▒▓█ ضددجال_آنتی دجال █▓▒

اللهّم عجّل الولیک الفرج

 
5:30




 








 

مترو نمادهای فراماسونی را جمع آوری می‌کند

مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه گفت: اگر مسجل شود نماد نصب شده در ایستگاه مترو چهاره‌راه ولی‌عصر نماد شیطان‌پرستی است به سرعت جمع‌آوری می‌شود.

به گزارش فارس، در پاسخ به این پرسش که نماد فراماسونری در ایستگاه مترو چهارراه ولی‌عصر نصب شده است، گفت: گزارش‌های در این زمینه به دست بنده نیز رسیده است.

وی ادامه داد: به طراح این کار اعلام کرده‌ایم؛ در صورتی که مسجل شود این نماد، همان نماد شیطان پرستی است حتما از ایستگاه‌ها آنها را جمع‌آوری می‌کنیم.

مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه اظهار داشت: تا آخر هفته جاری درباره این موضوع تعیین تکلیف می‌کنیم.

هاشمی با بیان اینکه طراح این اثر پرویز حیدرزاده است، گفت: به مشاور اعلام کرده‌ایم تا این موضوع را بررسی کند.

مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه در خصوص هزینه‌های صرف شده برای این طرح‌ها گفت: خیلی هزینه نکرده‌ایم شاید زیر یک میلیون تومان باشد و چون این اثر با کاشی ساخته شده به راحتی آن را تغییر می‌دهیم.

نماد فراماسونری در ” ایستگاه مترو حضرت ولیعصر(عج) ” ، که یکی از شلوغ‌ترین مکان‌های تهران به حساب می‌آید، نصب شده است.

بالای نماد چشم 11 خط قرار دارد که عدد 11 یکی از اعداد مورد علاقه ماسون‌هاست.

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 19 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

  

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بیحسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد


--------------------------------
اس ام اس ماه محرم


آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد


--------------------------------


ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم


--------------------------------


ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم


--------------------------------
اس ام اس تاسوعا و عاشورا



پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است


--------------------------------


السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)


--------------------------------


اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد

دل را حرم و بارگه خون خدا كرد



--------------------------------
اس ام اس مخصوص محرم



محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد


--------------------------------


حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...



ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...


--------------------------------


یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...


--------------------------------


دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین


--------------------------------
پیامک محرم


السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن


--------------------------------


کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...


--------------------------------
اس ام اس محرم


كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد


--------------------------------


دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود


--------------------------------


نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند


--------------------------------
شهادت امام حسین


دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم


--------------------------------
sms mah moharam


گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.


--------------------------------


پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است...


--------------------------------


باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین


--------------------------------
اس ام اس ویژه محرم


فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن


--------------------------------


با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد


--------------------------------


باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است


--------------------------------
شعر های محرم


هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا


--------------------------------



نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
—————————–
محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد
——————————–

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …
——————————–
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
——————————–

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
——————————–

پیامک محرم

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 760x570.



کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله …
——————————–
کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

——————————–

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

——————————–
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

——————————–
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
————————–

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

——————————–

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است…
——————————–

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
——————————–
اس ام اس ویژه محرم

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

—————————–
با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
——————————–
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
——————————–
شعر های محرم

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
——————————–
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
——————————–
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است
——————————–
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 760x475.



خودم دیدم زبالای بلندی

که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم

همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود

خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها

پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را

خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد

خودم دیدم سرشگ مادرم را

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

مهدى موعود منتظر حسينى و از فرزندان امام حسين بن على(عليهما السلام) است نه حسنى و از فرزندان امام حسن بن على(عليهما السلام)

 

از جمله پيشگوئيهاى پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله در رابطه با مشخصات نسبى و ويژه گيهاى خانوادگى امام مهدى منتظر(عليه السلام)موضوع حسينى بودن او ست كه حضرتش با تعبيرات مختلف جدّ پدرى آن امام بزرگوار را ابوعبداللّه  ، حسين بن على بن ابى طالب معرفى و اعلام فرمود .

البته بشرحى كه بعداً ملاحظه مى شود حداقل يكصد و بيست و هشت نفر از اعلام حديثى و تاريخى اهل تسنن در مصادر حديثى و منابع تاريخى مربوطه اعتراف به ولادت حضرت مهدى در حدود نيمه دوم قرن سوم هجرى نموده و عموما به سلسله نسب پدرى آن بزرگوار كه از امام حسن عسكرى منتهى به امام حسين بن على بن ابيطالب مى شود تصريح كرده اند و ديگر جاى هيچگونه شكى نيست كه حضرت مهدى موعود منتظر حسينى است و چندان نيازى به طرح عنوان حسينى بودن آن بزرگوار نخواهد بود .

ولى جهت آگاهى خوانندگان به حقايق تاريخى وكشف وبرملاشدن دروغبافى وبى راهه روى مدعيان حسنى بودن مهدى منتظر ، لازم دانستيم توجه خوانندگان رابه اين مطلب جلب تاسيه روى شود هر كه در او غش باشد .

واينك اسامى تعدادى از ناقلين و معترفين به حسينى بودن حضرت مهدى عج:

1ــ علامه محقق اديب ابن قتيبه دينورى ( 276 ) در غريب الحديث نقل از امام امير مؤمنان على عليه السلام نموده كه  مهدى را مطرح نمود و فرمود: « انّه من ولد الحسين عليه السلام ،همانا كه مهدى از فرزندان حسين باشد . . . ، و ذكر حليته فقال: رجل اجل الجبين . . . »

] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 281 و 19/130 [

2ــ حافظ ابوالحسن على بن عمر دارقطنى شافعى ( متوفاى 385 ) ــ  به نقل البيان گنجى شافعى آخر باب نهم و قندوزى در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهارــ در « الجرح و التعديل » ذيل روايت مفصلى از ابوسعيد خدرى ( كه بيانگر بيمارشدن پيامبر اكرم و رفتن فاطمه به عيادت و ديدار آن بزرگوار و ايراد و اعلام آن حضرت باروى سخن به فاطمه ، شش امتيازى را كه خداوند بدان خاندان عنايت فرموده مى باشد ) آورده است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)فرمود: از جمله امتيازات ششگانه اينكه: مهدى اين امت كه عيسى پشت سرش نماز ميخواند از ما خاندان باشد ،

سپس دست بر شانه حسين ــ كه حاضر در مجلس بود زد و فرمود: « مِن هذا مهدىُّ الامّة »

از اين ( حسين ) باشد مهدى ( منتظر اين ) امت .

نيز قندوزى در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهار صفحه 590 اين فراز از حديث را آورده است .

3ــ حافظ ابونعيم اصفهانى ( 430هـ ) در كتاب « اربعون حديثاً فى المهدى » به عنوان حديث ششم با ذكرسند نقل از حذيفه رض نموده كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)باايراد خطبه و خبردادن از رخدادهاى جهان فرمود:

« لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد ، لطول اللّه عزوجل ذلك اليوم ، حتى يبعث رجلا من ولدى اسمه اسمى.

فقام سلمان رض فقال: يا رسول اللّه ، من اىّ ولدك هو؟

قال: من ولدى هذا و ضرب بيده على الحسين عليه السلام » ([1] [1] )

توضيحا اين روايت را ديگر نامبردگان ذيل بهمين مضمون و با كمى اختلاف در تعبيرات نقل كرده اند كه بخاطر محدوديت مقاله از ذكر متون مربوطه تا فرصت بعدى معذرت مى خواهيم

4ــ اخطب خطباء خوارزم موفق بن احمد مكى خوارزمى ( 586 ) در مقتل الحسين اوائل فصل هفتم ص 146 .

5ــ شيخ الاسلام ابوالعلاء حسن بن احمد بن حسن عطار همدانى ــ صاحب « اربعون حديثا فى المهدى » ــ ( 569 هـ ) بشرح مندرج در « فرائد السمطين » و به نقل « مناقب كاشى ــ مخطوط و موجود در كتابخانه آيت اللّه مرعشى در قمــ » .

6ــ ابن ابى الحديد ( 656 ) در شرح نهج البلاغه ج 1 ص 281 ــ 282 وج 19 ص130 بااشاره به نقل ابن قتيبه در« غريب الحديث » از على(عليه السلام) .

7ــ محمد بن يوسف گنجى شافعى ( مقتول سنه 658 ) در « البيان فى اخبار صاحب الزمان » ص 90 چاپ نجف باب نهم به نقل از « الجرح و التعديل » دارقطنى ،

8ــ يوسف بن يحيى مقدسى شافعى سلمى ( 685 ) در « عقد الدرر فى اخبار المنتظر » چاپ 1399 مكتبه عالم الفكر مصر ،

باب اول ص 24 بنقل از « صفة المهدى » ابونعيم از حذيفه

 آخر باب 2 ص 32 بنقل از مصدر فوق

باب 4 فصل 2 ص 89 بنقل از جابربن يزيد جعفى از ابوجعفر ( امام باقر ع ) و ص 95 بنقل از امام اميرالمؤمنين عليه السلام ،

باب ششم تحت عنوان: فى تصريح النبى بانّ المهدى من ولد الحسين بنقل از دارقطنى صاحب « الجرح و التعديل »

اواسط باب 4 ص 127 بنقل از فتن نعيم بن حماد از عبداللّه بن عمرو

باب نهم فصل سوم ص 223 از « صفة المهدى » حافظ ابونعيم و حافظ ابوعبدالله نعيم بن حمّادو« معجم »حافظ ابوالقاسم طبرانى ازعبداللّه بن عمرو

9ــ محب الدين طبرى ( 694 ) در « ذخائر العقبى » ص 136ــ137 ،

10ــ شيخ ابراهيم بن محمد بن مؤيد بن عبداللّه جوينى خراسانى ( 730 ) در « فرائد السمطين ــ فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الائمة من ذريتهمــ » ج 2 ص 325ــ326 شماره 575 با ذكر سند منتهى به حافظ ابوالعلا حسن عطار همدانى .

11ــ حافظ شمى الدين ذهبى ( 748 ) در ميزان الاعتدال ج 2 ص 382 ذيل نام عباس بن بكار ضبى

12ــ سيدعلى شهاب همدانى ( 786 ) در « مودة القربى و اهل العباء » مندرج در « ينابيع الموده قندوزى ص 308 چاپ نجف » مودّه دهم ضمن چند روايت مختلف و هم مضمون .

13ــ محمد بن محمود حافظى معروف به خواجه پارسا ( 822 ) در « فصل الخطاب »مشروحاحضرت مهدى راازفرزندان امام حسن عسكرى دانسته واعلام نموده ] ينابيع الموده باب 65 ، ص 464 چ نجف [

14ــ ابن حجر عسقلانى ( 852 ) در « لسان الميزان » ج 3 ص 300 طبق متن فرائدالسمطين .

15ــ ابن صبّاغ مالكى ( 855 ) در « فصول المهمّه فى معرفة الأئمة » ص 277 بنقل از ابونعيم عين آنچه را كه از حذيفه آوده .

16ــ سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى ( 1294 ) در« ينابيع المودة » اواخر باب 54 ص 197 چاپ نجف بنقل از مودة القربى همدانى .

اوايل باب 77 ص 534 بنقل از على ( ع ) از پيامبر ( ص ) و از سليم بن قيس از سلمان حديثى را كه با روى سخن به حسين فرمود: « . . .انت ابوحجج تسعة تاسعهم قائمهم المهدى » بنقل از حموينى و خوارزمى ، و بنقل از ابن عباس با تعبير « و تسعة من ولد الحسين مطهرون » از حموينى

اواسط باب 94 ص 588 بنقل از اربعين حافظ ابونعيم از حذيفه در پاسخ سئوال سلمان از پيامبر اكرم پيرامون نام فرزندش ــ كه مهدى از اولاد او باشد ــ.

و ص 589 بنقل از ابن خشاب از امام على بن موسى الرضا و تصريح آنحضرت باينكه مهدى فرزند عسكرى است .

و نيز ص 589 با ذكر سند بنقل از امام موسى كاظم و تصريح باينكه امام صادق فرمود: « مهدى از فرزندان من باشد ».

و ص 590 متن آنچه را از « الجرح و التعديل » دارقطنى آورديم .

نيز ص 590 بنقل از مناقب خوارزمى([2] [2] ) از سلمان فارسى.

روايتى راكه سلمان وارد بر پيغمبر شد و ديد حضرتش حسين بن على را برروى زانو نشانده و او را مى بوسيد وخبر مى دهد از اينكه حضرت قائم نهمين فرزند حسين باشد

17ــ شيخ عبدالهادى ابيارى ( 1305 ) در « العرائس الواضحه » ص 208

18ــ سيد مؤمن بن حسن شبلنجى ( 1308 ) در « نورالابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار » چاپ بولاق مصر.

مهدى فقيه ايمانى

 



 

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

مهدى (عليه السلام) از فرزندان فاطمه(عليها السلام) دختر پيامبر(صلى الله عليه وآله) است.

 

از جمله پيشگوئيهاى صريح پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پيرامون امام مهدى منتظر در رابطه با مشخصات نسبى و ويژگيهاى فاميلى آن حضرت ، موضوع بودن آن موعود جهانى است از فرزندان فاطمه ، كه در حدود هفتاد نفر از مراجع حديثى و أعلام تاريخى اهل تسنن ، احاديث بيانگر اين امر و فرازهاى تاريخى مربوط بدان را نقل و ثبت كرده اند و محلّى براى شكّ و شبهه در اين باره باقى نگذارده اند; و عباراتى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين باره ايراد فرموده ، بنقل ام سلمه بدين قرار است:

                   « المهدىّ حقّ و هو مِن ولد فاطمة »

                   « المهدىّ مِن ولد فاطمه »

                   « المهدىّ مِن عترتى مِن ولد فاطمة »

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

معترفين از علماى سنى به ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) از نسل فاطمه زهرا(عليها السلام) و امام حسين بن على(عليهما السلام) در نيمه شعبان 255 هجرى

 

در اينجا توجه خوانندگان ارجمند را به يك موضوع مهم جلب مى نمائيم و آن اينكه:

اصل مسأله مهدويّت در اسلام مانند ـ مسأله امامت كه در پيشگفتار بدان اشاره كرديم ـ يك مسأله اتفاقى بين همه مذاهب عقيدتى و فقهى اسلام است.

چيزى كه در اين رابطه مورد اختلاف مى باشد موضوع ولادت حضرت مهدى است كه گروهى انگشت شمار از اهل تسنّن منكر ، و اكثريّت قريب به اتفاقْ موافق با شيعه ، و در منابع عقيدتى ، حديثى و تاريخى خود صريحاً بدان اعتراف كرده اند.

ناگفته پيداست كه معتقدان به ولادت آن حضرت نيز در انتساب آن بزرگوار به امام عسكرى ، و ديگر ويژگيها و شؤون حياتى او از قبيل غيبتو . . .  با شيعه هم عقيده اند.

با توجه به اينكه ما در اين كتاب در انطباق بخشى از فرازهاى سخنان امام در نهج البلاغه با مسأله مهدى منتظر ، متكى به اعتراف ابن ابى الحديد ، شارح نهج البلاغه ، شده ايم ، و نامبرده در موضوع ولادت آن حضرت با شيعه مخالف ، و آن را موكول به بعد نموده است ، ما در اين مقدمه به اسامى بيش از يكصد نفر از دانشمندان و مورخان اهل تسنن كه با شيعه همعقيده ، و به ولادت حضرت مهدى در نيمه دوم قرن سوم هجرى اعتراف كرده اند اشاره مى كنيم; و براى تفصيل بيشتر ، علاقمندان آشنا به زبان عربى را به كتاب « الامام المهدى عند اهل السنة »([1] [3] ) و مقدمه آن ارجاع مى دهيم.

1 ــ ابوبكر محمد بن هارون رويانى ( در گذشته 307 ) در « مسند » مخطوط موجود در كتابخانه ظاهريه شام كه بخش ويژه حضرت « مهدى » در جلد سوم « الامام المهدى عند اهل السنة » مندرج ، تا به يارى خدا چاپ و منتشر گردد.

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

به نام خدا

مدّعيان دروغين مهدويت وكسانيكه كه بدروغ نسبت مهدويت بدانها داده شده

 

همانطوريكه كمابيش بنظر خوانندگان رسيده و مصادر تاريخى و غيرتاريخى بيانگر شرح تفصيلى آنست كه از آغاز بنيانگذارى اسلام تاكنون پيوسته افرادى با فريب و آلت دست قراردادن گروههائى از عوام ، از روى دشمنى به روياروئى اسلام برخواسته و با قتل و غارت و هرج و مرج و اسارت و زندانى نمودن مسلمانان ، و ضديت با احكام اسلام و تكيه زدن بر كرسى رياست ، چند صباحى خودنمائى نموده و بالاخره به زباله دان تاريخ گسيل شده و مى شوند و نمونه آنها ــ كه خود آلت دست استعمارگران خارجى يهودى و مسيحى و عامل اجرائى اهداف شوم آنها بودند ــ رضا شاه پهلوى در ايران و كمال اتاترك در تركيه و جمال عبدالناصر در مصر و صدام تكريتى در عراق و ديگران در ديگر مناطق مسلمان نشين بوده و مى باشند .

افرادى هم به هواى رياست از طريق سوءاستفاده از احاديث مربوط به مهدى موعود و تحريف آنها و فريب دادن افراد ساده لوح زودباور را به دعواى مهدويت و مقام امامت برخاستند و بدون آنكه قيام انها نشانگر سرنخى از مقام امامت يا مقرون به كوچكترين علامت از علائم ظهور مهدى موعود باشد ، يا كمترين درجه از برقرارى قسط و عدل جهانى ( مورد وعده پيامبر بدست حضرت مهدى ) را ارائه دهند ــ بلكه مردم را دچار تفرقه و جدائى از اسلام كردند ــ چند روزى خود را به عنوان مهدى موعود منتظر جا اندازى و قلمداد نمودند ، اما بالاخره مشت خيانت آنها هم بازشد و ادعاى دروغين و بى محتوايشان كشف و آنها هم پس از چندى به زباله دان تاريخ رهسپار شدند .

همچنانكه عده اى هم با زمينه سازى مرحله به مرحله مقام امامت و عنوان مهدى منتظر نخست دعوى بابيت از ناحيه مهدى حقيقى مى كردند و همينكه افراد و گروههائى فريب خورده بدانها مى گرويدند ، دعواى مهدويت را مطرح و گسترش مى دادند .

افراد و گروههائى هم بر اثر برخورد به اخباريكه از ناحيه خبرگذاران صادق امين درباره مهدى موعود و اسلام بدانها رسيده بود و از نظر فراوانى بدان درجه براى آنان يقينى شده و دماغشان آماده براى پرورش اينگونه افكار گرديده بود ، كه بسا نسبت مهدويت را به كسى كه او خود چنين دعوائى نداشت و از اين دعوى بيزارى مى جست مى دادند .

اكنون براى روشن شدن مطلب نام بعضى از مدعيان دروغين مهدويت يا غير مدعيان مورد نسبت را بطور فهرست بنظر خوانندگان ميرسانيم و علاقمندان به آگاهى بر مشخصات تفصيلى هريك را به مصادر مربوطه ارجاع ميدهيم:

1ــ امام اميرالمؤمنين على(عليه السلام) كه فرقه سبائيّه ، پيروان عبداللّه بن سبا ( كه بموجب اثر تأليفى علامه محقق عسكرى اصل وجودش ساختگى و بدور از حقيقت و واقعيت بوده ) حضرتش را مهدى خواندند و پنداشتند كشته نشده و تا آخر الزمان باقى است و خروج ميكند([1] [1] ).

2ــ محمد بن حنفيه ، كه فرقه كيسانيه پنداشتند وى بعد از حسين بن على امام و همان مهدى موعود است و در كوه رضوى بسر ميبرد و از آنجا ظهور و قيام نمايد([2] [2] ) ، بدون آنكه او چنين ادعائى كرده باشد .

3ــ محمد بن عبداللّه محض بن حسن بن حسن بن على ، معروف به نفس زكيه كه پاره اى از جاروديّه وى را مهدى دانسته و در سنه 145هـ از مدينه به مهدويت برخواست و بدسيسه منصور دوانيقى كشته شد([3] [3] ) .

4ــ ابوجعفر محمد بن عبداللّه فرزند منصور دوانيقى كه خود منصور هم از روى رقابت با نفس زكيه مردم را دعوت به مهدويت او مى كرد([4] [4] ) .

5ــ عمر بن عبدالعزيز يكى از خلفاى اموى كه سعيد بن مسيب قائل به مهدويت او شد([5] [5] ) .

6ــ ابومسلم خراسانى كه پاره اى از فرقه « خرّميه » پيروان اتابك خرّمى پنداشتند او همان كسى باشد كه بايد زمين را پر از عدل و داد كند و كشته شدنش را بدست منصور دوانيقى تكذيب نمودند و بانتظار ظهورش بسر مى بردند([6] [6] ).

7ــ امام جعفر بن محمد الصادق ( امام ششم شيعيان ) كه ناووسيه معتقد به مهدويت آن حضرت شدند([7] [7] ) ، اما اصل مقام امامت حضرتش را بدست فراموشى سپردند .

8ــ محمد بن قاسم بن عمر بن على بن الحسين كه جاروديه زيديه به مهدويت او گرايش جستند و در ايام معتصم در طالقان قيام نمود و كشته شد و آنها پنداشتند كشته نشده و بعد از اين ظهور خواهد كرد([8] [8] ).

9ــ امام موسى بن جعفر ( امام هفتم شيعيان ) كه فرقه واقفيه قائل به مهدويت آن حضرت شدند([9] [9] ) .

10ــ محمد بن على عسكرى ، برادر امام حسن عسكرى ، كه طايفه محمديه بعد از وفات آن حضرت قائل به امامت و مهدويت وى گرديدند([10] [10] ).

11ــ امام حسن عسكرى ( امام يازدهم شيعيان ) كه گروهى اعتقاد به مهدويت حضرتش پيدا كردند([11] [11] ) .

12ــ جعفر بن على برادر ديگر امام حسن عسكرى كه عده اى قائل به امامت و مهدويت او گرديدند و خود نيز مدعى مهدويت بود([12] [12] ) .

13ــ عبداللّه بن معاويه بن عبداللّه جعفر بن ابى طالب كه عده اى از مردم وى را مهدى دانسته و گفتند وى زنده است و در كوههاى اصفهان بسر مى برد و البته ظاهر خواهد شد ، و او همان كسى بود كه در ايام حكومت مروان بن محمد در فارس قيام كرد و ابومسلم پس از مدتى كه او را زندانى كرده بود بكشت([13] [13] ).

14ــ يحيى بن عمر از اعقاب زيد بن على كه در ايام مستعين باللّه خليفه عباسى سنه 259 در كوفه قيام كرد ، پس او را كشتند و سرش را از تن جدا نمودند و بعض جاروديه قائل به مهدى منتظر بودن او بودند([14] [14] ).

15ــ موسى بن طلحة بن عبداللّه كه در زمان مختاربن ابى عبيده در بصره قيام كرد و عده اى بعنوان مهدويت بدو گرويدند([15] [15] ) .

16ــ عبداللّه مهدى بود كه بنوشته قرمانى: خود را فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى الرضا ــ يعنى فرزند امام حسن عسكرى امام يازدهم شيعيانــ معرفى كرد .

و بنوشته فخرى بعنوان ابومحمد عبيداللّه بن احمد بن اسماعيل از اعقاب امام جعفر معرفى نمود .

و بنوشته ديگران رشته نسبش غير از دو رشته مذكور است و بطور خلاصه در اصل ارتباطش با سادات و بر فرض ثبوتش در چگونگى آن اختلاف شديد است .

وى در سنه 297 هـ بعنوان مهدويت از افريقا بپا خواست و دولت فاطميين را تشكيل داد كه پس از گذشتن 270 سال منقرض گرديد .

هم او بود كه شهر مهديه را در يكى از سواحل تونس برقرار كرد و هم اكنون پرچم فرانسه برفراز آن در اهتزاز است([16] [16] ) .

17ــ محمد بن عبداللّه بن تومرت علوى حسنى معروف به مهدى هرغى از قبيله مصامده كه در جبال اطلس مراكش سكونت داشتند ، در سال 497 به مهدويت برخاست و تشكيل سلسله « الموحدين » را داد و بر اسپانيا استيلا و تسلط يافت([17] [17] ).

18ــ الناصر لدين اللّه كه از جمله خلفاى عباسى و متولد حدود سنه 550 هـ بود ، سبط ابن تعاويذى وى را بعنوان مهدى منتظر بودن بدين دوشعر ستوده:

انت الامام المهدى ليس لنا***امام حق سواك ينتظر

تبدو لابصارنا خلاقاً لان***يزعم ان الامام منتظر([18] [18] )

19ــ مردى به نام عباس فاطمى در پايان قرن هفتم بين 690 و 700 در ميان غمازه خروج كرد و مدعى شد فاطمى منتظر است و جمعيت انبوهى از غمازه براو گرد آمدند و در پايان امر كشته شد([19] [19] ) .

20ــ شخصى كه معروف به تويزرى منسوب به تويزر از نحله صوفيه بود از رباط ماسه خروج كرد و مدعى مهدى فاطمى بودن شد و بسيارى از اهل سوس و غيره بدو گرويدند و كارش آنچنان بالا گرفت كه سران مصامده ترسيدند و او را كشتند .

اين قضيه در آغاز قرن هشتم ـ در عصر سلطان يوسف بن يعقوب ــ بوقوع پيوست([20] [20] ) .

 21ــ اسحاق سبتى زوى بود كه در دوران سلطنت سلطان محمد چهارم از سلاطين عثمانى بسال 986 هـ به امر مهدويت قيام كرد و اصولا ترك و از اهالى ازمير بود([21] [21] ).

22ــ شخصى بود كه در سنه 1219هـ در مصر قيام به مهدويت نمود و اصولا زاده طرابلس بود و طولى نكشيد با لشكرى كه از فرانسه آمده بود بجنگيد و با عده اى از هواخواهان خود كشته شد([22] [22] ).

23ــ محمد احمد بود كه در سال 1260 هـ در سودان قيام نمود و از قبيله دناقله در جزيره « نبت » مقابل « دنقلا » و بگفته بعضى در « حنك » متولد شده بود([23] [23] ).

24ــ مردى بود كه در رباط عباده دور او گرد آمدند و بعنوان فاطمى منتظر بودن ديگران را به مهدويت خود دعوت كرد و اصولا از نسل و نژاد پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود([24] [24] ) .

25ــ احمد بن احمد كيال بود كه نخست مردم را بمقام امامت خود دعوت كرد ، سپس بعنوان مهدويت قيام نمود و طائفه كياليه را تشكيل داد([25] [25] ) .

26ــ محمد مهدى سنوسى فرزند شيخ محمد سنوسى بود كه در اواسط قرن نوزده مسيحى از مغرب زمين برخواست و قبل از مرگ با اشاره باينكه خود او مهدى منتظر نيست بلكه او از اين پس خواهد آمد نفى مهدويت خويش نمود و شايد مقصودش از خبر آمدن بعد از اين ، قيام پسرش بود([26] [26] )

27ــ ميرزا غلام احمد قاديانى بود كه در اوائل قرن نوزده ميلادى سنه 1826 از پنجاب هندوستان قيام كرد و با سيكهاى آن سرزمين بر مبناى ادعاى نبوت بجنگيد و فرقه قاديانى را كه هم اكنون داراى پيروانى در هند است تشكيل داد([27] [27] ) .

28ــ سيد احمد پسر محمدباريلى بود كه او را مهدى وهابى نيز گويند ، تولدش بسال 1224 در يكى از شهرهاى هندوستان به نام « بريلى » اتفاق افتاد ، پس در خلال نيمه اول از سده سيزده از بين فرقه وهابى در هند قيام به نشر آن مذهب سخيف نمود و به عنوان يكى از اولاد امام حسن بن على ( امام دوم شيعيان ) خود را شهرت داد سپس بر عليه هندوها و سيك هاى پنجاب هند اعلام جنگ نمود و با برافروخته شدن آتش جنگ مغلوب و كشته شد و بالاخره با تبليغاتى كه داشت و انتشار مى داد زمينه براى قيام احمد قاديانى نامبرده مستعد و موجبات نفوذ براى وى بيشتر فراهم شد([28] [28] ) .

29ــ على محمد شيرازى معروف به باب پسر ميرزا رضاى بزاز شيرازى و متولد همان شهر بسال 1235 از زنى به نام خديجه بود ، وى از كمالات علمى و ادبى جز زبان فارسى كه در شيراز نزد معلمى به نام شيخنا آموخته بود و مقدار كمى هم صرف و نحو خوانده بود بهره ديگرى نداشت و بيشتر اهتمام در رشته رياضت و انجام امور شاقّه به منظور تسخير جن و روحانيّات داشت و بالاخره پس از مدتى بسر بردن در بندر بوشهر رفته رفته دچار خشكى دماغ و خستگى مغز گرديد ، پس از بوشهر به كربلا رفت و از تابعين شيخ احمد احسائى شد و با سيد كاظم رشتى كه از شاگردان و مروجين احسائى بود و در بافندگى و جاهم اندازى اباطيل و خرافات مهارتى بسزا داشت مصاحبت نمود([29] [29] ) ، پس از فوت احسائى و سيد كاظم رشتى به شاگرد ديگر احسائى حاج كريم خان ( مؤسس فرقه ضاله شيخيه كه عنوان ركن رابع بودن را مطرح نمود ) بپيوست ، و نخست به عنوان باب او و خليفه الخليفة سر برافراشت و چون آوازه اش بلند شد و قدرى بر سر زبانها افتاد خود را به باب مهدى منتظر معرفى نمود .

سپس دم از استقلال و مهدويت زد و چون متوجه شد به قول عوام « خر فراوان است » و مريدانى از خود جاهل تر و احمق تر به دورش گرد آمدند دعواى نبوت را مطرح نمود و بافته هايى را ــ به عنوان وحى الهى و آيات آسمانى كه خالى از معنا و عارى از قانون ادب و محاوره و برخلاف منطق و در حقيقت بهترين سند حماقت و فساد عقلى او و پيروانش بود ــ انتشار داد و در پايان جنون او شدت يافت و هوس خدائى و الوهيت پيدا كرد كه كتاب « البيان » وى بهترين شاهد و بيانگر كفريات اوست .

توضيحا چون سياست اجانب پشتيبانى از وى را مقتضى ديد با نفوذى كه در داخله مملكت ايران داشت موجبات تقويت و گسترش فساد او را با هزينه تبليغاتى و جلوگيرى از تعرض ديگران بر عهده گرفت تا انجا كه با تحليل هرگونه حرامى و آزادى در ارتكاب هرگونه بدعت و عمل نامشروع عده اى از عوام الناس و افراد سفله و بى بند و بار فريب او را خوردند و بدو پيوستند .

در آغاز امر علما و روحانيون آن عصر بخاطر راه و رسم جنون آميزى كه از وى به نمايش درآمد از حكم به قتل او خوددارى و استنكاف نمودند و چون هر روز شراره هاى فتنه او گسترش مييافت ، بمنظور جلوگيرى از شرّش و مصونيت مردم از آتش فتنه و بيراهه برى وى لازم دانستند حكم قتلش را صادر نمايند همچنانكه فتوى به كفر و نجس بودن بهائى ها و ممنوعيت ازدواج با آنها را صادر نمودند . از طرفى هم چون فتنه او مقام سلطنت را تهديد مى كرد حكم قتلش عملا تأييد و با به دار آويختن و اعدامش معلوم شد او هم يكى از مهدى هاى دروغين بود كه نخست بدست عوامل روس رشد و پرورش يافت و بعد از موجوديت او كه كانون فساد از آب درآمد انگليسى ها از وى بهره بردارى نمودند و بالاخره مليونها نفر مسلمان ضعيف و خوش باور را از اسلام و تشيع جدا كرده گرايش به كفر دادند([30] [30] ) .

آرى متاسفانه ــ با اينكه بر اثر سقوط شاه طرفدار آنها و برقرارى جمهورى اسلامى و برچيده شدن بساط سلطنت كه يك بُعدش سوء استفاده هرچه بيشتر بهائى گرى از قدرت آن بود بساط آزادى و رسميت بهائى گرى در ايران برچيده شد ــ هنوز اين رشته باطل كم و بيش سر دراز دارد و از طريق عوام فريبى در گوشه و كنار بدين روش باطل كفر آميز ادامه مى دهند .

 

*__*__*

 

و اما كسانى كه در عصر ائمه اطهار عليهم السلام به دروغ مدعى بابيت و نيابت و سفارت از طرف حضرت بقية اللّه محمد بن الحسن العسكرى عج شدند ، پس محدث عاليقدر شيعه شيخ طوسى تعداد هشت نفر را معرفى نموده كه ما بخاطر اختصار به ذكر نام آنها بسنده كرده و خواستاران شرح حال تفصيلى آنها را به كتاب « الغيبة » محدث نامبرده ارجاع مى دهيم:

1ــ ابومحمد حسن معروف به شريعى از اصحاب امام هادى و امام عسكرى بود كه به دعواى بابيت از ناحيه حضرت مهدى برخواست و از آن ناحيه توقيع در لعن وى صادر گرديد .

2ــ محمد بن نصير نميرى .

3ــ احمد بن هلال كرخى .

4ــ ابوطاهر محمد بن على بن بلال .

5ــ حسين بن منصور حلاج صوفى كه ابوالقاسم بن روح يكى از وكلاى امام زمان در عهد غيبت صغرى به امر امام دستور مهدور الدم بودنش را صادر نمود ، نيز بحكم علما تكفير شد ، اما در نظر صوفيه دست كمى از مقام نبوت نداشته و ندارد بلكه دعواى خدائى هم از وى سرزد و بالاخره محكوم به اعدام شد.           ]خيراتيه ج 1 ص 159 ــ 161[

6ــ ابوجعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر.

7ــ ابوبكر بغدادى برادر زاده محمد بن عثمان عمرى ( نايب دوم از نواب اربعه حضرت مهدى ).

8ــ ابودلف ــ رفيق ابوبكر بغدادى ــ ([31] [31] ).

درپايان اين مقال توجه خوانندگان را بدين نكته جلب و يادآور مى شويم كه از بررسى احوال نامبردگان و كسانى كه پيروى از آنها مى كردند يا مهدويت را به كسى كه خود مدعى نبود نسبت مى دادند معلوم و محقق ميشود كه اصل موضوع مهدويت در اسلام و عقيده به ظهور و قيام مهدى موعود و برقرار شدن انقلاب اسلامى جهانى و عدل و داد سراسرى بدست او پديده يك سلسله آيات شريفه قران و فرموده هاى پيامبر اكرم و بعضى از صحابه الهام گيرنده از ان حضرت است كه مورد اتفاق سنى و شيعه مى باشد ، و بر اساس همين ايات و احاديث و پيشگوييها و هشدارها بود كه مردم از باستان زمان آماده براى ظهور مهدى موعود منتظر و چشم براه او بوده اند و مهدى هاى دروغين و نواب هاى قلابى و ادعايى هم از اين رهگذر سوء استفاده نموده و بعنوان مهدى و نايب مهدى قيام نموده و هردسته و گروهى فريب يكى از اينها را خورده و به پيروى و ترويجش مى شتافتند

پس اگر عنوان مهدويت اصالت اسلامى نداشت نه مدعيان دروغين مى توانستند آن را مطرح ووسيله تجمع عوام به دور خود قرار دهند ، و نه عوام و پيروان مهدى هاى ادعايى سرنخى در دست داشتند كه بدانها معتقد و علاقمند شوند و از آنان پيروى نمايند .

بطور خلاصه اصالت مهدويت و ريشه گرفتن آن از ناحيه شخص پيغمبر (صلى الله عليه وآله) بود كه فريب دهندگان آن را سرنخ دعواى مهدويت قرار دادند و فريب خوران هم آن را سرنخ گرايش به مهدى هاى ادعايى و دروغين قلمداد نمودند و كار هر دو دسته به كفر و جدايى از اسلام راستين منتهى شد .

مهدى فقيه ايمانى

 

نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

به نام خدا


 

نظر به اينكه در اوائل سده دهم هجرى شخصى بنام محمد جونپورى با فريب دادن مردم عوام سنى به عنوان مهدى منتظر در سرزمين هند قيام كرد و گروههائى از عوام فريب خور بدو گرويدند وبالاخره كم كم موضوع مهدويت او مسئله آفرين شد ، اهل تسنن از چهارنفر از علماى سنى درباره شخصيت مهدى و مهدويت جونپورى استفتاء و نظرخواهى شرعى نمودند .

آنها هم با تكيه و استناد به احاديثى كه بيانگر علائم ظهور مهدى موعود منتظر است و شخص مدعى مهدويت هم فاقد شرايط امامت بود و هم ظهورش غير مقرون به علائم ظهور حضرت مهدى ، او را تخطئه و رد نموده و حتى خود و پيروانش را ــ بر اساس بيراهه روى و تكفير مسلمانان مخالف  با وى ــ تكفير و محكوم به ارتداد و اعدام كردند .

اكنون ما بخاطر رعايت اختصار از ذكر متون آن فتاوى معذرت خواسته ولى در رابطه با موضوع بحث كه در رد و رهنمون منكران حضرت مهدى و تخطئه كنندگان احاديث پيرامون آنحضرت خلاصه مى شود خواستاران آنرا به كتاب «البرهان» متقى هندى (باب سيزدهم) كه در رد محمد جونپورى و مشتمل بر فتاوى مذكور است ارجاع مى دهيم تا خود با ملاحظه آن فتاوى پى به واقع امر و مخالفت جدى علماى سنى با منكرين آنحضرت برند و در شناخت مهدى راستين اسلام از مهدى هاى دروغين هر عصر و زمانى دچار اشتباه نشوند .

مهدى فقيه ايمانى

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ردّيه هاى علما و دانشمندان سنى بر منكرين مهدى منتظر يا تكذيب كنندگان احاديث پيرامون آن حضرت

 

1ـ ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون ،

ابوالفيض سيد احمدبن محمد بن صديق غمارى ، شافعى ، ازهرى ، مغربى ، ( درگذشته1380 ) چاپ مطبعه ترقى دمشق 1347 ،

ابراز الوهم من كلام ابن حزم ،

احمدبن صديق غمارى مؤلف قبل ، چاپ 1347 مطبعه ترقى دمشق ،

3ـ الاحتجاج بالاثر على من انكر المهدى المنتظر ،

 شيخ حمّود بن عبداللّه تويجرى ، از اساتيد دانشگاه اسلامى مدينه ، در رد بر شيخ ابن محمود قاضى قطر در دو جلد ، چاپ جلد اول 1394 و جلد دوم 1396 در رياض ،

4ـ الى مشيخة الازهر ،

شيخ عبداللّه سبيتى عراقى در رد بر « المهدوية فى الاسلام » سعد محمد حسن ، چ 1375 هـ دارالحديث بغداد ،

5ـ تحديق النظر فى أخبار الامام المنتظر ،

شيخ محمد عبدالعزيز بن مانع ( 1385 ) پيرامون اثباث احاديث حضرت مهدى ، و در ردّ گفته هاى ابن خلدون ،

6ـ الجزم ، لفصل ابن حزم ،

در ردّ ابن حزم است كه بخشى از كتاب « الفصل فى الملل و الاهوا و النحل » او در تخطئه و تكذيب احاديث مهدى منتظر ميباشد ، و شيخ كاظم حلى ( متولد حوالى 1300 ) آن را در دوجلد ضخيم تنظيم و چاپ نمود . ]الذريعه 5/104[ ،

7ـ الرد على من كذّب بالاحاديث الصحيحة الواردة فى المهدى ،

عبدالمحسن العباد ، استاد دانشگاه اسلامى مدينه و عضو هيئت تدريسى آن ، چاپ مجله دانشگاه شماره 45 ص 297 ــ 328 و شماره 46 ص 361 ــ 383 ،

اين مقاله يا رساله كه بيانگر محققانه ترين بحث حديثى و تاريخى پيرامون مهدويت و قيام مهدى منتظر است در رد بر كتاب « لامهدى ينتظر بعد الرسول » شيخ ابن محمود قطرى است و در اصالت مهدويت و قيام مصلح جهانى خلاصه شده ، هرچند در امر ولادت حضرت و موضوع حسينى بودن آن بزرگوار مخالف با شيعه و بر خلاف نظر اعترافى بيش از يكصد نفر از علماى سنى مى باشد كه اعتراف به هر دو موضوع نموده اند ، و اين جانب را در اين زمينه با او خاطره اى است كه در كتاب « شناخت امام » آورده ام و در اينجا مجال ذكرش نيست ،

8ــ مع الدكتور احمد امين فى حديث المهدى و المهدويه ،

محمد امين زين الدين چاپ مطبعه دارالنشر نجف اشرف 1371 هـ 1951م ،

9ــ المهدى واحمد امين ،

محمد على زهيرى نجفى ، چاپ اول 1370هـ 1950 م نجف اشرف ،

اين كتاب هم در رد كتاب نامبرده احمد امين مصرى است ،

10ـ نقد الحديث بين الاجتهاد و التقليد

سيد محمد رضا حسينى در رد بر على حسين سائح ليبى ، چاپ دوم قم ، 1417هـ ،

11ـ الوهم المكنون فى الردّ على ابن خلدون ،

ابوالعباس بن عبدالمؤمن ، مغربى ،

12ــ هدى الغافلين الى الدين المبين ،

سيد مهدى صالح كشوان قزوينى ،

اين كتاب در پاسخ به شبهات ابن حزم پيرامون مهدويت حضرت مهدى خلاصه شده و بسال 1335 از تاليف آن فراغت جسته ،

]كتابنامه حضرت مهدى( ع ) آقاى مهدى پور 2/778[

اكنون مى گوييم: فرموده هاى پيامبر اكرم ( ص ) در رابطه با موضوع نخستين مطرح كننده بودن امر مهدويت در اسلام و عنايت و اهميتى را كه پيرامون مسئله امامت ارائه داد در دو بخش خلاصه مى گردد:

بخش اول: ايراد حديث « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليه » و فرازهاى مشابه بود كه با مطرح كردن آن مرگ هر مسلمان بدون شناخت « امام زمان » زمانش را تهديد و محكوم به مرگ جاهلى فرمود ، و بطور كلى و قاطعانه امر امام شناسى را سرنوشت سازترين مسائل اسلامى اعلام كرد.

بخش دوم آن: معرفى امامان بعد از خود بود كه از جمله مهدى منتظر محمد بن الحسن العسكرى را ( با تمام مشخصات نسبى و خانوادگى و شكل و شمايل و ديگر ويژه گى هاى محلى و تاريخى و رخدادهاى مربوطه به دوران امامتش ) به عنوان آخرين خليفه و امام برحق و يگانه مصلح جهانى بودن معرفى و اعلام فرمود.

بر اين اساس با توجه به مقاله پرفسور . . . كه در انكار احاديث پيرامون مهدى منتظر و سرنخ گرفتن عقيده به او از يهود ونصارى خلاصه شده ، فهرستوار مى پردازيم به ذكر مسائل مربوط به اصالت اسلامى امر مهدى منتظر از ديدگاه اهل تسنن كه پرفسور هم خود سنى و ناگزير از پذيرفتن مصادر مربوطه و تن دادن به اعترافات كتبى صدهانفر از علماى سنى و اساتيد و دانشمندان اين فرقه مى باشد.

مهدى فقيه ايمانى

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

به نام خدا

     تعداد 152 اثر تأليفى( كتاب ، رساله ، مقاله ) علما ودانشمندان اهل تسنن درباره حضرت مهدى ( عج )

 

1 ــ  « إبراز الوهم المكنون من كلام إبن خلدون ، فى أحاديث الواردة فى المهدى » يا « المرشد المبدى لفساد طعن ابن خلدون فى أحاديث المهدى ».

أحمد بن محمّد بن صديق شافعى مغربى ( درگذشته1348 ).

چاپ دمشق و عيناً مندرج در « الامام المهدى عند أهل السنّة » 2/223.

2 ــ  « ابراز الوهم من كلام إبن حزم ».

أحمد بن صديق بخارى حضرمى( 1380 ).

چاپ 1347 مطبعه ترقى دمشق ، در ردّ بر إبن حزم اندلسى ( متوفاى 456 ) كه در كتاب « الفصل بين الاهواء و النّحل » از موضوع مهدويت تخطئه و انتقاد نموده و احاديث مهدى منتظر را تضعيف و بى اعتبار وانمود كرده است.

3 ــ  « اتحاف الجماعة بما جاء فى الفتن و الملاحم و اشراط الساعة »

شيخ محمود بن عبداللّه تويجرى.

ج اول چاپ اول 1394 چاپخانه الرياض عربستان سعودى.

4 ــ  « اتحاف الجماعة . . . ».

ج 2 چاپ 1396 رياض عربستان سعودى.

] دليل مؤلفات الحديث الشريف1/483 [

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

 با مرورى بر مصادر حديثى ، تاريخى ، عقيدتى ، وتفسيرى شيعه وسنى بدين حقيقت پى خواهيم برد كه نخستين كسى كه موضوع مهدى منتظر و قيام جهانى او را مطرح و ايراد كرد و حتى مشخصات خانوادگى و پدران و اجدادش را آنچنان دقيقا اعلام نمود كه زمينه سوء استفاده مهدى هاى ادعائى و دروغين را از عنوان « مهدى منتظر » خنثى و منتفى نمود ، همانا شخص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود .

آرى حضرتش همانند ديگر شئون سرنوشت ساز اسلامى ، بر اساس وحى الهى ، مسئله مهدويت را پايه گذارى فرمود و نيز با ايراد يك سلسله علائم و نشانه هاى ظهور و ويژگيهاى محلى و تاريخى قيامش ، مسلمانان را هشدار داد كه هم به موقع منتظر و آماده ظهور و قيام « حضرت مهدى واقعى » باشند .

هم فريب مهدى هاى دروغين وساختگى شيطان صفت و رياست طلب رانخورند ، وهم به اباطيل و گفته هاى خلط مبحث كننده گان حقايق دينى با افكار مغرضين و مستشرقين يهودى و مسيحى ترتيب اثر ندهند .

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 18 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صفحه قبل 1 ... 36 37 38 39 40 ... 56 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , antidajjal.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com