▒▓█ ضددجال_آنتی دجال █▓▒

اللهّم عجّل الولیک الفرج

به نام خدا

كسى كه خروج و قيام مهدى منتظر را انكار نمايد يا آن را تكذيب كند و دروغ انگارد ، بدانچه خدا بر پيامبر نازل فرموده كافر شده

 

از جمله فرموده هاى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در رابطه با مهدى منتظر و خروج آن حضرت اين دو حديث است كه هريك بيانگر كفر كسى باشد كه ظهور و خروج او را انكار يا حضرتش را تكذيب نمايد:

     1ــ عن جابر بن عبداللّه قال قال رسول اللّه ( ص ): « من انكر خروج المهدى فقد كفر بما انزل على محمد  . . . »

     2ــ « . . . و من كذّب المهدى فقد كفر »

و اما مصادر نقل آنها پس بدين قرار است:

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

به نام خدا

مدّعيان دروغين مهدويت وكسانيكه كه بدروغ نسبت مهدويت بدانها داده شده

 

همانطوريكه كمابيش بنظر خوانندگان رسيده و مصادر تاريخى و غيرتاريخى بيانگر شرح تفصيلى آنست كه از آغاز بنيانگذارى اسلام تاكنون پيوسته افرادى با فريب و آلت دست قراردادن گروههائى از عوام ، از روى دشمنى به روياروئى اسلام برخواسته و با قتل و غارت و هرج و مرج و اسارت و زندانى نمودن مسلمانان ، و ضديت با احكام اسلام و تكيه زدن بر كرسى رياست ، چند صباحى خودنمائى نموده و بالاخره به زباله دان تاريخ گسيل شده و مى شوند و نمونه آنها ــ كه خود آلت دست استعمارگران خارجى يهودى و مسيحى و عامل اجرائى اهداف شوم آنها بودند ــ رضا شاه پهلوى در ايران و كمال اتاترك در تركيه و جمال عبدالناصر در مصر و صدام تكريتى در عراق و ديگران در ديگر مناطق مسلمان نشين بوده و مى باشند .

افرادى هم به هواى رياست از طريق سوءاستفاده از احاديث مربوط به مهدى موعود و تحريف آنها و فريب دادن افراد ساده لوح زودباور را به دعواى مهدويت و مقام امامت برخاستند و بدون آنكه قيام انها نشانگر سرنخى از مقام امامت يا مقرون به كوچكترين علامت از علائم ظهور مهدى موعود باشد ، يا كمترين درجه از برقرارى قسط و عدل جهانى ( مورد وعده پيامبر بدست حضرت مهدى ) را ارائه دهند ــ بلكه مردم را دچار تفرقه و جدائى از اسلام كردند ــ چند روزى خود را به عنوان مهدى موعود منتظر جا اندازى و قلمداد نمودند ، اما بالاخره مشت خيانت آنها هم بازشد و ادعاى دروغين و بى محتوايشان كشف و آنها هم پس از چندى به زباله دان تاريخ رهسپار شدند .

همچنانكه عده اى هم با زمينه سازى مرحله به مرحله مقام امامت و عنوان مهدى منتظر نخست دعوى بابيت از ناحيه مهدى حقيقى مى كردند و همينكه افراد و گروههائى فريب خورده بدانها مى گرويدند ، دعواى مهدويت را مطرح و گسترش مى دادند .

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

معترفين از علماى سنى به ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) از نسل فاطمه زهرا(عليها السلام) و امام حسين بن على(عليهما السلام) در نيمه شعبان 255 هجرى

 

در اينجا توجه خوانندگان ارجمند را به يك موضوع مهم جلب مى نمائيم و آن اينكه:

اصل مسأله مهدويّت در اسلام مانند ـ مسأله امامت كه در پيشگفتار بدان اشاره كرديم ـ يك مسأله اتفاقى بين همه مذاهب عقيدتى و فقهى اسلام است.

چيزى كه در اين رابطه مورد اختلاف مى باشد موضوع ولادت حضرت مهدى است كه گروهى انگشت شمار از اهل تسنّن منكر ، و اكثريّت قريب به اتفاقْ موافق با شيعه ، و در منابع عقيدتى ، حديثى و تاريخى خود صريحاً بدان اعتراف كرده اند.

ناگفته پيداست كه معتقدان به ولادت آن حضرت نيز در انتساب آن بزرگوار به امام عسكرى ، و ديگر ويژگيها و شؤون حياتى او از قبيل غيبتو . . .  با شيعه هم عقيده اند.

با توجه به اينكه ما در اين كتاب در انطباق بخشى از فرازهاى سخنان امام در نهج البلاغه با مسأله مهدى منتظر ، متكى به اعتراف ابن ابى الحديد ، شارح نهج البلاغه ، شده ايم ، و نامبرده در موضوع ولادت آن حضرت با شيعه مخالف ، و آن را موكول به بعد نموده است ، ما در اين مقدمه به اسامى بيش از يكصد نفر از دانشمندان و مورخان اهل تسنن كه با شيعه همعقيده ، و به ولادت حضرت مهدى در نيمه دوم قرن سوم هجرى اعتراف كرده اند اشاره مى كنيم; و براى تفصيل بيشتر ، علاقمندان آشنا به زبان عربى را به كتاب « الامام المهدى عند اهل السنة »([1] [3] ) و مقدمه آن ارجاع مى دهيم.

1 ــ ابوبكر محمد بن هارون رويانى ( در گذشته 307 ) در « مسند » مخطوط موجود در كتابخانه ظاهريه شام كه بخش ويژه حضرت « مهدى » در جلد سوم « الامام المهدى عند اهل السنة » مندرج ، تا به يارى خدا چاپ و منتشر گردد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

مهدى موعود منتظر حسينى و از فرزندان امام حسين بن على(عليهما السلام) است نه حسنى و از فرزندان امام حسن بن على(عليهما السلام)

 

از جمله پيشگوئيهاى پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله در رابطه با مشخصات نسبى و ويژه گيهاى خانوادگى امام مهدى منتظر(عليه السلام)موضوع حسينى بودن او ست كه حضرتش با تعبيرات مختلف جدّ پدرى آن امام بزرگوار را ابوعبداللّه  ، حسين بن على بن ابى طالب معرفى و اعلام فرمود .

البته بشرحى كه بعداً ملاحظه مى شود حداقل يكصد و بيست و هشت نفر از اعلام حديثى و تاريخى اهل تسنن در مصادر حديثى و منابع تاريخى مربوطه اعتراف به ولادت حضرت مهدى در حدود نيمه دوم قرن سوم هجرى نموده و عموما به سلسله نسب پدرى آن بزرگوار كه از امام حسن عسكرى منتهى به امام حسين بن على بن ابيطالب مى شود تصريح كرده اند و ديگر جاى هيچگونه شكى نيست كه حضرت مهدى موعود منتظر حسينى است و چندان نيازى به طرح عنوان حسينى بودن آن بزرگوار نخواهد بود .

ولى جهت آگاهى خوانندگان به حقايق تاريخى وكشف وبرملاشدن دروغبافى وبى راهه روى مدعيان حسنى بودن مهدى منتظر ، لازم دانستيم توجه خوانندگان رابه اين مطلب جلب تاسيه روى شود هر كه در او غش باشد .

واينك اسامى تعدادى از ناقلين و معترفين به حسينى بودن حضرت مهدى عج:

1ــ علامه محقق اديب ابن قتيبه دينورى ( 276 ) در غريب الحديث نقل از امام امير مؤمنان على عليه السلام نموده كه  مهدى را مطرح نمود و فرمود: « انّه من ولد الحسين عليه السلام ،همانا كه مهدى از فرزندان حسين باشد . . . ، و ذكر حليته فقال: رجل اجل الجبين . . . »

] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 281 و 19/130 [

2ــ حافظ ابوالحسن على بن عمر دارقطنى شافعى ( متوفاى 385 ) ــ  به نقل البيان گنجى شافعى آخر باب نهم و قندوزى در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهارــ در « الجرح و التعديل » ذيل روايت مفصلى از ابوسعيد خدرى ( كه بيانگر بيمارشدن پيامبر اكرم و رفتن فاطمه به عيادت و ديدار آن بزرگوار و ايراد و اعلام آن حضرت باروى سخن به فاطمه ، شش امتيازى را كه خداوند بدان خاندان عنايت فرموده مى باشد ) آورده است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)فرمود: از جمله امتيازات ششگانه اينكه: مهدى اين امت كه عيسى پشت سرش نماز ميخواند از ما خاندان باشد ،

سپس دست بر شانه حسين ــ كه حاضر در مجلس بود زد و فرمود: « مِن هذا مهدىُّ الامّة »

از اين ( حسين ) باشد مهدى ( منتظر اين ) امت .

نيز قندوزى در ينابيع الموده اواسط باب نود و چهار صفحه 590 اين فراز از حديث را آورده است .

3ــ حافظ ابونعيم اصفهانى ( 430هـ ) در كتاب « اربعون حديثاً فى المهدى » به عنوان حديث ششم با ذكرسند نقل از حذيفه رض نموده كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)باايراد خطبه و خبردادن از رخدادهاى جهان فرمود:

« لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد ، لطول اللّه عزوجل ذلك اليوم ، حتى يبعث رجلا من ولدى اسمه اسمى.

فقام سلمان رض فقال: يا رسول اللّه ، من اىّ ولدك هو؟

قال: من ولدى هذا و ضرب بيده على الحسين عليه السلام » ([1] [1] )

توضيحا اين روايت را ديگر نامبردگان ذيل بهمين مضمون و با كمى اختلاف در تعبيرات نقل كرده اند كه بخاطر محدوديت مقاله از ذكر متون مربوطه تا فرصت بعدى معذرت مى خواهيم

4ــ اخطب خطباء خوارزم موفق بن احمد مكى خوارزمى ( 586 ) در مقتل الحسين اوائل فصل هفتم ص 146 .

5ــ شيخ الاسلام ابوالعلاء حسن بن احمد بن حسن عطار همدانى ــ صاحب « اربعون حديثا فى المهدى » ــ ( 569 هـ ) بشرح مندرج در « فرائد السمطين » و به نقل « مناقب كاشى ــ مخطوط و موجود در كتابخانه آيت اللّه مرعشى در قمــ » .

6ــ ابن ابى الحديد ( 656 ) در شرح نهج البلاغه ج 1 ص 281 ــ 282 وج 19 ص130 بااشاره به نقل ابن قتيبه در« غريب الحديث » از على(عليه السلام) .

7ــ محمد بن يوسف گنجى شافعى ( مقتول سنه 658 ) در « البيان فى اخبار صاحب الزمان » ص 90 چاپ نجف باب نهم به نقل از « الجرح و التعديل » دارقطنى ،

8ــ يوسف بن يحيى مقدسى شافعى سلمى ( 685 ) در « عقد الدرر فى اخبار المنتظر » چاپ 1399 مكتبه عالم الفكر مصر ،

باب اول ص 24 بنقل از « صفة المهدى » ابونعيم از حذيفه

 آخر باب 2 ص 32 بنقل از مصدر فوق

باب 4 فصل 2 ص 89 بنقل از جابربن يزيد جعفى از ابوجعفر ( امام باقر ع ) و ص 95 بنقل از امام اميرالمؤمنين عليه السلام ،

باب ششم تحت عنوان: فى تصريح النبى بانّ المهدى من ولد الحسين بنقل از دارقطنى صاحب « الجرح و التعديل »

اواسط باب 4 ص 127 بنقل از فتن نعيم بن حماد از عبداللّه بن عمرو

باب نهم فصل سوم ص 223 از « صفة المهدى » حافظ ابونعيم و حافظ ابوعبدالله نعيم بن حمّادو« معجم »حافظ ابوالقاسم طبرانى ازعبداللّه بن عمرو

9ــ محب الدين طبرى ( 694 ) در « ذخائر العقبى » ص 136ــ137 ،

10ــ شيخ ابراهيم بن محمد بن مؤيد بن عبداللّه جوينى خراسانى ( 730 ) در « فرائد السمطين ــ فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الائمة من ذريتهمــ » ج 2 ص 325ــ326 شماره 575 با ذكر سند منتهى به حافظ ابوالعلا حسن عطار همدانى .

11ــ حافظ شمى الدين ذهبى ( 748 ) در ميزان الاعتدال ج 2 ص 382 ذيل نام عباس بن بكار ضبى

12ــ سيدعلى شهاب همدانى ( 786 ) در « مودة القربى و اهل العباء » مندرج در « ينابيع الموده قندوزى ص 308 چاپ نجف » مودّه دهم ضمن چند روايت مختلف و هم مضمون .

13ــ محمد بن محمود حافظى معروف به خواجه پارسا ( 822 ) در « فصل الخطاب »مشروحاحضرت مهدى راازفرزندان امام حسن عسكرى دانسته واعلام نموده ] ينابيع الموده باب 65 ، ص 464 چ نجف [

14ــ ابن حجر عسقلانى ( 852 ) در « لسان الميزان » ج 3 ص 300 طبق متن فرائدالسمطين .

15ــ ابن صبّاغ مالكى ( 855 ) در « فصول المهمّه فى معرفة الأئمة » ص 277 بنقل از ابونعيم عين آنچه را كه از حذيفه آوده .

16ــ سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى ( 1294 ) در« ينابيع المودة » اواخر باب 54 ص 197 چاپ نجف بنقل از مودة القربى همدانى .

اوايل باب 77 ص 534 بنقل از على ( ع ) از پيامبر ( ص ) و از سليم بن قيس از سلمان حديثى را كه با روى سخن به حسين فرمود: « . . .انت ابوحجج تسعة تاسعهم قائمهم المهدى » بنقل از حموينى و خوارزمى ، و بنقل از ابن عباس با تعبير « و تسعة من ولد الحسين مطهرون » از حموينى

اواسط باب 94 ص 588 بنقل از اربعين حافظ ابونعيم از حذيفه در پاسخ سئوال سلمان از پيامبر اكرم پيرامون نام فرزندش ــ كه مهدى از اولاد او باشد ــ.

و ص 589 بنقل از ابن خشاب از امام على بن موسى الرضا و تصريح آنحضرت باينكه مهدى فرزند عسكرى است .

و نيز ص 589 با ذكر سند بنقل از امام موسى كاظم و تصريح باينكه امام صادق فرمود: « مهدى از فرزندان من باشد ».

و ص 590 متن آنچه را از « الجرح و التعديل » دارقطنى آورديم .

نيز ص 590 بنقل از مناقب خوارزمى([2] [2] ) از سلمان فارسى.

روايتى راكه سلمان وارد بر پيغمبر شد و ديد حضرتش حسين بن على را برروى زانو نشانده و او را مى بوسيد وخبر مى دهد از اينكه حضرت قائم نهمين فرزند حسين باشد

17ــ شيخ عبدالهادى ابيارى ( 1305 ) در « العرائس الواضحه » ص 208

18ــ سيد مؤمن بن حسن شبلنجى ( 1308 ) در « نورالابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار » چاپ بولاق مصر.

مهدى فقيه ايمانى

 



 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صبغه‌ يهودي زده‌ تمدن مدرن

  منبع: سايت - باشگاه انديشه

از زماني كه «فيلون» يهودي حاصل تعاليم دستگاه‌هاي فلسفي يوناني را با آموزه‌هاي عهد عتيق پيوند زد و ماحصل اين پيوند در قالب تعاليم «پولس» به عنوان يكي از اركان تئوريك كليساي كاتوليك مطرح گرديد، نفوذ گسترده‌ي يهوديت در مسيحيت تحريف شده و به تبع آن كليت تمدن غرب آغاز گرديد. البته ميزان و كيفيت نفوذ تعاليم دنيا زده‌ي يهوديت توراتي [تورات تحريف شده] در قرون وسطي و عصر جديد تمدن غربي يكسان و به يك اندازه نبوده است. در سده‌هاي ميانه و در حالي كه مسيحيت كاتوليك در اعماق باورهاي خود تا حدودي از مضامين و درون مايه‌هاي يهودي متأثر بود، اما در خودآگاهي رسمي كليساي كاتوليك نحوي استقلال و مرزبندي با يهوديت ديده مي‌شد و اصحاب كليسا به همراه مردمي كه از دست رباخواري‌هاي ستمكارانه يهوديان خسته و كلافه شده بودند؛ به بهانه‌ي به صليب كشيده شدن حضرت عيسي (ع) به دست يهوديان به مبارزه با اين اقليت طماع و حريص و ثروتمند مي‌پرداختند.

اما در دوران مدرنيته وضع تا حدود زيادي دگرگون گرديد و نفوذ يهوديت از سپيده‌دم رنسانس و به ويژه در عصر رفرماسيون و دوران روشنگري عمق و گستره‌ي بسياري يافت به گونه‌اي كه مؤلفه‌ي انديشه و فرهنگ يهودي در هيئت اومانيسم و تمدن بورژوازي مدرن به وجه غالب و حاكم عصر جديد بدل گرديد. هيچ دوره‌اي از تاريخ غرب به لحاظ ابعاد نفوذ يهوديت و روح دنيامدار و سوداگر و حس‌گراي آن با عصر مدرن قابل مقايسه نمي‌باشد. در دوره‌ي مدرن انديشه‌ها و ارزش‌هاي يهودي به وجه حاكم فرهنگ غرب مدرن و خود يهوديان به گروه برگزيده و نور چشمي سرمايه‌سالاري مدرن بدل گرديدند. اساساً آرمان مبنايي مدرنيته كه در ايده‌ي ساختن بهشت زميني‌اي فارغ از خداترسي و بندگي الهي منظور گرديده و مي‌گردد، انديشه‌اي تماماً يهودي است. اين بهشت زميني نه بر مبناي خدامداري و عدالت كه بر پايه‌ي انسان‌سالاري و سوداگري سير مي‌كند و تمام كوشش ايدئولوژي‌هاي مختلف دنياي سكولار مدرن در سه قرن اخير صرف تلاش براي تحقق آن گرديده است.

نفوذ انديشه‌هاي يهودي در زير ساخت‌هاي تفكر مدرنيته از واپسين سده‌ي قرون وسطي آغاز گرديد. آغاز اين پروسه‌ي يهوديزه شدن را مي‌توان در تفسير خاص «ابن ميمون» از آميزش تورات و فلسفه شاهد بود. تفسير يهودي ابن ميمون از فلسفه در عصر روشنگري و به ويژه در آرا اسپينوزا به عنوان يك ركن مهم مطرح مي‌گردد و در فلسفه‌ي هگل بسط و تداوم مي‌يابد. ردپاي اين حضور را حتي در قرن بيستم در آرا فيلسوفاني چون «لئواشتراوس» و «لودويگ ويتگنشتاين» مي‌توان شاهد بود.

يكي از نقاط عطف يهوديزه شدن غرب كه در هيأت جهان‌نگري مدرن خودنمايي مي‌كند، جريان فرهنگي ـ اجتماعي و مذهبي به موسوم به «اصلاحات مذهبي» يا «پروتستانتيسم» است كه با لوتر به سال 1517 م آغاز مي‌گردد. مارتين لوتر يكي از بانيان اصلي پروتستانتيسم مسيحي تحت تأثير يهوديت قرار داشته و زبان عبري آموخته بود. مارتين لوتر به سال 1523 ميلادي و در اوج جنبش رفرماسيون مذهبي كتابي مي‌نويسد با عنوان «عيسي مسيح يك يهودي زاده شده». لوتر در اين كتاب به ستايش از يهوديان مي‌پردازد و خطاب به مخالفانش مي‌گويد: «آنها اگر از كافر ناميدن من خسته شده‌اند بهتر است مرا يهودي بخوانند». مي‌دانيم كه جنبش پروتستانتيزم حلقه‌ي دوم در بسط تفكر و تمدن سكولار ـ كاپيتاليستي غرب مدرن بوده است كه اين گونه تحت تأثير تعلق خاطر و پيوند با انديشه‌هاي يهودي آغاز مي‌گردد.

رنسانس به عنوان حلقه‌ي اول آغازين سير غرب مدرن هم تا حدود زيادي به لحاظ نظري و عملي تحت تأثير يهوديت و افق حس‌گرا و دنيوي آن قرار داشته است. فراموش نكنيم كه نسل نخست ادبيات اومانيستي رنسانس در ايتاليا و بريتانيا [در آثار «تاسو» و «پيكو دلاميراندولا» و بهشت گم شده‌ي «جان ميلتون»] به ستايش از يهوديان و «آزادي اورشليم» پرداخته بود و در ميان نسل اول سرمايه‌داران بورژوازي مدرن غربي خانواده‌هاي بانفوذ يهودي‌اي چون «فوگر»ها حضورداشته‌اند. ردپاي حضور و تأثيرگذاري يهوديان را در بزرگ‌ترين اتفاق عصر آغازين رنسانس يعني كشف قاره‌ي آمريكا نيز شاهديم. «كريستوف كلمبوس» ايتاليايي با تشويق و حمايت مالي سرمايه‌داران يهودي است كه كشتي‌هاي دولت اسپانيا را به سمت سرزمين هندوستان خيالي خود پيش مي‌راند. جالب است بدانيد اولين كسي كه در ساحل قاره‌ي جديد پياده شد يك نفر يهودي به نام «لوييس دوتوزر» بود كه كاربرد توتون را نيز او كشف كرد و مدتي بعد به پدر سلطه‌گر تجارت توتون از قاره‌ي ناشناخته بدل گرديد. مدتي بعد يهوديان در نقاط مختلف آمريكا پخش شدند و نيويورك را به پايگاه خود تبديل كردند. در واقع پايه‌گذاران مدنيت مدرن آمريكايي در ابتدا اين يهوديان مهاجر و پس از آن پيورتن‌هاي يهودي‌زده‌ي اروپايي بودند. بي‌دليل نيست كه هنري فورد در «كتاب معروفش» «يهود بين‌الملل»، بنيان‌هاي ايالات متحده را يهودي مي‌داند. به بحث درباره‌ي پروتستانتيزم برگرديم. گفتيم كه جريان پروتستانتيزم مسيحي شديداً تحت تأثير يهوديت قرار داشت و مذهب پروتستان در هر دو شاخه‌ي «لوتري» و «كالوني» آن [و به خصوص در گرايش كالوني] تحت سيطره‌ي روح دنيازده‌ي يهودي قرار داشت. علاقه‌ي لوتر به يهوديان به گونه‌اي بود كه «اليزر هالوي» خاخام كاباليست معتقد بود لوتر يك يهودي پنهان‌كار است كه مي‌خواهد مسيحيت را در يهوديت مستحيل نمايد. اين در حالي است كه «ژان كالون» ديگر رفرميست پروتستانتيست مسيحي علاقه و توجه دو چندان به يهوديت داشت. او با الهام از يهوديان، رباخواري را مجاز و شرعي دانست و زمينه‌هاي بسط سرمايه‌سالاري در غرب مدرن را فراهم ساخت. چنان كه مي‌دانيم اين حقيقت، مورد توجه «ماكس وبر» نيز واقع شده است و او در كتاب معروفش «اخلاق پروتستاني و روح سرمايه‌داري»، كالوينيسم به ويژه شاخه‌ي انگليسي ـ آمريكايي آن يعني پيوريتانيزم را عامل پيدايي و بسط سرمايه‌داري مدرن در اروپا و آمريكا مي‌داند.

پيوريتانيزم شاخه‌اي از پروتستانتيزم كالوني است كه شديداً تحت تأثير يهوديت قرار دارد. مهد پيوريتانيزم انگلستان قرن شانزدهم بوده و بيشتر مهاجران اروپايي بنيان‌گذار جامعه‌ي ايالات متحده آمريكا پيوريتن بوده‌اند. در «دائره المعارف يهود»، پيوريتانيزم به عنوان يهودي‌گري انگليسي شناخته شده است. همين رويكرد پيوريتانيستي است كه سنگ بناي تمايلات بعدي يهودگرايي در جامعه‌ آمريكا را پي‌ريزي مي‌نمايد.

انقلاب بورژوايي سال 1649 انگلستان به رهبري «كرامول» يك انقلاب پيوريتاني بود و خود كرامول يك پيوريتن معتقد بوده است. در پي قدرت‌گيري كرامول، يهوديان كه از قرن سيزدهم از انگليس اخراج شده بودند به اين كشور بازمي‌گردند و به يك قطب قدرتمند اقتصادي بدل مي‌گردند. يهوديان انگليسي صاحبان بخش مهم سهام شركت استعماري «كمپاني هند شرقي» بوده‌اند. يهوديان در هلند نيز به يك قدرت مهم اقتصادي بدل گرديده و زمينه‌ساز انقلاب بورژوايي سال 1556 آن بوده‌اند، انقلابي كه در پي آن دولت هلند خود را رسماً پروتستان ناميد.

پيورتين‌هاي ساكن آمريكا آن چنان فريفته‌ي يهوديت بوده‌اند كه مي‌خواستند اين سرزمين را «نيواسرائيل» بنامند. اينان همچنين حتي قبل از «هرتصل» نظريه‌ي استعماري نژادپرستانه‌ي اشغال فلسطين را مطرح كردند. «ويليام ايوگن بلاكستون» كه به سال 1841 در يك خانواده‌ي «متديست پروتستان» به دنيا آمد، به سال 1878 كتابي به نام «عيسي (ع) مي‌آيد» مي‌نويسد و در آن كتاب نظريه‌ي قوم برگزيده بودن يهوديان و استقرار يهوديان در فلسطين را مطرح مي‌نمايد. بلاكستون به سال 1933 [دو سال قبل از مرگش] نامه‌اي خطاب به جماعت پروتستان شيكاگو مي‌نويسد: «رسالت و وظيفه‌اي كه سال‌ها توسط پيورتين‌ها بر عهده‌ي آمريكا گذاشته شده است هنوز به قوت خود باقي است و با بيداري اسرائيل بيش از پيش نسبت به آن احساس مسووليت مي‌نمايم

اساساً پروتستانتيزم آمريكايي علاقه‌ي ويژه‌اي به صهيونيزم دارد و ريشه‌ي پيوند نزديك و استراتژيك آمريكا و اسرائيل در سياست خارجي آمريكا را بايد در اين امر جست‌وجو نمود. اساساً تمدن مدرن، همان بهشت زميني يهوديان است. از دوران مدرن به بعد يهوديت سيطره‌ي گسترده‌ و عميقي بر اركان غرب به دست آورده است. به گونه‌اي كه اساساً امپرياليزم و استعمار بورژوايي مدرن از يهوديت انفكاك ناپذير مي‌باشد و سيطره‌ي شيطاني اومانيسم همانا آن روي سكه‌ي سيطره‌ي يهوديت تحريف شده مي‌باشد.

جدا از اين كه صهيونيسم به عنوان يكي از ايدئولوژي‌هاي عالم مدرن مدافع استكبار و نژادپرستي و برده‌داري مدرن است؛ با توجه به آنچه كه گفتيم اساساً تمدن مدرن صبغه‌اي يهودي زده دارد و شناخت يهوديت يكي از راه‌هاي شناخت باطن غرب مدرن مي‌باشد. صهيونيسم يكي از صور افراطي نژادپرستي يهودي است كه ذيل عقل روشنفكري مدرن پديد آمده است. صهيونيسم را بايد به عنوان يك ايدئولوژي ذيل كليت تمدن شرك آلود غرب مدرن ارزيابي كرد، تمدني كه از قرون وسطي به بعد يهوديزه شده است و روح اومانيستي آن صبغه‌اي يهودي‌زده يافته است، به گونه‌اي كه ديگر استكبار مدرن را نمي‌توان به هيچ وجه از صفت يهودي آن جدا كرد.

 

بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت معلم سبزوار

كانون فرهنگي هنري ادبي

 

 

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

عمومی ترین نام درجهان محمداست

 

اسم تمام قاره ها باهمان حرفی که آغازشده است

پایان می یابد

 

مقاوم ترین ماهیچه دربدن زبان است

 

چشمک زدن زنان تقریبا دو برابر مردان است

 

شما نمی توانید با حبس نفستان خودکشی کنید

 

محال است که آرنجتان را بلیسید

 

وقتی که عطسه می کنید مردم به شما عافیت باش

مــــــی گویند چرا که وقتی عطــــــسه می کنید قلب

شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد

 

خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان

نیستند

 

وقتی که به شدت عطسه می کنید ، ممکن است

دنـده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید

مــمکــن است یک رگ خــــونی در ســر و یا گردن

شما پاره شود وشما بمیرید

 

 

جلیقه ضد گلوله،ضدآتش،برف پاک کن های شیشه

جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع

شدند

 

تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است

 

کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند

 

حلزون می تواند سه سال بخوابد

 

تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند

 

درسال 1987خطوط هوایی امریکن ایر لاینز توانست با

حـــذف یک دانه زیتون از هـــــر ســـالاد سرو شده در

پروازهای درجه یک خود ،چهل هزار دلار صرفه جویی

کند

 

فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن

نیستند

 

 

در40000سال قبل ، هیچ حیوانی اهلی نبود

 

به طور متوسط ،مردم آنقدر از عنکبوت ها می ترسند

که نمی توانند آن ها را بکشند

 

مورچه همیشه بر روی سمت راست خود

سقوط می کند

 

قلب انسان فشاری کانی ایجاد می کند تا به فاصله

سی فــوتی تقریبا 8 مترخون را به خارج از بدن پمپاژ

کند

 

موش های صحرایی چنان سریع تکثیر می کنند، که

در عرض 18 ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون

فرزند داشته باشند

 

صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد

 


 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 9 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

آستانه شاه نعمت الله ولی (ماهان):

 

آستانه شاه نعمت الله ولی در30کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان در شهر ماهان واقع شده است. شاه نعمت الله ولی در سال 832 و به قولی 834 ه.ق. در شهر کرمان فوت نموده و در ماهان در میان باغی مصفا مدفون شده است. هسته اولیه این بنا گنبدی منفرد بوده که در سال 840 ه.ق. و به دستور "احمدشاه دکنی" ساخته شده و به تدریج توسعه یافته است . این بنا 32000 مترمربع مساحت داشته و از چندین صحن تشکیل شده که شامل صحن های اتابکی , وکیل الملکی , حسینیه ,میرداماد و بیگلربیگی است.

ورودی امروزی آن از سمت شرق می باشد که به صحن اتابکی واز آنجا به صحن وکیل الملکی که به رواقهای دوره قاجاریه و گنبدخانه و رواق شاه عباسی و صحن حسینیه دسترسی دارد منتهی میگردد. آخرین صحن این بنا بیگلربیگی است که به خانه متولی باشی ختم می گردد. این مجموعه طی شش قرن بنا شده و تداوم معماری ایران را در شش قرن گذشته و به صورت زیبایی به تماشا گذارده است.

بیشترین توسعه این مجموعه در دوران قاجاریه انجام شده . معماران آن استاد "کمال الدین حسین" و بانی آن بکتاش خان (رواق و صحن میرداماد), "استاد رضا" و بانی آن "عبدالحمید میرزا" ( صحن حسینیه )می باشد. صحن وکیل الملکی و رواقها به دستور وکیل الملک اول و دوم در سالهای 1285 ه.ق. بناگردیده است. عناصر تزئینی مجموعه شامل کاشیکاری , کاربندی , مقرنس , گچبری و نقاشی است

دیوانی است که تمامی نسخه های چاپی آن چه قبل از انقلاب وچه پس از آن سانسور و تحریف شده است وتنها نسخه خطی آن معتبر است که ما تنها به بخشهایی از آن دست یافته ایم:

قدرت کردگار می بینم ***** حالت روزگار می بینم 
از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم 
ازسلاطین گردش دوران ***** یک به یک را سوار می بینم 
هر یکی را به مثل ذره نور ***** پرتوی آشکار می بینم 
قدرت کردگار میبینم ***** حالت روزگار می بینم 
از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم 
غ ش دال چون گذشت ازسال ***** بوالعجب روزگار می بینم /////////// (1304 هجری قمری) 
ازشهنشاه ناصرالدین شاه ***** شیونی بیمدار می بینم 
در شب شنبه ماه ذیقعده ***** تن او بر کنار می بینم 
بعد از آن شه مظفرالدین را***** تو بدان برقرار می بینم 
از الف تا بدال می گویم ***** شاهیش را مدار می بینم 
چون گذشت از سریر دولت او ***** تو ببین من دو بار می بینم 
درخراسان ومصروشام وعراق ***** فتنه و کارزار می بینم 
جنگ و آشوب و فتنه بسیار ***** در یمین و یسار می بینم 
غارت وقتل لشگر بسیار ***** درمیان وکنار می بینم 
بعدازاین شه چورفت از پایان ***** سیدی تاجدار می بینم 
نایب مهدی آشکار شود ***** بلکه من آشکار می بینم 
متصف بر صفات سلطانست ***** لیک درویش وار می بینم 
بلکه ویرانه ای پرازگنج است ***** کش سعادت شعار می بینم 
دوش شیخ عابد ثانی ***** هم جنید اعتبار می بینم 
همچو مولی جلال الدین مولا ***** شمس تبریزوار می بینم 
گوهر شبچراغ بهرکمال ***** آن در شاهوار می بینم 
با کرامات جامع آداب ***** آصف روزگار می بینم 
بندگان جناب حضرت او ***** سربه سر تاجدار می بینم 
از قماش متاع چین و فرنگ ***** عالمی چون نگار می بینم 
بر فلک رفته معنی قرآن ***** صورتش زرنگار می بینم 
دور آن چون شود تمام بکام ***** پسرش یادگار می بینم 
بعد ازآن خود امام خواهد بود***** صاحب ذالفقار می بینم 
پادشاه تمام دانایی ***** سروری با وقار می بینم 
صورت وسیرتش چو پیغمبر ***** علم وحلمش تمام می بینم 
ترک اغیار مست می نگرم ***** ختم روز خمار می بینم 
زینت شرع ورونق اسلام ***** محکم واستوار می بینم 
گنج کسری و نقد اسکندر ***** همه بر روی کار می بینم 
بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم 
که محمد بنام او باشد ***** تیغ او آب دار می بینم 
چهارده سال پادشاهی او***** دولتش کامکار می بینم 
سال کز مرغ می شود پیدا ***** فوت او آشکار می بینم 
بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم 
ناصرالدین به نصرت دوران ***** چارده هشت سال می بینم 
روز جمعه زشهر ذیقعده ***** تن او در مزارمی بینم 
شاه دیگر بکار می آید ***** شاهیش ناگوارمی بینم 
چهارشنبه زشهر ذیقعده ***** مرگ او آشکار می بینم 
بعدازآن دیگری فنا گرردد ***** پسرش یادگار می بینم 
غین وده دال چون گذشت ازسال***** بوالعجب روزگارمی بینم ////////(1350 هجری قمری) 
گرد آیینه است سیر جهان ***** گرد ورنگ وغبار می بینم 
شه چو بیرون رود زجایگاهش ***** شاه دیگر بکار می بینم /////////(خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان) 
احتساب وحساب درعهدش ***** سست وبی اختیار می بینم 
ظلم پنهان خیانت وتزویر ***** براعاظم شعار می بینم 
دولتش بی حساب میدانم ***** مکنتش بی حساب می بینم 
درحقیقت شهی بود ظالم ***** عاری از گیرودار می بینم 
علمای زمان او دائم ***** همه را تارومار می بینم 
دایم اسبش بزیر زین طلا ***** کمتران را سوار می بینمم 
جنگ سختی شود تمام جهان ***** کوه وصحرا تبار می بینم /////// (جنگ جهانی دوم) 
کاروبار زمانه وارانه ***** قحط و هم ننگ وعارمی بینم //// (قحطی وحضورنیروهای اشغالگردرایران) 
عدل وانصاف در زمانه وی ***** همچو هیمه بنار می بینم 
کهنه رندی به کار اهریمنی ***** اندرین روزگار می بینم ///////// (اشاره به استعمار انگلستان) 
معتصف برصفات سلطان است ***** لیک من گرگ وار می بینم 
جون دو ده سال پادشاهی کرد ***** شهیش را تبار می بینم ///////// ( تبعید رضا شاه ازایران) 
پسرش چون به تخت بنشیند ***** بوالعجب روزگار می بینم /////// ( آغاز سلطنت محمد رضا) 
غارت وقتل مردم ایران ***** دست خارج بکار می بینم 
نوجوانی مثال سروبلند ***** رستمش بنده وارمی بینم 
درامورشهی است بی تدبیر***** لیکنش بخت یار می بینم 
بس فرو مایگان بی حاصل ***** حامل کاروبار می بینم 
شور وغوغای دین شود پیدا ***** سر بسر کارزار می بینم ////////// (انقلاب اسلامی) 
دولت مردو زن رود به فنا ***** حال مردم فکار می بینم 
بعداز آن شاهی از میان برود ***** دولتی پایدار می بینم 
نایب مهدی آشکار شود ***** نوع عالی تبار می بینم ///////// ( امام خمینی وتشکیل جمهوری اسلامی) 
پادشاهی تمام دارنده ***** سروری با وقار می بینم 
بندگان جناب حضرت او ***** سر بسر تاجدار می بینم ///////// (اشاره به رئیس جمهور در ایران) 
تا چهل سال ای برادر جان ***** دور آن شهریار می بینم 
دور ایشان تمام خواهد شد ***** لشگری راسوار می بینم 
قائم شرع آل پیغمبر ***** بجهان آشکار می بینم 
(م ح م د) می خوانند ***** نام آن نامدار می بینم 
در کمربند آن سپهر وقار ***** تیغ چون ذوالفقار می بینم 
سمت مشرق زمین طلوع کند ***** گور دجال زار می بینم 
رنگ یک چشم او بچشم کبود ***** خری بر خر سوار می بینم 
هر قدم ازخرش بود میلی ***** دورگردون غبارمی بینم //////////// (منظورامواج رادیویی وماهواره ها است) 
آل سفیان همه طلوع کنند ***** همه کس را فکار می بینم 
هم مسیح از سما فرود آید ***** پس کوفه غبار میبینم 
آل سفیان تمام کشته شوند ***** با هزاران سوار می بینم 
از دم تیغ عیسی مریم ***** قتل دجال زار میبینم 
مسکنش شهرکوفه خواهد بود ***** دولتش پایدار می بینم 
زینت شرع دین از اسلام ***** محکم واستوار می بینم 
کار داران نقد اسکندر ***** همه در راه کار می بینم 
نه درودی بخود همی گویم ***** بلکه از سر یار می بینم 
نعمت الله نشسته در کنجی ***** همه را در کنار می بینم

 

البته ممکن است این اشعار تحر یف

شده باشند . واین نکته را هم بدانید که هرکس زمان ظهور امام مهدی (عجل الله)

را تعیین کند باید اورا دروغ گو خطاب کرد و سخن او را دروغ پنداشت.

 

اللهم عجّل الولیک الفرج

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: چهار شنبه 14 / 10 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

                   بسم الله الرّحمن الرّحیم

مقاله ی تحلیلی “فراماسونری چیست؟”

پیش در آمد: این مقاله ی تحلیلی با عنوان فراماسونری چیست به کوشش دوست گرانسنگ آریا آریامنش تهیه شده و برای مطالعه دوستان فرهیخته ی کافه پیانو، پست شده است. امیدوارم از خواندن این مقاله ی فوق العاده جذاب در کافه لذت ببرید. چیزی میل دارید بیارم؟   

pic 1

 و اما فراماسونری چیست؟

 می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای مسلمانان امری لازم و ضروری است.

 کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون ی فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)

 فلسفه فراماسونري

 خاستگاه فراماسونري اصول اعتقادي الحادي است. مفاهيم و علائم پنهان آن، اين موضوع را مورد تأييد قرار مي‌دهند. به همين سبب اصول آن با مذاهب توحيدي در تعارض است. «مايكل هاوارد»، مورخ آمريكايي در نوشته محرمانه‌اي كه مخصوص ماسون‌هاي عالي‌رتبه است مي‌نويسد:

چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در «رموز» فراماسونري نهفته است. اگر اين رموز در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اينكه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي رموز را درك كنند، پايين است. در محفل دروني فراماسونري، درميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيده‌اند، ماسون‌هايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد مي‌دانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است.

ماسون‌هاي عالي‌رتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه مي‌دارند.

 ماسون اعظم، «نكدت اجران» در اين باره مي‌نويسد:

بعضي ماسون‌ها گمان مي‌كنند فراماسونري نوعي سازمان نيمه‌مذهبي ـ نيمه‌خيريه است كه در آن مي‌توانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌اي ديگر فكر مي‌كنند هدف فراماسونري اين است كه انسان‌هاي خوب را خوب‌تر كند. باز عده‌اي گمان مي‌كنند فراماسونري محل شخصيت‌سازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك مي‌كنند.

فراماسونري و اهداف آن براي آن عده اندكي از ماسون‌ها كه قادرند عميقاً در آن وارد شوند كاملاً متفاوت است. فراماسونري يعني دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ يعني واگذاردن راه و رسم زندگي كهنه و ورود به يك زندگي جديد باشكوه‌تر و اصيل‌تر … در پس رمزگرايي ساده و ابتدايي فراماسونري، دسته‌اي مكاشفات قرار دارند كه به ما كمك مي‌كنند به زندگي روحاني و عالي دست يابيم و به رموز هستي خود پي ببريم. بنابراين در اين زندگي روحاني، دستيابي به روشنگري ماسوني امكان‌پذير مي‌شود. تنها در اين صورت است كه مي‌توان به طبيعت و شرايط رشد و تكامل در آن پي برد.

 ماده‌انگاري در منابع ماسوني

 «سلامي ايشينداغ» در كتاب خود با عنوان الهاماتي از فراماسونري مي‌نويسد:

 كل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غيرزنده از اتم ساخته شده‌اند. بشر جز اجتماعِ اتفاقيِ اتم‌ها نيست. موازنة جريان الكتريسيته ميان اتم‌ها، بقاي موجودات زنده را تضمين مي‌كند. با از ميان رفتن اين توازن مي‌ميريم، به خاك بازمي‌گرديم و به اتم‌ها تبديل مي‌شويم. يعني ما همه از ماده و انرژي ساخته شده‌ايم و به ماده و انرژي بازمي‌گرديم. گياهان از اتم‌هاي ما استفاده مي‌كنند و همة موجودات، از جمله ما انسان‌ها از گياهان استفاده مي‌كنيم. همه چيز يك ماهيت دارد، اما چون مغز ما از ساير موجودات تكامل يافته‌تر است، صاحب هوشياري و شعور است. اگر به نتيجه روان‌شناسي تجربي نظر كنيم درمي‌يابيم آزمايش سه‌گانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتيجة كاركرد متوازن سلول‌هاي قشايي مغز و هورمون‌هاست.

… علم اثبات‌گرا پذيرفته است كه هيچ چيز از هيچ به وجود نيامده و هيچ چيز نابود نمي‌شود. در نتيجه مي‌توان گفت نيازي نيست بشر نسبت به هيچ نوع قدرتي احساس قدرشناسي و تعهد كند. جهان مجموعة انرژي است كه نه آغازي دارد و نه پاياني. در اين مجموعه همه چيز متولد مي‌شود، نمو مي‌كند و مي‌ميرد، اما مجموعه هيچ‌گاه نابود نمي‌شود. تنها اشيا تغيير مي‌كنند و تبديل مي‌شوند. حقيقتاً چيزي به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغيير و تبديل دائمي حاكم است. نمي‌توان چنين سؤال بزرگ و راز جهاني را به كمك قوانين علمي تشريح كرد. توضيحات غيرعلمي نيز چيزي جز توصيفات خيالي، تعصبات و عقايد باطل نيستند. بر مبناي منطق و علم اثبات‌گرا، صرف‌نظر از جسم مادي، روحي وجود ندارد.

نظريات بالا را مي‌توانيد در كتب متفكران ماده‌گرايي چون ماركس، اِنگلس، لنين، پوليتزر، ساگان و مانِد بيابيد.

 ايشينداغ چنين ادامه مي‌دهد:

مي‌خواهم بعضي اصول و حقايق مورد تأييد فراماسون‌ها را به اختصار بيان كنم: براساس اصول ما حيات از يك سلول آغاز مي‌شود و در نتيجه تغيير شكل و نمو سلول انسان به وجود مي‌آيد. ماهيت و هدف اين وجود را نمي‌توان درك كرد. زندگي از آميزش ماده و انرژي آغاز مي‌شود و به آن خاتمه مي‌يابد. اگر معمار بزرگ كائنات را به عنوان حقيقتي والا، افق بي‌پايان خوبي و زيبايي، اوج تكامل و عالي‌ترين مقام و كمال مطلوب انسان بپذيريم و اگر آن را مجسم نكنيم، شايد خود را از تعصب درامان نگه داشته باشيم.

ماسوني كه تحت تعليم اين اصول و عقايد قرار گرفته وظيفه دارد مردم را تربيت كند … و به نيابت از مردم و حتي بدون تمايل آنها كار خود را انجام دهد.

 روح و جهان آخرت:

 ماسون‌ها رستاخيز پس از مرگ را در افسانة استاد حيرام به صورت نمادين مي‌پذيرند. اين رستاخيز نشان مي‌دهد حقيقت هميشه بر تاريكي و مرگ غلبه دارد. فراماسونري به مسئلة روح اهميتي نمي‌دهد. در فراماسونري، رستاخيز پس از مرگ يعني به ميراث گذاردن بعضي امور مادي و معنوي به انسان‌ها. كساني كه توانسته‌اند در اين زندگي كوتاه و فريبنده نام خود را جاودانه كنند، موفق شده‌اند و با ماندگار ساختن نام خود به دنبال شادمان كردن انسان‌ها و تضمين دنيايي مادي‌تر بودند. هدف آنان بالا بردن انگيزه‌هاي انساني بوده است كه بر زندگي انسان‌هاي زنده مؤثرند… . انسان‌هايي كه طي قرن‌ها ابديت را مي‌طلبند، با اعمال، خدمات و انديشه‌هاي خود به آن مي‌رسند و… اين به زندگي آنان معنا مي‌بخشد.

 چنانچه تولستوي گفت: «در آن هنگام، بهشت همين جا بر روي زمين برپا مي‌شود و مردم به بهترين صورت ممكن كامياب مي‌شوند.6

 ايشينداغ در مقالة پيشين چنين نوشت:

باوري وجود دارد بر اين مبنا كه از دو نيروي سازندة انسان: جسم و روح جسم مي‌ميرد اما روح باقي مي‌ماند و به جهان ارواح مي‌رود، در آنجا به حيات خود ادامه مي‌دهد و به فرمان خداوند در جسم ديگري حلول مي‌كند. اين باور با مفاهيم تغيير و تبديل مورد قبول ما سازگار نيست. نظرات فراماسونري را مي‌توان چنين تشريح كرد: پس از مرگ تنها خاطرات و دست‌يافت‌هاي شما به جاي مي‌ماند. اين نظرية فيلسوفانه و مبتني بر اصول منطق است. باورهاي مذهبي دربارة جاودانگي روح و رستاخيز با اصول منطق سازگار نيستند. ما اصول فكري خود را از نظام‌هاي فلسفي عقل‌گرا گرفته‌ايم، در نتيجه پاسخ اين سؤال را با مفاهيمي متفاوت و نه با مفاهيم مذهبي مي‌دهيم.

 ماترياليسم ماسوني: خدا انگاري ماده

 براي توليد يك شيء مادي اتم‌ها تركيب خاصي به خود مي‌گيرند. روح هر اتم نيروي توليدكنندة اين نظام است. چون روح عامل هوشياري است، هر شيء هوشمند بوده و به نسبتي از هوشمندي برخوردار است. انسان، حيوان، باكتري و مولكول هر يك به نسبتي هوشمندند.

اين باور ماترياليستي فراماسون‌ها نمود عقيده‌اي به نام «جاندار پنداري» است كه هر شيء را در طبيعت (كوه، آب، باد و غيره) صاحب روح خاص و هوشياري مي‌پندارد. ارسطو، فيلسوف يوناني اين نوع باور را با ماده‌انگاري (عقيده به اينكه ماده خلق نشده و مطلق است) تركيب نمود. اين باور به الحاد معاصر مبدل شده است. به عقيدة ماسون‌ها توازن و نظم موجود در نظام عالم نتيجه مادة است. در مقاله‌اي با موضوع «تكامل زمين» مي‌خوانيم:

فرسودگي چنان ضعيف صورت مي‌گيرد كه مي‌توان گفت حالت كنوني زمين در نتيجة هوشمندي پنهان ماگما (مايع درون هسته زمين) پديد آمده است. اگر اين‌گونه نبود آب در گودال‌ها انباشته نمي‌شد و تمام زمين را آب فرا مي‌گرفت.13

 همچنين در مقاله ديگري چنين ادعا شده است:

آغاز حيات بر روي كرة زمين هنگامي بود كه يك سلول به وجود آمد. اين سلول بلافاصله به حركت درآمد و بر اثر انگيزشي مؤثر و متمردانه به دو بخش تقسيم شد و اين راه را تا بي‌نهايت ادامه داد. اما سلول‌هاي تقسيم شده قادر به ادراك هدفي براي سرگرداني خود نبودند و گويي به دليل ترس از اين سرگرداني و تحت تسلط نيروي غريزي حفظ بقا، با يكديگر به فعاليت پرداختند، به هم پيوستند و به صورت هماهنگ، دموكراتيك و فداكارانه به خلق اندام‌هاي حساس و حياتي اقدام نمودند.

در مقاله‌اي با عنوان «تفكراتي پيرامون تكامل همبستگي از ديدگاه علمي» مي‌خوانيم:

از ديدگاه مادي و تعامل مادة موجودات زنده، همة گياهان، حيوانات، ميكروب‌هاي مفيدي كه در زمين زندگي مي‌كنند و انسان‌ها، هماهنگي اسرارآميزي دارند. اين هماهنگي از سوي طبيعت مادر ترتيب داده شده. آنها پيوسته درگير نوعي همكاري و انسجام مؤثر هستند. بار ديگر تصريح مي‌كنم فراماسونري هر نوع جنبش روان‌شناسي ـ اجتماعي را كه به رفاه، صلح، امنيت و شادي و به طور خلاصه هر نوع جنبشي كه در طريق اومانيسم و اتحاد جهاني بشر گام بردارد، عامل پيش‌برد آرمان‌هاي خود مي‌داند و از آن حمايت مي‌كند.

مهم‌ترين نيروي پيش برنده آرمان‌هاي فراماسونري نظرية تكامل است كه حامي نوين ماترياليسم و اومانيسم به شمار مي‌رود.

 منشأ فراماسونری

 فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است.

 شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:

 1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3)

 2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4)

 3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.(5) 

pic 2

4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6) 

pic 3

این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و…. است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.

 5 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10) 

pic 4

6 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11) 

pic 5

توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق ر نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید: 

pic 6

نحوه ی اوج گیری فراماسونری

 همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریک و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟

 با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :

 1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون به دنبال رسالت حضرت موسی (ع).(12)

 2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خد به همراه حضرت موسی (ع) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13)

 3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله ر از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.(14)

 4 – پس از درگذشت حضرت موسی(ع)، پیامبران دیگری نیز به سمت قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(ع) را نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج شروع به ترویج تعالیم ماسونی مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15)

 5 – ترویج تعالیم ماسونی در بین بنی اسرائیل و اضافه شدن تعالیم شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16)

 6 – حکومت حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) در اوج قدرت بنی اسراییل و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (ع).(17)

 7 – وفات حضرت سلیمان (ع) و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (ع) از جانب مردم بنی اسراییل.(18)

 8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط کاهنان معابد.(19)

 9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب بنی اسرائیل توانائی حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند.

 10 – ظهور حضرت عیسی(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان.

 12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان.

 13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان.

 14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به « بیت المقدس » تغییر یافت.

 15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان.

 16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در نتیجه ی این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها ب کاهنان یهودی معبد موسوم به معبد سلیمان، آنان به تدریج تعالیم ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20)

 17 – بازپس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان و فرار صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21)

 18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابال توسط همین شوالیه ه به اروپا راه یافت.(22)

 19 – به دلیل ماهیت تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد و بسیاری از آنها را اعدام کرد.(23)

 20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت اولین لژ فراماسونری مخفی در اروپا ب نام لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24)

 21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد در قرن 18. با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن 18، فراماسونه فعالیت رسمی خود ر آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد.

 22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.

 23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945.

 24 – شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری.

 25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006 می رسیم.و تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت برای پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان، و Armageddon = جنگی که صهیونیست ه ادع می کنند جنگ آخرالزمان است.) که این پروژه ها موقتاً!!!! ناتمام مانده است.

 علامات و اعداد در فراماسونری

 علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی ملل باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و… اقتباس شده اند.

 مهمترین آنها عبارتند از:

این صفحه را به اشتراک بگذارید

نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

 

نقد وبررسي هولوکاست

 

به نام خداي حکيم وعليم

 

اهميت هر بحث به جاي خود بايد مراعات شود. برگزاريهمايش هولوکاست از نقاط درخشان دولت دکتر احمدي نژاد مي باشد که جلوي ظلم و تحريف تاريخ غربي ها و صهيونيستها ايستاد و مورد تقدير تمام انديشمندان آزاده قرار گرفت. فقط چند اظهار نظر از برخي شرکت کنندگان اين همايش مي تواند دليلي بر حقانيت برگزاري آن باشد:

1- پروفسور روبرت فوريسون تجديدنظر طلب مطرح هولوکاست و استاد دانشگاه سوربن فرانسه برپايي چنين همايشي در تهران من را بسيار شگفت زده کرده و من مي‌توانم به شواهدي در مورد هولوکاست بپردازم. فوريسون از احمدي‌نژاد به خاطر ايستادگي در مقابل سناريوي خفقان‌آور هولوکاست قدرداني کرد که اين مسئله با کف زدن حضار مواجه شد.  

2- محقق يوناني الفونسو پنگاس بعدازظهر دوشنبه در اين همايش با بيان اين مطلب افزود: براساس اين افسانه مي‌خواستند آمريکا، فرانسه و انگليس را از جنايت تبرئه کنند

3- تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوکاست با بيان اين که عرب و يهود داراي يک جد مشترک (سام) هستند، خاطرنشان کرد:‌ ولي يهوديان براي اين که خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي کرده‌اند تا جايي که جهانيان نيز سام را جد يهود مي‌دانند.

4- غازي حسين: هولوکاست در غرب جايگاهي بالاتري از مسيحيت دارد!

5- دکتر فردريک توبن با بيان اين که در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح کرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم که با توجه به امکانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذکور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلکه اگر حادثه‌‌اي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش ميليون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يک مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته که به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است.  وي هنگام سخنراني فيلمي از خود را که طي روزهاي قبل در رسانه‌هاي استراليايي پخش شده، به نمايش گذاشت. در اين فيلم از فردريک توبن به عنوان يک فرد حامي تروريست‌ ياد مي‌شود که مي‌خواهد در کشور ايران حضور پيدا کند و نتايج بررسي‌هاي ضد هولوکاستي خود را در همايشي که در ايران برپا شده ارائه دهد و با رهبران ايران ديدار کند!!!!

6- تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است...

7- برادلي آر اسميت پژوهشگر آمريکايي هولوکاست: اگر اتاق‌هاي گاز واقعي‌ بودند چرا روزولت و چرچيل درباره آن چيزي نگفتند!؟ در آمريکا مي‌توان در مورد هولوکاست صحبت

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

 

فراماسون يا فراماسونري: (واژه فرانسوی فراماسون به معنای بنّای آزاد ) آموزش ها و آداب فرقه پنهانی برادران « بنايان آزاد » كه بر اساس همياری گرد آمده اند. كار فراماسونی نهانی است و اعضای انجمنهای فراماسونی نبايد آيين و رسوم آن را بازگو كنند، ولی مانعی ندارد كه عضويت خود را در انجمن اشكار كنند. فراماسونری گسترده ترين و جهانگيرترين انجمن پنهان است و با پيشرفت امپراتوری بريتانيا در جهان گسترش يافت و به همين جهت در جزاير بريتانيا و كشورهای وابسته به امپراتوری و کشور ها زير نفوذ آن از همه جا گسترده تر است. شمار فراماسون ها حدود 6 مليون نفر تخمين زده می شود كه از اين عده چهار ميليون در ايالات متحده آمريكا و يك ميليون در جزاير بريتانيا هستند و بقيه در ديگر كشورها. گفته می شود در فراماسونری رسم و سنت بر هر قاعده و قانونی غلبه دارد .

آيين فراماسونری شامل مقرراتي است كه انجمن های محلي موسوم به لژ ( به انگليسي “لاج “ )با آنها  با يكديگر در ارتباطند. عضويت در فراماسونری در كشورهای كمونيست و همچنين در اسپانيا و پرتغال و اندونزی و مصر ممنوع است. در آلمان هيتلری و ايتاليای فاشيست دستگاه فراماسونری از اين دو كشور برچيده شد. پيروان كليسای كاتوليك نيز از عضويت در اين دستگاه منع شده اند . ريشه فراماسون از سده های ميانه اروپاست . در آن دوران بناهای روزمزدِ دورگرد اتحاديه ای داشتند كه امور صنفي را در ميان مي گذاشتند و در هر شهر با هم گرد می آمدند و مسائل خود را مطرح مي كردند و تصميم های برای پيشرفت كار خود مي گرفتند و برای پرهيز از گرفتاری ها، انجمن ها و بحث های آنان پنهاني بود. در سده های شانزدهم و هفدهم سازمان اين بناهای آزاد رونق بسيار داشت و تنها بنايان می توانستند در آن عضو شوند. فراماسونری با آداب و نمادهای صنف های قرون وسطايي آغاز كرد، اما سرانجام بويژه در سده های هفدهم و هجدهم آيين ها و دم و دستگاه فرقه های دينی و برادريي شهسواران را برای خود برگزيد. در 1717 م. نخستين لژ بزرگ كه اتحاديه اي از لژها

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

هشدار! هشدار!

مسيحيت صهيونيستي و تخريب بيت المقدس شريف!

این صفحه را به اشتراک بگذارید
ادامه مطلب
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اوّلين برنامه عملى پس از ظهور و قيام

حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم عليه السلام درباره اوّلين مرحله ظهور حضرت حجّت امام زمان (روحى له الفداء و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چنين مطرح فرموده است :

مثل اين كه در حال مشاهده ظهور قائم آل محمّد (عجّ) هستم كه از مكّه به همراه پنج هزار ملائكه به سوى كوفه حركت مى كند، و جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و مؤمنين در جلو حضرت حركت مى كنند و در حال فرستادن نماينده و لشكر به سوى شهرها مى باشد.

هنگامى كه وارد شهر كوفه گردد، سه پرچم برافراشته شده و به يكديگر ملحق شوند.

سپس حضرت داخل مسجد كوفه مى شود و بالاى منبر مى رود و مشغول صحبت و سخنرانى خواهد شد؛ ولى در اءثر تراكم جمعيّت و گريه افراد، كسى متوجّه محتواى فرمايشات آن حضرت نمى شود.

تا آن كه جمعه دوّم فرا مى رسد و مردم درخواست مى كنند تا حضرت نمازجمعه را اقامه نمايد.

به همين جهت ، حضرت دستور مى فرمايد تا بيرون مسجد شهر كوفه - بين نجف و كوفه - محلّى را جهت إقامه نمازجمعه تهيّه كنند و در همان مكان ، نمازجمعه را اقامه مى نمايد.

بعد از آن دستور مى دهد تا آن كه نهر و كانالى از (شطّ فرات ) كربلاء تا نجف اشرف حفر نمايند و در همان زمان بدون فاصله ، چندين پُل بر سر هر گذرگاهى نصب خواهد شد؛ و در كنار هر پُلى يك آسياب ساخته شود.

امام محمّد باقر عليه السلام در پايان افزود: مثل اين كه مى بينم پيرزنى را كه مقدارى گندم بر سر نهاده و جهت آرد كردن به سمت يكى از آن آسياب ها مى آورد و آسيابان ، گندم هاى او را بدون مُزد و بدون اُجرت آرد نموده و تحويلش مى دهند.(50)

امام صادق عليه السلام پيرامون مسجدى كه بيرون شهر كوفه به دستور حضرت حجّت (عجّ) ساخته مى شود فرمود: داراى يك هزار درب ورودى و خروجى خواهد بود؛ و خانه هاى شهر كوفه را به نهر فرات در كربلاء متّصل مى گرداند.(51)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

او را نخواهيد ديد

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از علىّ بن بلال بغدادى - كه يكى از اصحاب امام عسكرى عليه السلام مى باشد - حكايت كند:

روزى به همراه عدّه اى از علماء و بزرگان حضور مبارك امام حسن عسكرى عليه السلام رسيديم تا آن كه از آن حضرت درباره امام و حجّت بعد از او جويا شويم .

همين كه وارد مجلس حضرت شديم ، مشاهده كرديم كه بيش از چهل نفر در منزل آن حضرت ، اجتماع نموده اند.

عثمان بن سعيد عَمرى حركت كرد و ايستاد، سپس اظهار داشت : يابن رسول اللّه ! مى خواهم از چيزى سؤال نمايم كه شما خود نسبت به آن آگاه هستى .

حضرت فرمود: فعلاً بنشين .

بعد از آن ، امام حسن عسكرى عليه السلام با حالت غضب حركت نمود و خواست كه از مجلس خارج شود، فرمود: كسى بيرون نرود تا من برگردم .

چون لحظاتى گذشت ، حضرت مراجعت نمود و با صدائى بلند فرمود: اى عثمان بن سعيد!

و عثمان بن سعيد با شنيدن سخن حضرت ، از جاى خود برخاست و سر پا ايستاد.

امام عليه السلام اظهار داشت : آيا مايل هستى كه شما را به آنچه مى خواهيد، خبر بدهم ؟

همگان گفتند: آرى ، ياابن رسول اللّه !

امام عليه السلام فرمود: آمده ايد تا از خليفه و حجّت خداوند متعال ، بعد از من سؤال نمائيد!؟

تمام افراد گفتند: بلى ، ما براى همين موضوع آمده ايم .

در همين اثناء، كودكى همانند پاره اى از ماه و شبيه ترين افراد به امام حسن عسكرى عليه السلام ظاهر گشت .

سپس امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: اين كودك ، امام شما پس از من خواهد بود و او خليفه و جانشين من مى باشد، او را تابع و پيرو باشيد؛ و از يكديگر متفرّق نشويد كه هلاك مى گرديد.

و سپس افزود: از اين پس ديگر او را نخواهيد ديد، مگر آن كه وقتش فرا برسد.(14)

 

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اظهار محبّت نسبت به حضرت مهدى (عجّ)

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد

گفت برخيز كه آرامِ دم و جان آمد

اين نسيم ملكوتى ز كدامين چمن است

كه چو انفاس سحر غاليه افشان آمد

مى كند مرغ سحر زمزمه بر شاخه گل

كه ز نرجس ثمرى پاك به دوران آمد

سحر از پرده نشينان حريم ملكوت

نغمه برخاست كه آن خسرو خوبان آمد

خفتگان را رسد اين طرفه بشارت ز سروش

كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد

چهره ، اى زُهره بپوشان كه ز بام ملكوت

زهره فاطمه با چهره تابان آمد

شهسواريست كه با صولت و شمشير علىّ (ع )

از پى كشتن كفّار به ميدان آمد

مظهر صلح حسن (ع ) اوست كه وجه حسن

پى آرامش دل هاى پريشان آمد

آن كه اندر رگ او خون حسين بن علىّ است

پى خونخواهى سالار شهيدان آمد

در ره زهد و عبادت چو علىّ بن حسين

پى خونخواهى سالار شهيدان آمد

علم باقر (ع ) همه در اوست كه با مثل علم

رهبر جامعه بى سر و سامان آمد

تا ز ناپاك كند مذهب صادق (ع ) را پاك

با دلى روشن و آكنده ز ايمان آمد

همچو كاظم كه بود قبله حاجات و مراد

دردمندان جهان را پى درمان آمد

چون رضا تا كه كند تكيه بر او رنگِ علوم

وارث افسر سلطان خراسان آمد

اوست سرچشمه تقوى و فضيلت چو جواد (ع )

منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد

هادى وادى حق كز پى ارشاد بشر

با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد

يادگار حسن عسكرى (ع ) پاك سرشت

كه جهان را كند از عدل گلستان آمد

قائم آل محمّد (ص ) شه اقليم وجود

كه به فرماندهى عالم امكان آمد

اى شه منتظر از منتظران چهره مپوش

كه دگر جان به لب از محنت هجران آمد

همه گويند كه مفتاح فرج صبر بود

صبر نَتْوان كه دگر عمر به پايان آمد(71)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اطّلاعيه اى بر غيبت كبرى

مرحوم شيخ طوسى و صدوق آورده اند براين كه يكى از اصحاب به نام ابومحمّد، حسن بن احمد حكايت كند:

در آن سالى كه وكيل خاصّ حضرت بقيّة اللّه الا عظم عليه السلام به نام شيخ علىّ بن محمّد سمرىّ رضوان اللّه عليه وفات يافت ، چند روز پيش از آن به ديدارش رفتم ؛ و عدّه اى از مردم نيز به ملاقات آن بزرگوار آمده بودند.

نامه اى را از طرف حضرت صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف به جمعيّت حاضر در منزلش ، ارائه نمود، كه در آن مرقوم فرموده بود:

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، اى علىّبن محمّد سمرىّ! خداوند به دوستان و آشنايان تو اءجر عنايت فرمايد، همانا كه مدّت عمر تو به پايان رسيده است و تا شش روز ديگر رحلت خواهى نمود، كارهاى خود را انجام بده و آماده رحلت براى جهان أبدى باش .

به كسى بعد از خودت وصيّت نكن و كسى را جانشين خويش مگردان ، چون كه زمان غيبت كبرى فرا رسيده است .

و پس از آن ، ديگر - به طور مشخّص و آشكارا - ظهور نخواهم كرد، مگر آن كه خداوند متعال اجازه فرمايد، كه مدّت زمانى بسيار طولانى بايد سپرى شود.

قبل از ظهور من دل هاى مردم ، سياه و تاريك و بى رحم خواهد شد، ظلم و تجاوز بر زمين گسترانيده مى شود.

سپس در پايان آن نامه شريفه ، چنين مرقوم فرموده بود:

بعضى از افراد ادّعاى ديدار و ملاقات با مرا مى نمايند، هركس قبل از خروج سفيانى و قبل از صيحه آسمانى چنين ادّعائى را بنمايد - كه مرا به طور مشخّص ديده است - او دروغ گو و مفترى مى باشد.(62)

((و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلىّ العظيم )).

ابومحمّد حسن بن احمد در ادامه افزود: من آن نامه و مرقومه شريفه را ديدم و چون روز ششم فرا رسيد به منزل وى آمديم ، او را در حال احتضار يافتيم ، به او گفته شد: وصىّ و جانشين تو كيست ؟

در پاسخ اظهار داشت : تمام امور براى خداوند و در اراده او مى باشد و تمام مقدّرات در دست او است .

و اين آخرين كلامى بود كه گفت و به لقاءاللّه پيوست و ديگر كسى از او سخنى نشنيد.(63)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

آشنائى به درون و استجابت دعا

قاسم بن العلاء حكايت كند:

روزى مشكلات خود را در نامه اى نوشتم و اظهار داشتم كه مدّتى از عمر من سپرى گشته و فرزندى ندارم ، سپس آن نامه را براى حضرت صاحب الزّمان عليه السلام فرستادم .

پس از مدّتى كوتاه جواب نامه آمد ولى اشاره اى نسبت به فرزند نفرموده بود؛ پس نامه اى ديگر براى حضرت نوشتم و تقاضا كردم تا دعائى نمايد كه خداوند، فرزندى پسر به من عنايت فرمايد و نامه را ارسال كردم ؛ در حالى كه هيچ خبرى از وضعيّت همسرم نداشتم .

و چون جواب نامه آمد، نوشته بود: خداوندا! فرزندى پسر، عطايش فرما كه چشمش به آن روشن گردد و وارث او باشد.

پس به منزل رفته و از همسرم جويا شدم كه آيا آبستن مى باشد؟

پاسخ داد: بلى ، ناراحتى و مانعى كه وجود داشت برطرف شد و در حال حاضر آبستن مى باشم ؛ و خداوند متعال به بركت دعاى حضرت ، فرزندى پسر به من عنايت فرمود.(47)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 7 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اوّلين برنامه عملى پس از ظهور و قيام

حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم عليه السلام درباره اوّلين مرحله ظهور حضرت حجّت امام زمان (روحى له الفداء و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چنين مطرح فرموده است :

مثل اين كه در حال مشاهده ظهور قائم آل محمّد (عجّ) هستم كه از مكّه به همراه پنج هزار ملائكه به سوى كوفه حركت مى كند، و جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و مؤمنين در جلو حضرت حركت مى كنند و در حال فرستادن نماينده و لشكر به سوى شهرها مى باشد.

هنگامى كه وارد شهر كوفه گردد، سه پرچم برافراشته شده و به يكديگر ملحق شوند.

سپس حضرت داخل مسجد كوفه مى شود و بالاى منبر مى رود و مشغول صحبت و سخنرانى خواهد شد؛ ولى در اءثر تراكم جمعيّت و گريه افراد، كسى متوجّه محتواى فرمايشات آن حضرت نمى شود.

تا آن كه جمعه دوّم فرا مى رسد و مردم درخواست مى كنند تا حضرت نمازجمعه را اقامه نمايد.

به همين جهت ، حضرت دستور مى فرمايد تا بيرون مسجد شهر كوفه - بين نجف و كوفه - محلّى را جهت إقامه نمازجمعه تهيّه كنند و در همان مكان ، نمازجمعه را اقامه مى نمايد.

بعد از آن دستور مى دهد تا آن كه نهر و كانالى از (شطّ فرات ) كربلاء تا نجف اشرف حفر نمايند و در همان زمان بدون فاصله ، چندين پُل بر سر هر گذرگاهى نصب خواهد شد؛ و در كنار هر پُلى يك آسياب ساخته شود.

امام محمّد باقر عليه السلام در پايان افزود: مثل اين كه مى بينم پيرزنى را كه مقدارى گندم بر سر نهاده و جهت آرد كردن به سمت يكى از آن آسياب ها مى آورد و آسيابان ، گندم هاى او را بدون مُزد و بدون اُجرت آرد نموده و تحويلش مى دهند.(50)

امام صادق عليه السلام پيرامون مسجدى كه بيرون شهر كوفه به دستور حضرت حجّت (عجّ) ساخته مى شود فرمود: داراى يك هزار درب ورودى و خروجى خواهد بود؛ و خانه هاى شهر كوفه را به نهر فرات در كربلاء متّصل مى گرداند.(51)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 2 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پنج درس ارزشمند و آموزنده

1 - يكى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السلام به نام ابوهارون حكايت كند:

روزى خدمت آن حضرت شرفياب شدم ، نوزادى را در حضور او ديدم - كه همچون ماه شب چهارده نورانى بود - قنداقه او را گرفتم و باز كردم ، ديدم كه ختنه شده است .

از پدرش امام عسكرى عليه السلام سؤال كردم كه چه وقت و چگونه ختنه شد؟

فرمود: اين نوزاد مهدى موعود است و او همانند ديگر ائمّه ختنه شده به دنيا آمده است ، چون هر يك از ما ائمّه ، ختنه شده وارد دنيا شده ايم ، ولى بجهت إجراى سنّت شريعت اسلام تيغ را بر محلّ ختنه گاه مى كشيم .(66)

2 - دو نفر از خدمت گزاران امام حسن عسكرى عليه السلام به نام نسيم و ماريه حكايت كنند:

چون حضرت مهدى ، نوزاد امام حسن عسكرى عليهماالسلام تولّد يافت ، انگشت سبّابه خود را به نشانه يكتائى خداوند متعال به سوى آسمان بلند كرد و پس از آن عطسه اى نمود و اظهار داشت : ((الحمد للّه ربّ العالمين ، و صلّى اللّه على محمّد وآله )).

يعنى ؛ سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است و درود بر محمّد و بر اهل بيتش باد؛ و سپس فرمود: ظالمان و ستمگران گمان كرده اند حجّت الهى بى زبان مى باشد!!

چنانچه خداوند اجازه سخن گفتن دهد، آن وقت شكّ و شبهه همگان برطرف مى گردد.(67)

3 - امام محمّد باقر عليه السلام فرمود:

مهدى موعود (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چهار سيره و روش از چهار پيامبر از پيغمبران الهى را دارا مى باشد:

سنّت و روش حضرت موسى كليم عليه السلام كه ((خائفا يترقّب )) بود، يعنى ؛ خوفناك و هر لحظه در انتظار فرج و ظهور مى باشد.

سنّت و سيره حضرت عيسى مسيح عليه السلام كه گفتند: مرده است ولى فوت نكرد، بلكه غايب گرديد.

سنّت حضرت يوسف عليه السلام كه ناپديد شد.

سنّت و سيره جدّش ، حضرت رسول محمّد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله كه با شمشير و جهاد قيام نمود و وظيفه خود را به پايان رساند.(68)

4 - امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:

هنگامى كه امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) ظهور نمايد و وارد شهر كوفه گردد، گوشه اى از مسجد كوفه را اشاره نمايد تا حفر نمايند؛ و چون آن محلّ را حفر كنند، تعداد دوازده هزار زره ، شمشير و سپر بيرون آورند.

سپس دوازده هزار نفر عرب و عجم از پيروان خود را - كه از شهرها و مناطق مختلف حضور يافته اند - دستور مى دهد تا هر كدام با آن سلاح ، مجهّز شوند و چون آماده گردند، دستور دهد: هركس در موقعيّت شما قرار نگرفت او را به هلاكت رسانيد - چون حجّت الهى بر همگان تمام شده است -.(69)

5 - همچنين از حضرت صادق آل محمّد عليه السلام وارد شده است كه فرمود:

تمام علوم و فنون و تمام احكام و قوانين در بيست و هفت حرف خلاصه گشته است و توسّط پيامبران الهى عليهم السلام تنها دو حرف از آن حروف منتشر شده است و مردم غير از آن دو حرف چيز ديگرى را نمى دانند.

ولى هنگامى كه مهدى موعود، قائم آل محمّد (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) ظهور نمايد بيست و پنج حرف نزد او باقى مانده است ؛ و آن حضرت مردم را نسبت به مجموع حروف آشنا مى نمايد و تمام قوانين و احكام شريعت مقدّس سعادت بخش اسلام را در آن جامعه به اجراء در خواهد آورد.(70)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 2 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست ؟

مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:

روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ، آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟

عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .

امام عليه السلام فرمود: چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.

و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.

و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتى بود.

عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟

فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.

و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.

و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد.(29)

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 2 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تشخيص حرام و حلال براى كودكى خردسال

احمد بن اسحاق يكى از اصحاب و كسانى بود كه وجوهات شيعيان را جمع آورى مى كرد و خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام تقديم مى نمود، او حكايت نمايد:

روزى به قصد تحويل مقدار قابل توجّهى وجوهات شرعيّه به همراه تعدادى سؤ ال در مسائل مختلف ، به محضر مبارك امام حسن عسكرى عليه السلام عازم سامراء شدم .

و چون وارد شهر سامراء گشتم ، به سمت منزل آن حضرت حركت نمودم ، هنگامى كه به منزل رسيدم ، اذن دخول طلبيده و وارد شدم ، چشمم به كودكى خردسال افتاد كه بر زانوهاى حضرت نشسته و بسيار خوش سيما و نورانى بود.

همين كه كيسه هاى پول و جواهرات را خدمت حضرت نهادم ، امام عليه السلام نگاهى به كودك نمود و فرمود: اى پسرم ! اين اموال از شيعيان و دوستان تو مى باشد، آن ها را باز كن و تحويل بگير.

ناگهان كودك اظهار داشت : اى پدر! و اى سرورم ! آيا جايز است كه دست به سوى اموالى دراز كنم كه آغشته به حرام است ؟!

سپس امام حسن عسكرى عليه السلام خطاب به احمد بن اسحاق كرد و فرمود: آنچه در كيسه ها مى باشد، بيرون بياور تا فرزندم حلال و حرام آن ها را از يكديگر جدا نمايد.

چون يكى از كيسه ها را خدمت حضرت نهادم ، كودك فرمود: اين مال فلان شخص است كه در فلان محلّه شهر قم سكونت دارد و مقدار آن 72 دينار است كه بابت فروش باغ ارثيه پدرش و نيز فروش هفت عدد پيراهن و كرايه مغازه هايش مى باشد.

امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: عزيزم ! صحيح گفتى ، اكنون بگو كدام حرام است ؟

كودك اظهار داشت : در اين كيسه يك دينار مشكوك ، از اهالى شهر رى مربوط به فلان تاريخ مى باشد كه مغشوش مى باشد.

بعد از آن اشاره به يكى ديگر از كيسه ها نمود و فرمود: و امّا صاحب اين كيسه فلانى است كه در فلان شهر مقدار يك مَن و يك چارك نخ ، جهت بافتن پارچه به فلان بافنده معروف داد و چون مدّتى طولانى سپرى شد، نخ ‌ها را دزد به سرقت برد.

و صاحب نخ ‌ها نسّاج را تكذيب و جريمه كرده و به جاى آن ، يك مَن و نيم غرامت گرفت .

پس يك دينار با تكّه اى پارچه در اين كيسه از چنين راهى به دست آمده است كه حرام مى باشد.

سپس كودك به سوّمين كيسه اشاره نمود و اظهار داشت : آنچه درون آن است ، مال فلان شخص است كه در فلان محلّه قم زندگى مى كند و مقدار هفتاد دينار مى باشد كه نبايد دست زده شود.

امام حسن عسگرى عليه السلام سؤال نمود: چرا؟

فرزند جواب داد: چون اين ها بابت فروش گندم هائى است كه مالك با كشاورز اختلاف داشتند و مالك سهم كشاورز را كمتر از حقّش داد.

پدر فرمود: بلى ، صحيح است .

پس از آن كودك فرمود: اى احمد بن اسحاق ! اين اموال را به صاحبانش ‍ برگردان ، ما نيازى به آن ها نداريم .

و اكنون كيسه آن پيرزن را بياور.

احمد گفت : من به طور كلّى آن كيسه را فراموش كرده بودم ...(12)

آرى براى امام معصوم ، چون از طرف خداوند متعال منصوب است ، سنّ و سال ، موقعيّت مطرح نيست ؛ بلكه هر زمان هر چه اراده نمايد حاصل خواهد شد و به همه امور آگاه مى گردد.

پس مواظب اعمال و گفتار خود در تمام حالات باشيم كه امام زمان ، روحى له الفداء و سلام اللّه عليه غافل نخواهد بود.

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید
نویسنده: محمد فرخ پور ׀ تاریخ: 2 / 9 / 1389برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صفحه قبل 1 ... 18 19 20 21 22 ... 34 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , antidajjal.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com