قبل 1 ... 40 41 42 43 44 ... 56 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , antidajjal.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com