تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
گنجینه عکس ارزشی
و آدرس
www.antidajjal.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما و بعد از تایید مدیر
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
در این مقاله بر آنیم که خصوصیات و
ویژگیهایی را که خداوند به حضرت ولی عصر (علیه السلام) اختصاص داده به اختصار ذکر
کنیم.
۱ـ نور و درخشندگی آن
حضرت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و أله و سلم) در حدیث معراج فرمود: نور
مهدی (علیه السلام) در میان انوار سایر ائمه مانند ستارههای درخشان بود در میان
سایر ستارگان.
۲ـ در روز ولادت أن حضرت دو ملک آن،
بزرگوار را به سراپرده عرش بردند وحق تعالی به او فرمود: مرحبا به تو أی بنده من!
۳- جمع شدن بین کنیه و اسم
رسول خدا در حضرتش.
۴ـ او آخرین وصی پیامبر اکرم (صلی الله
علیه و آله)و اخرین حجت خدا در زمین است.
۵ـ حضرت مهدی از همان
کودکی در انظار خیلی به چشم نمیخورد و برای پرورش یافتن به عالم قدس سپرده شد و
همواره در مجالست و مؤآنست ارواح قدسی و ملکوتی بود.
۶ـ هیچگاه با کفار و منافقین و فساق
بخاطر تقیه مجالست و مدارا ننموده و تا کنون دست هیچ ظالمی به دامانش نرسیده.
۷ـ بیعت احدی از جباران
و ستمگران بر گردن حضرتش نیست
۸ ـ در کتب آسمان و اخبار شب معراج
خداوند تبارک و تعالی او را با القابی ذکر کرده و نام او را نبرده است. که این
مطلب عظمت و علوّ و درجه آن امام را میرساند.
۹ـ ظهور آیات و نشانههای
آسمانی و زمینی قبل از ظهور حضرت مهدی (علیهالسلام).
۱۰ـ هم زمان با ظهورش ندایی از آسمان به
اسم آن حضرت شنیده میشود که همه اهل زمین این ندا را میشنوند.
۱۱ـ حرکت افلاک و سیارات
و اجرام آسمانی کند میشود به طوری که روزها طول میکشد سالها طولانی میگردد.
۱۲ـ ظاهر شدن مصحف امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
که بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه قرآن را با شأن نزول و
تأویلات بدون هیچ تغییر و تبدیلی جمع آوری کردند.
۱۳ـ جن ملک حضرتش را یاری
میکند و در رکاب حضرت به مبارزه و دفاع میپردازند.
۱۴ـ گردش روز و شب و گذشت زمان در قوت و
نیروی حضرت و شکل و شمایل او هیچ تأثیری نگذارد چنانکه وقتی ظهور کند در صورت
جوانی سی ساله باشد.
۱۵ـ وحشت و نفرت و هراس
از میان مردم و موجودات زنده برداشته میشود و مهر و محبت و امنیت وآرامش بر کل
زمین سایه میافکند.
۱۶ـ عدهآی از مردگان و اموات در زمان
حضرت زنده میشودند و حضرت مهدی (علیهالسلام) را یاری میکنند.
۱۷ـ زمین گنجها و ذخایر
خود را در اختیار حضرتش قرار میدهد و سپردهها و ذخایر را از خود خارج کند.
۱۸ـ باران و گیاه و درختان و میوهها و
همه نعمتهای زمین زیاد میشود به طوری که زمین چهرهای متفاوت و زیبا پیدا میکند.
۱۹ـ عقلها به برکت وجود
آن حضرت کامل شود و کینه و حسد از دلها کوچ میکند، سینه مؤمنان پر از علم و معرفت
میشود.
۲۰ـ قوت و نیروی غیر متعارف و مضاعف در
اصحاب آن حضرت به گونهای که هر کدام از آنها سالیان درازی عمر کنند و هر یک از
آنان قدرت چهل مرد را به تنهایی داشته باشند و ضعف و سستی از بدنهای ایشان رفته
باشد.
۲۱ـ مردم به واسطه نور
چهره دلربای حضرت مهدی (علیهالسلام) از نور آفتاب و ماه بی نیاز میشوند.
۲۲ـ پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و
آله) با آن حضرت است.
۲۳ـ زره حضرت رسول (صلی
الله علیه و آله) فقط بر بدن شریف حضرت مهدی (علیهالسلام) اندازه و موزون است.
۲۴ـ برداشته شدن تقیه و خوف از کفار به
طوری که مؤمنین و شیعیان میتوانند بغض و برائت خود را از دشمنان ائمه آزادانه
ابراز کنند.
۲۵ـ حضرت مهدی (علیهالسلام)
بر تمام زمین حکومت میکند و حکمش در تمامی این کره خاکی نافذ است.
۲۶ـ پر شدن تمام زمین از عدل و داد
چنانکه در بیشتر آیات و اخباری که درباره حضرت مهدی (علیهالسلام) است این وعده به
چشم میخورد که زمین پر از عدل و داد شود.
۲۷ـ حضرت مهدی (علیهالسلام)
در زمان حکومتش در بین مردم به علم امامت حکم میکند و از کسی بینه و شاهد بر
مدعایش نمیخواهد.
۲۸ـ اجرا شدن احکام مخصوصی که تا زمان
آن حضرت اجرا نشده است مثل آنکه حضرتش پیرمرد زناکار و مانع الزکاه را به قتل میرساند.
۲۹ـ آشکار شدن تمامی
مراتب علوم و معارف به گونهای که حضرت صادق (علیهالسلام) میفرمایند: علم بیست و
هفت حرف است و تمامی آنچه را که پیامبران آوردهاند دو حرف از علم بوده و مردم
نشناختند غیر از این دو حرف را و هنگامی که قائم ما (علیهالسلام) خروج کند بیست و
پنج حرف دیگر را آشکار نماید [و در بین مردم پراکنده کند].
۳۰ـ برای اصحاب و یاران آن حضرت
شمشیرهایی از آسمان آورده میشود.
۳۱ـ حیوانات و وحوش از
اصحاب حضرت اطاعت مینماید.
۳۲ـ جاری شدن و دو نهر در پشت [مرکز فرماندهی
حضرت] کوفه، یکی از آب و دیری از شیر، به گونهای که هر تشنهای را سیراب و هر
گرسنهای را سیر گرداند.
۳۳ـ حضرت عیسی (علیهالسلام)
از آسمان نازل گردد و پشت سر حضرت مهدی صلوات الله علیه نماز گذارد و حضرتش را
یاری فرماید.
۳۴ـ دجال لعین که وجودش عذابی الهی است
بدست امام زمان (علیهالسلام) کشته میشود.
۳۵ـ شیطان با ذلت و خواری
به دست حضرت مهدی (علیهالسلام) یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) کشته میشود.
زمان شاه بود که پدرم شهيد شد. بعد که
رفتيم پيش امام، گفتند: پدرت شهيد شده.
يک دفعه ديگر هم که پيش امام رفتيم از
ايشان پرسيدم آقا امام زمان کي مي آيند؟ امام روي سرم دست کشيده و گفتند: «شما دعا
کنيد، شما دعا کنيد». 1
*******
در جشن نيمه شعبان حضور
يافتند
در مورخه دوشنبه 58/4/18 ساعت ده شب
بود که امام بدون اطلاع قبلي به خيابانهاي قم که مردم به مناسبت جشن نيمه شعبان
آنها را آذين بسته بودند، آمدند و در شهر گردش کردند. پس از آن در مجلس جشني که
ساکنان خيابان چهارمردان برپا کرده بودند شرکت فرمودند.2
*******
سعي کن دعاي عهد را
بخواني
يکي از چيزهايي که امام در روزهاي آخر
به من توصيه مي کردند خواندن دعاي عهد بود. ايشان مي گفتند: «صبح ها سعي کن اين
دعا را بخواني، چون در سرنوشت دخالت دارد».3
*******
چهل روز دعاي عهد مي
خواندند
امام حتي در موقعي که در بيمارستان
بستري بودند از انس با کتاب مفاتيح الجنان غافل نبودند. پس از رحلت جانگداز ايشان
که مفاتيحشان را از بيمارستان به بيت منتقل مي کرديم متوجه شديم امام در مفاتيح
خود در کنار دعاي شريف عهد که آن را يک اربعين مي خواندند، تاريخ شروع راهشت شوال
نوشته اند.4
*******
مگر حضرت صاحب(علیه
السلام) به من خلاف مي فرمايد؟
يکي از فضلاي مشهد... به نقل از يکي
از دوستانشان تعريف مي کردند، در نجف اشرف خدمت امام بوديم، صحبت از ايران به ميان
آمد، من گفتم: اين چه فرمايشهايي است که در مورد بيرون کردن شاه از ايران مي
فرماييد؟ يک مستأجر را نمي شود بيرون کرد، آن وقت شما مي خواهيد شاه مملکت را
بيرون کنيد؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شايد عرض مرا نشنيده اند لذا سخنم را
تکرار کردم. امام... فرمودند: ...چه مي گويي؟ مگر حضرت بقيه الله امام زمان، صلوات
الله عليه، به من (نستجيرُبالله) خلاف مي فرمايد؟ شاه بايد برود.5
*******
شايد از طرف امام
زمان(علیه السلام) باشد
روز 22 بهمن که امام فرمان دادند مردم
در خيابانها بريزيند چون ما مملکت نظامي نداريم. اين جريان را به مرحوم آيت الله
طالقاني اطلاع دادند، در آنجا من در خدمت ايشان بودم. آيت الله طالقاني از منزلشان
به امام در مدرسه علوي تلفن زد و مدت يک ساعت يا نيم ساعت با امام صحبت کردند،...
آيت الله طالقاني مرتب به امام عرض مي کنند آقا شما ايران نبوديد، اين نظام پليد
است، به صغير و کبير ما رحم نمي کند، شما حکمتان را پس بگيريد. و مرتب شروع کردند
از پليدي و ددمنشي نظام گفتن تا شايد بتوانند موضع امام را تغيير بدهند، تا ايشان
اين فرماني را که راجع به ريختن مردم به خيابانها داده اند پس بگيرند. برادران يک
مرتبه متوجه شدند آقاي طالقاني گوشي را زمين گذاشته و به حالت متأثر رفت و در گوشه
اتاق نشست. برادران که اين گونه ديدند بعد از لحظاتي خدمت ايشان رفتند... به مرحوم
آيت الله طالقاني اصرار کردند که جريان چه بود؟ ايشان گفتند: هر چه به امام عرض
کردم، حرف مرا رد کردند و وقتي ديدند من قانع نمي شوم فرمودند: «آقاي طالقاني،
شايد اين حکم از
طرف امام زمان باشد»اين
را که از امام شنيدم دست من لرزيد و با امام خداحافظي کردم چون ديگر قادر نبودم که
حتي پاسخ امام را بدهم.6
پی نوشت ها :
1. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج 1، ص 203
2. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج3، ص 40
3. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج 3، ص 42
4. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج 3 ص 43
5. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج 3، ص 157
6. برداشتهايي از
سيره امام خميني(ره) ؛ ج 3، ص 158 منبع:برداشتهايي از سيره امام
خميني(ره)
لاتقوم الساعه حتى یقوم القائم الحق
منّا و ذلک حین یأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلک. اللّه
اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خلیفه اللّه عزّوجلّ و خلیفتى.(1)
روز قیامت فرا نمى رسد مگر آنکه از
بین ما قائم حقیقى قیام نماید. و آن قیام، زمانى خواهد بود که خداى عزّوجلّ او را
اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد نجات مى یابد و هرکه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاک
مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد که به نزدش آیید اگرچه بر روى
یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خداى عزّوجلّ و جانشین من است.
**************
امیرالمؤمنین على (علیه
السلام) می فرمایند :
قال للحسین(علیه السلام) : التاسع من
ولدک یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل، قال الحسین (علیه
السلام)فقلت: یا امیرالمؤمنین و إنّ ذلک لکائن؟ فقال (علیه السلام): اى و الذى بعث
محمداً بالنبوه و اصطفاه على جمیع البریّه و لکن بعد غیبه و حیره لاتثبت فیها على
دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و کتب
فى قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه.(2)
امام علی(علیه السلام) به امام حسین
(علیه السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قیام کننده به حق و آشکار سازنده
دین و گستراننده عدالت است.
امام حسین (علیه السلام) گویند:
پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟
فرمودند: آرى! قسم به کسى که حضرت
محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)را به پیامبرى بر انگیخت و او را بر تمام خلایق
برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتى که در آن کسى ثابت قدم بر دین
نمى ماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان
پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأیید فرموده
است.
**************
حضرت زهرا (علیها
السلام) می فرمایند:
قال لى رسول اللّه (صلى الله علیه
وآله وسلم) أبشرى یا فاطمه، المهدىّ منک.(3)
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم)
به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اینکه حضرت مهدى (علیه السلام) از نسل
توست.
**************
امام حسن مجتبى (علیه
السلام) فرمودند:
ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فى عنقه بیعه
لطاغیه زمانه اِلاّ القائم الّذى یصلّى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه فان اللّه
عزّوجلّ یخفى ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعه.(4)
هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه
بیعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت قائم که عیسى بن مریم،
روح اللّه پشت سر او نماز مى گذارد. خداوند ولادت او را مخفى مى دارد و شخص او را
از دیدگان، غایب مى گرداند، تا بیعت هیچ کس را بر گردن نداشته باشد.
**************
امام حسین (علیه
السلام) می فرمایند:
منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم
امیرالمؤمنین على بن ابیطالب(علیه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام
القائم بالحق. یحیى اللّه به الأرض بعد موتها و یظهر به دین الحق على الدین کلّه و
لو کره المشرکون.(5)
دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما
هستند، اولین آنان امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام) و آخرین آنان، نهمین
فرزند من است که پیشواى قیام کننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را
پس از موات شدنش زنده مى کند و به دست او دین حق را بر تمامى ادیان پیروز مى سازد،
اگرچه مشرکان را ناخوشایند باشد.
**************
امام زین العابدین
(علیه السلام) می فرمایند:
إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول
من الأخرى... فیطول أمرها حتى یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلایثبت علیه
اِلاّ من قوى یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فى نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا
اهل البیت.(6)
براى قائم ما دو غیبت هست. یکى از آن
دو طولانى تر از دیگرى است... و آن قدر طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به ولایت،
از او دست خواهند کشید. در آن زمان کسى بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمى
ماند مگر آن که ایمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خویش نسبت به حکم و قضاوت
ما هیچ گرفتگى و کراهتى احساس نکند و تسلیم ما اهلبیت باشد.
**************
امام باقر (علیه
السلام) می فرمایند :
راوى گوید از امام (علیه السلام) در
باره آیه شریفه فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس تکویر: ۱۵ و ۱۶ سئوال کردم. فرمود: هذا مولود فى آخر
الزمان. هو المهدى من هذه العتره. تکون له حیره و غیبه، یضلّ فیها اقوام و یهتدى
فیها أقوام. فیاطوبى لک إن أدرکته و یا طوبى لمن أدرکه.(7)
مراد این آیه، مولودى در آخر الزمان
است که همان مهدى از این خاندان است. او را حیرت و غیبتى هست که در آن گروههایى
گمراه شوند و گروههایى دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درک کنى و
خوشا به حال هرکسى که او را درک کند.
**************
امام صادق (علیه
السلام) می فرمایند :
إنّ لصاحب هذا الامر غیبه، فلیتّق
اللّه عبد و لیتمسّک بدینه.(8)
همانا براى صاحب این امرغیبتى هست، پس
بنده خدا در آن دوران باید تقواى الهى پیشه کند و به دینش چنگ زند.
**************
امام کاظم (علیه
السلام) می فرمایند:
صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید
الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه.(9)
صاحب این امر ـ حضرت مهدى (علیه
السلام) ـ رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش مى باشد.
**************
امام رضا (علیه السلام)
می فرمایند :
... و بعد الحسن ابنه الحجّه القائم
المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل
اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیملأها عدلا کما ملئت جوراً.(10)
و بعد از امام حسن عسکرى(علیه السلام)
فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن کس که در دوران غیبتش مورد انتظار، و در
زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد
خدا همان روز را چنان طولانى کند که قیام فرماید و زمین را از عدالت پر کند چنانکه
از ستم پر شده باشد.
**************
امام جواد (علیه
السلام) می فرمایند :
در باره اینکه چرا حضرت مهدى (علیه
السلام)منتظَر نامیده مى شود فرمودند:
إن له غیبه یکثر ایامها و یطول امدها
فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یکذَّب فیها
الوقاتون و یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون.(11)
او را غیبتى هست که زمانش زیاد است و
پایانش به طول مى انجامد. پس مخلصین چشم انتظار قیام او مى مانند و شک کنندگان به
انکار او بر مى خیزند و منکرین به استهزاى او مى پردازند و تعیین کنندگان وقت ظهور
مورد تکذیب قرار مى گیرند و عجله کنندگان در آن هلاک مى شوند و تسلیم شدگان نجات
مى یابند.
**************
امام على النقى (علیه
السلام) می فرمایند :
اذا غاب صاحبکم عن دار الظالمین،
فتوقّعوا الفرج.(12)
زمانى که صاحب و امام شما از دیار
ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.
**************
امام حسن عسکرى (علیه
السلام) می فرمایند :
المنکر لولدى کمن اقرّ بجمیع أنبیاء
اللّه و رسله ثم انکر نبوّه محمد رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) و المنکر
لرسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) کمن انکر جمیع الانبیاء لأن طاعه آخرنا
کطاعه اوّلنا و المنکر لآخرنا کالمنکر لأوّلنا.(13)
کسى که فرزندم ـ مهدى (علیه السلام) ـ
را انکار کند مانند کسى است که تمام پیامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد،
اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم)را انکار کند. و انکار
کننده رسول اللّه مانند کسى است که همه انبیاء را انکار نماید. چون اطاعت آخرین
امام ما به منزله اطاعت اولین امام است و منکر آخرین امام ما به منزله منکر اولین
امام است.
پي نوشت ها :
1. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۶۵.
2. مدرک پیشین ص ۵۱.
3. منتخب الاثر صفحه
۱۹۲.
4. کمال الدین و
تمام النعمه جلد ۱ باب ۲۹ صفحه ۳۱۶.
5. مدرک پیشین ص ۳۱۷.
6. مدرک پیشین ص ۳۲۳ و ۳۲۴.
7. مدرک پیشین ص ۳۳۰.
8. مدرک پیشین ۳۴۳.
9. مدرک پیشین ۳۶۱.
10. مدرک پیشین صفحه
۳۷۲ ـ عیون اخبار الرضا.
11. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۱۵۸ ـ کمال الدین صفحه ۳۷۸.
12. کمال الدین جلد ۲ باب ۳۷ ـ صفحه ۳۸۰.
13. مدرک پیشین باب ۳۸، صفحه ۴۰۹.
منبع:کتاب
امامت، غیبت، ظهور، انتشارات مسجد مقدّس جمکران نقل از راسخون
این که پیامبر اکرم (صلى الله علیه
وآله وسلم) در سفارش مشهور خویش فرمود: انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتى
ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً(1) و بدین سان بر همپایى و همراهى خاندان خویش
سلام اللّه علیهم با قرآن کریم، تأکید نمود، دلالت بر این دارد که در زمان ما،
کتاب خدا قرآن کریم جز در کنار مهدى آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) که یگانه
ذخیره و باقیمانده این دودمان پاک است، کتاب هدایت انسانها نتواند بود و از گمراهى
و سرگردانى مردم، جلوگیرى نتواند کرد.
و نیز اینکه رسولخدا (صلى الله علیه
وآله وسلم) فرمود: علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لایفترقان حتى یردا على
الحوض(2) با توجه به اینکه در این عصر، وصایت و وراثت حضرت على(علیه السلام) در
همه مقامات ولایتى و شئونات هدایتى اش تنها از آن حضرت مهدى (علیه السلام)مى باشد،
بر چنین همراهى و همپایى و معیّتى، بین او و قرآن نیز دلالت دارد.
ب) شریک قرآن:
همه ائمه بزرگوار، شرکاء قرآن کریم
شمرده شده اند(3) چنانکه بطور ویژه در یکى از زیارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (علیه
السلام) با تعبیر السلام علیک یا شریک القرآن از ایشان یاد شده است.
ج) تلاوت کننده و
ترجمان قرآن:
از آن رو که تلاوت آیات کتاب خدا
بهترین وسیله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هیچ لذّتى بالاتر از خواندن
قرآن و تدبّر در آن نیست، حضرت مهدى (علیه السلام) که در این دوران والاترین درجات
انس و بالاترین مقامات قرب الى اللّه را داراست، شایسته ترین کسى است که به عنوانِ
یا تالِىَ کتابِ اللّه و ترجمانَه(4) مى تواند مورد خطاب قرار گیرد.
د) قرائت کننده و
تفسیرگر قرآن:
براى قرائت و تفسیر قرآن کریم چه کسى
شایسته تر از حضرت مهدى(علیه السلام)است که در این زمان چراغ هدایت و حامل علوم
قرآن و نگاهبان گنجینه دانش الهى و حافظ سرّ خدا تنها اوست و امانات نبوّت و ودیعت
هاى رسالت در این عصر تنها به او سپرده شده است؟( 5 ) اوست که قرآن را چونان که
پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و على (علیه السلام)قرائت مى کردند، قرائت مى
کند و آنچنان که خداى محمد و على (علیهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است،
تفسیر مى نماید.
السلام علیک حین تقرء و تبیّن(6).
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا
شنیدن***به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن
هـ ) تعلیم دهنده احکام
قرآن:
... صاحب الزّمان و مُظهر الایمان و
مُلقِّن احکام القرآن...( 7)
سلام خدا بر صاحب الزمان و آشکار
کننده ایمان و تلقین و تعلیم دهنده احکام قرآن.
و) احیاگر قرآن:
در آخر الزمان که سنّت هاى قرآنى به
فراموشى سپرده شده و بسیارى از معارف این کتاب الهى از سوى کژ اندیشان به تحریف و
تبدیل کشیده شده و حیات و حیات آفرینى آیاتش، در حصار جهل و هوس دنیا پرستان
نادیده گرفته شده است، مهدى (علیه السلام)مى آید تا احیاگر این معجزه جاوید باشد و
اسلام و مسلمین را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.
اللهمّ جدّد به ما امتحى من دینک و
أحىِ به ما بُدّلَ من کتابک و أظهر به غُیّر من حکمک.(8)
خدایا از دینت آنچه به نابودى گراییده
بوسیله او تجدید فرما. و از کتابت آنچه دگرگونى و تبدیل پذیرفته بوسیله او احیا
کن. و از احکامت آنچه را که تغییر یافته بوسیله او آشکار گردان.
پي نوشت ها :
1. کنزل العمال ج ۱ ص ۴۴ ـ مسند احمد بن
حنبل ج ۵ ـ ص ۸۹ و ۱۸۲:
من
در بین شما دو ودیعت گرانبها باقى مى گذارم تا زمانى که به آن دو چنگ زده باشید
هرگز گمراه نخواهید شد.
2. ینابیع الموده
صفحه ۹۰: على(علیه السلام) با قرآن است و قرآن باعلى است، هرگز از
یکدیگر جدا نشوند تا آن زمان که در حوض کوثر بر من وارد شوند.
3. زیارت جامعه از
ملحقات مفاتیح الجنان: السلام علیکم ائمّه المؤمنین... و عباد الرحمن و شرکاء
القرآن...
4. مفاتیج الجنان،
زیارت آل یس ـ روایت شده از ناحیه مقدسه امام زمان(علیه السلام) ـ .
5. تعابیرى برگرفته
از زیارت جامعه مندرج در زیارت سوم از ملحقات مفاتیح الجنان.
6. مفاتیح الجنان،
زیارت آل یس.
7. بخشى از زیارت
سلام اللّه الکامل التام در استغاثه به حضرت صاحب الزمان(علیه السلام).
8. صلوات ابوالحسن
ضرّاب اصفهانى، وارد شده از ناحیه مقدسه امام زمان(علیه السلام) در اعمال روز
جمعه.
تشکر از اینکه انجمنی را
به موضوع مهدویت ختصاص دادید.
چگونه وجود مقدس امام عصر (عج) را در زندگی احساس کنیم؟
این سوال را برای کسانی می پرسم که مادیات را بیش از معنویات بها می دهند.
زمان دانشجویی ، استاد
خیلی باصفایی داشتیم ، یه بار یکی از دوستان این سوال را از ایشون پرسید، استادمون
اینطور جواب دادند:
" هر روز صبح زیر آسمون رو به
قبله بایست و سه بار بگو : السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
جواب سلام واجب است ، پس مطمئن باشید
آقا جواب سلامتون را می دهند و خوشا به حال آن کسی که اقا به ایشون سلام کنند ،
اثر این سلام را در زندگیتون حتما می بینید ، یکی از اثراتش برکت هست. "
مدتها از این صحبت می
گذره و اما من حتی یک کلمه از حرفهای استادم را فراموش نکردم.
شهر کنعان را خشکسالی و قحطی فرا
گرفته بود، و فرزندان یعقوب برای سومین مرتبه، بار سفر بستند و روانه مصر شدند.
در این سفر، برخلاف سفرهای گذشته،
نوعی شرمساری روح آنان را آزار میداد، زیرا در سفر گذشته، سابقه آنان نزد عزیز
مصر، آسیب دید و اینان گروهی بدنام معرفی شدند. شاید برخی آنان را به عنوان «گروه
سارقان کنعان» می شناختند.
از سوی دیگر، این نوبت، متاع بسیار
اندکی برای معاوضه با گندم و سایر مواد غذیی به همراه آوردهبودند و از دست دادن
بنیامینـ در سفر گذشتهـ و ناراحتی جان افزای پدر، غم آنان را افزون کرده بود.
در میان انبوه مشکلات و ناراحتیهی
جانکاه، تنها جمله آخر پدر که فرمود: «از رحمت خدا مایوس نباشید».* مایه تسلّی
خاطر آنان بود.
فرزندان یعقوب با تمامی این مشکلات
بریوسف واردشدند. در این هنگام، با نهایت ناراحتی رو به سوی او کردند
ای عزیز، به ما و خانواده ما رنج
بسیار (قحطی، ناراحتی و بلا) رسیده است و سرمایه اندک و بی ارزشی همراه آوردهیم
[با ین حال به کرم و بزرگواری تو تکیه کردهیم] پیمانه ما را به تمام و کمال پُرکن
و برما منّت بگذار و تصدّق کن که خداوند بخشندگان و کریمان را دوست دارد».(سوره
یوسف، یه 88)
این حالت فرزندان یعقوب(ع)
یادآور خاطرهی است:
علاّمه ایتاللّهی نقل میفرمود که:
در اوّلین سفر حجّ که با پدر پیرم مشرف شده بودم، صبح روز دوازدهم ذیحجه، بری
اعمال حجّ به مکّه آمدیم،
در برگشت به جهت ازدحام جمعیت، ماشین
تا مسجد «خیف» بیشتر نیامد و چون تا خیمهها راه زیاد بود و پدرم ناتوان از راه
رفتن و به جهت انجام اعمال حجّ، بسیار خسته و درمانده شده بود، به دنبال وسیلهی
بری رفتن به خیمه بودم که در ضمن به حضرت مهدی(عج) نیزمتوسّل شدم و حضرت را با
جمله «یا صاحب الزمان أغثنی» میخواندم.
در همین موقع با چشمی اشکبار یه
مبارکه سوره یوسف را ـ که قرآن از زبان برادران یوسف، زمانی که در تنگنا سخت زندگی
قرار گرفته بودند، بیان میکندـ تکرار میکردم: «یا یها العزیز مسّنا وأهلنا
الضّرّ وجئنا ببضاعةٍ مزجاةٍ فأوف لنا الکیل وتصدّق علینا انّ اللّه یجزی
المتصدّقین».
پدرم نیز وقتی چنین وضعیتی را دید،
شروع به استغاثه کرد و با ذکر «یا اباصالح ادرکنی» شروع به گریه کرد و به تصور
اینکه راه را گم کردهام، از حضرت میخواست که راه را به ما نشاندهد.
لحظاتی نگذشت که دیدم دو نفر با لباس
عربی آمدند و مرا با اسم صدا زدند و فرمودند: علاّمه! با ما بیا.
من چند لحظه درنگ کردم، فرمودند:
نترس! با ما بیا. حرکت کردم و چند دقیقه بعد، کنار خیمه بودم.
پرسیدم: شما اهل کجا هستید؟ فرمود:
مدنی هستیم. گفتم: از سادات «نخاوله» هستید؟ فرمودند: خیر. سؤالات دیگری هم کردم و
بعد تعارف کردم که به خیمه تشریف بیاورید تا بیشتر درخدمت شما باشیم. فرمودند: ان
شاء اللّه در مدینه مرا میبینید.
قابل ذکر است سید بن طاووس میگوید:
وقتی به آن بزرگوار ـ حضرت مهدی(عج)ـ خطاب میکنی، پس از تقدیم سلام زیارتی را که
با سلام الله الکامل آغاز میشود بخوان و بگو: یا ایها العزیز….
ترجمه کشف المحجة (فانوس)، ص231.
1 . همونطوری که دوست خوبمون فرمودن ، هر روز به حضرت سلام بدیم ،
معنا نداره که به کسی که نیست سلام بدی ، پس حتماً بودنش رو احساس میکنی و مطمئن
باش جواب سلام میشنوی
2 . برای سلامتیشون صدقه بندازیم ، همونطوری که برای بقیه
عزیزانمون اینکار رو میکنیم ، تذکر اینکه ایشون تحت حفاظت خاص خداوند هستن و این
صدقه یعنی ما خودمون رو بیمه حضرت میکنیم ، در هر صورت اخلاص در این کار حرف اول
رو میزنه!
3 . براشون دعا کنیم ، تا ببینیم وقتی
برامون دعا میکنن چه اتفاقاتی رو تجربه میکنیم ! هر روز مداوم
4 . باهاشون مشورت کنیم ، تا اون حدی
که همیشه اولین انتخابون برای مشورت ایشون باشن و اگه سراغ شخص دیگری هم میریم
ایشون فرستاده باشن ! ( خیلی مهمه ، حضورشون رو باور میکنی ، عمیقاً ، مخصوصاً
زمانی که از جواب های بی نقصشون بهره مند بشی )
5 . تو هر مسئله ای چه کوچیک و چه
بزرگ به ایشون توسل کنیم ، حتی تو آب خوردن ، تو راه رفتن ، تو بیدار شدن ، تو
خوابیدن و . . . توسل زیاد باب ارتباط های خاص رو باز میکنه !
6 . ازشون چیز هایی رو بخوایم که
میدونیم خوشحالشون میکنه !
مثلاً توفیق اعمال عبادی خاص ، توفیق
توحید و معرفت واقعی ، توفیق خدمت گذاری به ساحتشون ، حتی توفیق اینکه صحبت
کردنمون برای تبلیغ نام ایشون باشه !
7 . خودمون رو بهشون بچسبونیم !!!!!
هر روز متذکر بشیم که اگه از در این
خونه جدامون کنن ، هیچ جای دیگه ای نداریم ! هر روز بهشون بگیم و بخوایم که از
تقصیرهامون بگذرن
8 . سعی کنیم نام فراموش شده شون رو
این طرف و اونطرف زنده کنیم ، هیچ جایی از این قضیه نترسیم ، خدا میدونه چی گیرمون
میاد !!!!
فقط میخوام بگم ، ایمان داشته باشیم
هر جایی که نامی از ایشون زنده کنیم ، مطمئناً تو اون لحظه توجهات خاص ایشون به
ماست و یقین داشته باشیم لبخندی بر لب های مبارکشون نشوندیم ، و آیا زیبا تر از
این میتونیم بخوایم ؟؟؟؟
9 . هر روز چندین دقیقه باهاشون درد
دل کنیم ، چرا ؟ چون هم دل خودمون سبک میشه ، و مهمتر اینکه هم ایشون از تنهایی و
غربت در میاد ، فکر کنید همه بچه شیعه ها روزی چندین دقیقه با حضرت درد دل کنن . .
. . چی میشه ؟؟؟!!!
10 . مطمئناً انجام واجبات و ترک
محرمات و سعی در مستحبات ایشون رو خوشحال میکنه !
بسه دیگه حالا فعلاً همین ها رو داشته
باشیم تا اگه لیاقت داشتیم حضرت بقیه اش رو ، خودشون بهمون یاد بدن!
پاسخ: برنامه حضرت مهدی(ع) با برنامه
پیامبران و سایر پیشوایان یك تفاوت كلی دارد و آن این كه برنامه وی قانونگذاری
نیست، بلكه یك برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است. به این معنی كه او
مأموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده كند و اصول عدالت و دادگری
و حق و حقیقت را در میان جامعه بشری بگستراند.
روشن است كه پیاده شدن چنین برنامة
انقلابی جهانی، كه به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حقّ و حقیقت در میان همه
مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدّماتی نیاز دارد كه تحقق آنها جز با مرور و
تكامل همه جانبه اجتماع ممكن نیست; برخی از آن مقدمات عبارتند از:
1. آمادگی روحی
در درجه نخست باید مردم جهان برای
اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی كه در مردم جهان تقاضایی نباشد،
«عرضه» هر نوع برنامه مادّی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها
در نظام زندگی اقتصادی حكمفرماست، بلكه مشابه این نظام در عرضه برنامههای معنوی و
اصول اخلاقی و مكتبهای سیاسی و انقلابی نیز حاكم میباشد و تا در اعماق دل مردم ـ
برای این نوع امور ـ تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شكست رو به رو شده و كاری
از پیش نخواهد رفت.
امام باقر(ع) میفرماید: «روزی كه
قائم آل محمّد(ص) قیام كند، خدا دست خود را بر سر بندگان میگذارد، در پرتو آن
خردها را جمع میگرداند و شعور آنان به حد كمال میرسد».1
البتّه گذشت زمان و
شكست قوانین مادّی و پدید آمدن بنبستهای جهانی و كشیده شدن بشریّت بر لب پرتگاه
جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت كه اصول و
قوانین مادّی و سازمانهای به اصطلاح بین المللی، نه تنها نمیتوانند مشكلات زندگی را حل كنند و
عدالت را در جهان حكمفرما سازند، بلكه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش
یك انقلاب بنیادی مهیّا و آماده میسازد و میدانیم كه این موضوع نیاز به گذشت
زمان دارد تا تجربههای تلخ زندگی ثابت كند كه تمام نظامات مادّی و سازمانهای
بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیّت و آرامش، عاجز و ناتوان میباشند
و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقّق چنان
آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یك انقلاب جهانی به وسیله یك مرد الهی و
آسمانی، از هر نظر مساعد گردد.2
امام باقر(ع) میفرماید: «روزی كه
قائم آل محمّد(ص) قیام كند، خدا دست خود را بر سر بندگان میگذارد، در پرتو آن
خردها را جمع میگرداند و شعور آنان به حد كمال میرسد».
2. تكامل علوم و فرهنگهای
انسانی
از سوی دیگر برای برقرار ساختن یك
حكومت جهانی بر اساس عدل و داد، نیاز فراوان به پیشرفت علوم و دانشها و فرهنگهای
اجتماعی و مردمی است كه آن نیز بدون پیشرفت فكری و گذشت زمان، ممكن و میسّر نمیگردد.
برقراری حكومت جهانی كه در پرتو آن،
در سراسر جهان عدل و داد و قانون حكومت كند و همه مردم جهان از كلیه مزایای فردی و
اجتماعی اسلامی بهرهمند گردند بدون وجود یك فرهنگ پیشرفته در كلیّه شؤون بشری
امكان پذیر نیست و هرگز بدون یك فرهنگ كامل، جامه عمل به خود نمیپوشد. این نیز
احتیاج به گذشت زمان دارد.
3. تكامل وسایل ارتباط
جمعی
از سوی دیگر، چنین حكومتی به وجود
وسایل كامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احكام و اصول
انسانی را از طرق مختلف در مدّت كوتاهی به مردم جهان اعلام كند. این امر نیز بدون
تكامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمیشود.
4. پرورش نیروی انسانی
از همه اینها گذشته ، پیشبرد چنین
هدفی و پیریزی چنان انقلابی، به یك نیروی فعّال و سازنده انسانی نیاز دارد كه در
واقع ارتش انقلاب جهانی را تشكیل میدهد. تشكیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین
افراد پاكباخته و فداكاری، كه در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند، به گذشت زمان
نیاز دارد.
اگر در برخی از روایات
میخوانیم كه فلسفه طولانی شدن غیبت امام زمان، همان امتحان و آزمایش مردم است، ممكن است ناظر به همین نكته باشد;
زیرا امتحان و آزمایش در منطق اسـلام به معنی آزمـونهای معمولی و كشف امور پنهانی
نیست; بلكه مقصود از آن پرورش روحیّات پاك و پدید آوردن حداكثر ورزیدگی در افراد
میباشد.3
مجموع این جهات چهارگانه4 نیاز به این
دارد كه زمان قابل ملاحظهای بگذرد و جهان از بسیاری جهات پیش برود; و آمادگی روحی
و فكری برای پذیرش حكومت جهانی بر اساس حقّ و عدالت در مردم پدید آید; آنگاه این
برنامه با وسایل و امكانات خاصّی در سطح جهانی وسیله حضرت مهدی ـ عجّل اللّه تعالی
فرجه الشریف ـ پیاده گردد و این است گوشهای از فلسفه غیبت طولانی امام(ع).
نویسنده : حضرت آیت الله سبحانی
منبع
: گروه
دین و اندیشه تبیان
________________________________________
[1] . كافی:1/25،
كتاب العقل، ح21.
[2] . یكی از نشانههای
روشن قیام امام زمان كه احادیث اسلامی همگی بر آن اتّفاق دارند این است كه سراسر
اجتماع بشری را جور و ستم و تعدّی و بیدادگری فرا میگیرد و ابرهای یأس و نومیدی
زندگی جامعه انسانی را تیره میسازد و در حقیقت فشار ظلم و تعدّی آن چنان بر دوش
آنان سنگینی میكند كه انسان را برای پذیرش انقلاب دیگر، انقلابی عمیق و بنیادی به
دست توانا و نیرومند یك مرد الهی آماده میسازد.
[3] . تمام آزمونهای
الهی كه درباره پیامبران و اولیای وی انجام میگیرد برای همین منظور است. اگر خدا
ابراهیم را با تكالیف و وظایف سنگینی آزمود، چنان كه میفرماید: «وَإِذِ ابْتَلى
إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلماتٍٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (سوره بقره، آیه 124) برای همین
هدف بوده است تا این رادمرد الهی به قدری در كوران حوادث قرار گیرد كه در صلابت و
استقامت به صورت فولاد آب دیده درآید.
[4] . مجموع این جهات چهارگانه را میتوان در امور زیر خلاصه نمود:
1. تكامل روحی، 2. تكامل فرهنگی، 3. تكامل وسایل ارتباط جمعی، 4. تشكیل یك ارتش
انقلاب جهانی از یك جمعیت پاكباخته و فداكار.
جود دو روایت، دلیل چنین
كاری است كه یكی، قول امام و دیگری، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است:
«فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛ پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب
كند»(منتخب الاثر، ص641).
درباره امام رضا(ع) نقل شده است: «وضع الرضا یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعی له
بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج
او دعا كرد»(منتخب الاثر، ص640).
از این دو روایت، معلوم میشود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) باید برخاست و
برای حضرت دعا كرد. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی میداند كه لقب قائم
ذكر شود و فقط بلند شدن و دعا كردن را میرساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمیرساند،
بلكه هرگاه یادی از امام شود، باید برخاست و دعا كرد و نیز علاوه بر این در روایت
دوم دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.
امام صادق(ع) سبب این كار را فرموده است: «زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت
امام به كسانی كه دوستش دارند، زیاد است، هركس او را به این لقب ـ كه اشاره به
دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را میرساند ـ یاد كند، امام به او نظر میكند
و از جمله چیزهایی كه نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه كردن مولا به او
است.(منتخب الاثر، ص641).
از این روایت معلوم میشود، برخاستن، نشان تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است و
در مورد روایت دوم نیز هر چند كلام امام نیست، اما برداشت راوی ـ به عنوان كسی كه
حاضر در مجلس است ـ همین تواضع است. راوی میگوید: «وتواضع قائماً» یعنی برای
تواضع، امام به پا خاست. پس برای بزرگ شمردن امام و كوچك انگاشتن خود، چنین عملی
انجام میشود
بر همه ارادتمندان حضرت مهدی علیه
السلام لازم است که به هنگام شنیدن نام ها و القاب آن حضرت، بویژه برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما همان است . بر شیعیان واجب است که خود را بر اطاعت امام بر حق و
انتظار فرج او ملتزم سازند و برای یاری نمودنش مهیا باشند . نام مبارک «قائم » از جا برخیزند و نسبت به امام خود ادای
احترام کنند . روایت شده است که روزی در مجلس حضرت صادق علیه السلام
نام مبارک حضرت صاحب الامر علیه السلام برده شد، امام ششم به منظور تعظیم و احترام
نام آن حضرت از جای خود برخاسته قیام فرمود . همچنین نقل شده است: زمانی که «دعبل خزاعی » قصیده معروف
خود در وصف اهل بیت، علیهم السلام، را در پیشگاه امام رضا علیه السلام می خواند،
آن امام با شنیدن نام حضرت حجت علیه السلام از جای برمی خیزد، دست خود را به نشانه
تواضع بر سر می گذارد و برای تعجیل در فرج آن حضرت دعا می کند . برخاستن به هنگام شنیدن نام امام مهدی علیه السلام می
تواند به معنای اعلام آمادگی برای یاری و نصرت آن حضرت و همچنین اعلام درک حضور و
شهود آن حضرت باشد
بلند شدن به احترام
افراد از نماد های احترام و تکریم و تعظیم برای اشخاص بلند مرتبه است و انجام این عمل با
شنیدن نام خاص حضرت یعنی " قائم " یکی از سنت هاییه که بین شیعیان اون
حضرت وجود داره و هم روایت در این باره هست و هم اینکه ائمه ما وقتی نام خاص حضرت
مهدی (عج )آورده شده چنین کاری انجام داده اند.
اما اینکه واجبه یا مستحب ... واجب
عقلی میتونه باشه !
یعنی عقل حکم میکنه وقتی خبر این مسئله بهمون رسیده و معصوم هم این کار رو انجام
داده خوب ما هم انجام بدیم.
با سلام و تشکر از مخالف گرامی بلند شدن یا دست گرفتن در هنگام بردن نام خاص حضرت مهدی علیه السلام
سنتی بوده که از ائمه به ما رسیده است . نخست امام رضا
علیه السلام زمانی که نام مبارک حضرت مهدی و لقب خاصشان برده شد از جا برخاست و
دست بر سر مبارکش قرار داد پس ما این مساله را از ائمه آموخته ایم و درباره دیگران
از ائمه ،چنین حالتی از خود این ائمه دیده نشده است . با تشکر
در خصوص این سؤال، علاوه بر نکاتی که
دوستان و کارشناسان محترم اشاره نمودند نکاتی دیگر و از زوایه ای دیگر، قابل طرح
است در این مجال، اجمالاً به چند نکته اشاره می کنیم:
اولاً؛ ارزش و احترام و
جایگاه همۀ امامان معصوم (ع) به یک قدر و اندازه است، "کلهم نور واحده" همه این
بزرگواران یک نور و حقیقت واحدند. و طبق آیات قرآن (آیۀ تطهیر و آیۀ اطاعت و ...)
و توصیه نبی مکرم اسلام نسبت به اهل بیت (ع) شأن و مقام امامان (ع) برابر بوده و
در میزان اطاعت و محبت و احترام به ایشان به یک اندازه توصیه شده است.(1) پس اگر
تفاوتی در میزان احترام و ابراز محبت ما نسبت به ایشان دیده می شود مربوط به
عملکرد حود ماست که بسته به سطح معرفتی افراد نسبت به این ذوات مقدسه متفاوت است.
نه اینکه درجات و مراتب ایشان از لحاظ عصمت و شأن و مرتبه متفاوت بوده و یا اسلام
احترام و اکرام و ابراز محبت به برخی از این بزرگواران را تخصیص کرده باشد.
البته نباید از برخی فضائل و مناقبی
که برخی امامان ما واجد آن بوده اند و به همین دلیل چهرۀ ایشان، در تاریخ، از
ویژگی و برجستگی خاصی برخوردار شده و همین امر، موجب شناخت و معرفت بیشتری در بین
شیعیان گردیده غافل ماند، نظیر فضیلت های بخصوص و منحصر بفرد صدیقۀ طاهره (س)،
فضیلت های خاص الخاص امیر مؤمنان علی (ع)، قیام تاریخی و خونین اباعبدالله الحسین
(ع) و ...
ثانیاً؛ بی شک، بدلیل حساسیت مسأله و
اهمیت ویژه ای که اقدام و عمل برخی امامان (ع) در آن مقطع زمانی حساس، بسته به
شرایط زمانی خویش داشته، و نیز رسالت سنگینی را در احیاء دین بدوش می کشیده اند.
از اینرو کانون توجه و تأیید و تأکید امامان دیگر قرار گرفته و ایشان برای زنده
نگه داشتن پیام های آن حرکت حقیقت مدارانه، در اذهان و دلهای مؤمنان و انتقال آن
به نسل های آینده به هر مناسبتی یاد آن را بزرگ داشته اند.(2)نظیر، غربت و مظلومیت
علی (ع)، غصب خلافت، ظلم و تعدی به صدیقۀ طاهره، قیام عاشورای اباعبدالله الحسین
(ع) و اسارت امام سجاد و کاروان عاشورا ...
مسألۀ امام عصر (عج)، غیبت صغری و
کبرای ایشان و رسالت مهم و سرنوشت ساز آن بزرگوار نیز از همین مصادیق است که بدلیل
اهمیت بسیار آن، کانون توجه سایر امامان (ع) قرار گرفته و این امر به شناخت و
معرفت بیشتر مردم نسبت به ایشان منجر شده که در نوع مواجهه و ارتباط گیری و توسل و
عشق ورزی و ابراز محبت به ایشان بسا تأثیر گذار بوده است.
ثالثاً؛ طبق آموزه های دینی، امام عصر
(عج) اگر چه اکنون در پس پردۀ غیبت است اما واسطۀ فیض الهی در زمین بوده و چون
خورشیدی، که از پشت ابرها همۀ عالم را از فیض وجود خویش بهره مند می سازد، از پس
پردۀ غیبت، جهان و جهانیان را از نور عالمتاب خویش مستفیض می نماید. و این روح
انتظار و احساس نیاز، به تنهائی کافی است که موجب علقه و انس و الفت و ارتباط شدید
تری بین ایشان و مؤمنان گردد.
رابعاً بلند شدن برای حضرت قائم به
صرف شنیدن نام مبارک ایشان، علاوه بر دستور و توصیه و یا سنتی از جانب ائمۀ
معصومین (ع)، می تواند از این جهت نیز باشد که چون شیعیان در زمان غیبت حضرت را
حاضر و ناظر بر خویش می دانند و با وجود اینکه آنحضرت از منظر ایشان غایب است اما
بر شیعیان خویش عنایت دارد از اینرو نظیر آنکه به محض ورود بزرگی و یا در حضور آن
بزرگ به رسم ادب و احترام می ایستند. با شنیدن نام مبارک حضرت، احساس حضور نموده و
به احترام بپامی خیزند.
و یا می تواند، بلند شدن برای قائم
(عج)، علاوه بر احترام، نوعی اظهار آمادگی و استواری شیعیان برای قیام و ظهور حضرت
حجت باشد. و نوعی رفتار خاص برای ترویج روح انتظار در بین منتظران و جامعۀ دینی و
یا نوعی تبلیغ روانی و تزریق ناامیدی علیه دشمنان دین و مکتب و معاندان، به این
معنا که منتظران حضرت قائم (عج) آماده و استوار و پا در رکاب حضرت اند.
در پایان گفتنی است: در حقیقت آنها که
اهل معنا و معرفتند و به کلام "کلهم نور واحده" اعتقاد عمیق و استواری
دارند بدلیل شناخت کامل نسبت به شأن و رتبۀ این ذوات مقدسه، برای همۀ ایشان احترام
و اکرام یکسانی قائلند اگر چه ممکن است به دلیل تبلیغ و ترویج اقدام و رسالت مهم
احدی از امامان (ع) این عشق و محبت در بیرون بروز و ظهور بیشتری داشته باشد. که
این مسأله، بسته به شرایط و اهمیت موضوع در هیچ قاموسی ناپسند نیست. هم دلیل و حجت
شرعی و هم عقلی دارد.
پاورقی
1. اشاره به حدیث ثقلین (کتاب الله و
عترتی اهل بیتی)، اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که مصادیق آن امامان معصومند را در
کنار قرآن و حق آنها را هم سنگ قرآن معرفی می کند.
2. البته این مطلب که هر امامی اگر در
شرایط زمانی امام دیگر قرار می گرفت، همان اقدامی را در پیش می گرفت که امام همان
زمان، بدان عمل نمود، حجتی دیگر، بر بیانی است که اشارت نمودیم. (کلهم نور واحدة)
مثلاً اگر امام حسین (ع) هم در شرایط امام حسن (ع) بود صلح را اختیار می نمود و
بالعکس.
در اين روزها، نويسندگان زيادي اقدام
به مشخّص كردن زمان ظهور امام زمان(ع) كردهاند. اين خود، نشاندهندة اشتياق و
لحظهشماري مردم براي زودتر تحقّق يافتن بشارتهاي نبوي(ص) است كه طبق آن، صفحات
تاريخ دگرگون ميشود و جهت حركت بشريّت را از ستم و بيعدالتي به سمت عدالت و
دادپروري تغيير ميدهد. اين کار، يا از عشق زيادشان به حضرت بقيّـةالله(ع) سرچشمه
ميگيرد يا از ناآگاهي آنها از حقايق واقعي.
حقيقتي كه بايد بدان توجّه داشت، اين
است كه ائمة اهلبيت(ع) با وجود آنكه بسيار، از امام مهدي(ع) سخن گفته و ويژگيهاي
دوران ايشان و نشانههاي ظهورش را برشمردهاند، امّا از بيان زمان ظهور خودداري
كرده و حتّي مردم را از مشخّص كردن زمان خاصّي براي ظهور ايشان، نيز نهي كردهاند.
امامان(ع) به ما دستور دادهاند، هر كس را که از زمان ظهور خبر ميدهد، تكذيب
كنيم، زيرا زمان ظهور يكي از اسرار الهي است كه خداوند بزرگ، با حكمتي، آن را از
مردم پوشيده و پنهان نگاه داشته است.
در زير برخي نمونههاي توقيت و تعيين كردن زمان ظهور
را بيان ميكنيم:
1. عبد محمّد حسن، در كتاب خود: «اقترب الظّهور» با استناد به برخي احاديث اهلبيت(ع)
و تطبيق آن با اوضاع و احوال جهان مينويسد: «زمان ظهور امام نزديك شده است و امام
در روز شنبه 10 محرم سال 1429 ق. برابر با 19 ژانوية 2008 م. ظهور ميكند». او در
كتاب خود، به برخي نشانههاي پيش از ظهور و زمان روي دادن آن اشاره ميكند. از
جمله:
ـ 18 ژوئن تا 24 ژوئن 2007، بارش
بسيار زياد باران؛
ـ 21 جولاي 2007، روز جمعه، روز خروج
سفياني؛
ـ 4 اكتبر 2007، شب جمعه در شب قدر،
صيحه و نداي آسماني با صداي جبرئيل؛
ـ 19 دسامبر 2007، كشتار كوفه به دست
سفياني؛
ـ 3 ژانويه 2008، كشته شدن نفس زكيّه
در مكّه؛
ـ 24 ژانويه 2008، خسف بيداء؛
ـ اوّل اكتبر 2008، نزول حضرت
عيسي(ع)؛
ـ 17 اكتبر 2008، فتح قدس.
2. جابر البلوشي، در کتاب خود: «ظهور الامام المهدي(ع) عام 2015 م. نبوءةٌ قرآينة»
ظهور امام(ع) را در روز شنبه، دهم ماه محرم سال 1437 ق. بر اساس علم اعداد و حروف
و با توجّه به آيات قرآن دانسته است. او بسياري از حوادث ظهور و وقت وقوع آن را
بيان كرده است، از جمله:
ـ 2010 م، ترسيم مرزهاي هميشگي اسرائيل، خروج آمريكاييها و انگليسيها از عراق؛
ـ 2014 م، يك سيارة بزرگ به زمين
برخورد ميكند و باعث به وجود آمدن طوفانها، زمينلرزهها و سيلهاي زيادي در
تاريخ 21/3/2014 ميشود؛
ـ 1436 ق. خروج سفياني، خراساني و
يماني؛
ـ 2018 م، نزول حضرت مسيح(ع)؛
ـ 2019 خداوند ايالات متّحدة آمريكا
را با دو طوفان و با يك سيارة كوچك (شهاب سنگ) نابود و ويران ميكند.
3. فارس فقيه، در جزوهاي که تحت عنوان «أنت
الان في عصر الظّهور؛ تو، اکنون در عصر ظهوري» تهيه كرده، نام شخصيّتهاي دوران
ظهور مانند خراساني، يماني، شعيب بن صالح و ... را مشخّص كرده، برخي از شخصيّتهاي
كنوني را با آن تطبيق داده و آنها را يماني، خراساني و... دانسته است. وي همچنين جزوة
ديگري به نام «جميع الأديان تقول أنّه عصر ظهور؛ همة اديان ميگويند اكنون دوران
ظهور است» منتشر کرده است.
4. ماجد
المهدي، صاحب كتاب «بدأ الحرب الأمريكية ضدّ الإمام المهدي(ع)» در مورد
تعيين زمان ظهور در فصلي از آن نوشته است: «آيا تعيين كردن زمان ظهور مبارك ايشان،
حرام و نهي شده است؟ روايتها و عقل اين را نفي ميكند». او سپس به بررسي موضوع
تعيين زمان ظهور ميپردازد و ميگويد: «حتّي دشمنانمان، از نزديك بودن زمان ظهور،
آگاه هستند در حالي كه ما ميخواهيم با دلايل واهي و نادرست، سر خود را مانند کبک
زير برف كنيم».2
5. سيّد محمد علي
طباطبايي در كتاب خود: «مائتان
و خمسون علامة؛ دويست و پنجاه نشانه»، زمانهايي را به عنوان سال ظهور مشخّص كرده
است و در فصل يازدهم آن، براساس محاسبة ابجدي زمان ظهور، گفته است: «اينها تنها ميتواند
يك احتمال باشد».3
6. سيّد
حسين حجازي نويسندة كتابي با عنوان: «إستعدّوا فإنّ الظّهور قريب؛ آماده
باشيد، ظهور نزديك است»، نوشته است: «بدون اينكه تاريخي براي فرج تعيين كنيم، با
مطالعة اين كتاب و پس از تأمل، انديشه و درنگ به اين نتيجه ميرسيم كه زمان ظهور
نزديك است و به طور دقيقتر بايد بگوييم كه حتّي سالمندان ما هم بايد آروزي ديدار
مولايمان را در زمان حيات خود داشته باشند».
تعيين كردن زمان ظهور يا نشانههاي
آن، در بين اهل سنّت نيز مصاديقي داشته است؛ ازجمله:
7. احمد
عبدالله زكي عميش5 در مصر، در كتاب خود: «إنّ المهدي المنتظر علي قيد
الحياة؛ مهدي منتظر در قيد حيات است» 12 دليل ذكر كرده كه براساس آن، مهدي موعود
اسلامي، در قيد حيات است. او در كتاب خود، سال 1430 ق. را سال قيام مهدي(ع) ميداند.
وي گفته است حداكثر تا سال 1430 ق. مهدي امين خروج ميكند.6
8. بسّام نهاد جراد، در فلسطين، در كتابي تحت
عنوان: «زوال اسرائيل عام 2022 نبوءة أم صدف رقمية» مسئلة نابودي اسرائيل را در
سال 2022 م. با ظهور امام مهدي(ع) مرتبط ميداند.
دلايل تعيين كنندگان زمان ظهور:
تعيينکنندگان وقت ظهور هيچگونه
ايرادي براي تعيين زمان ظهور نميبينند، نه حرمتي و نه هيچگونه نهياي. آنها ميگويند:
1.
احاديث و روايات شريفهاي كه تعيين زمان ظهور را نهي ميكنند، عام و مطلق
نيستند، بلكه منظور آنها تكذيب كساني است كه توقيت را به اهلبيت(ع) نسبت ميدهند
و درحقيقت، توقيت منسوب به ايشان(ع) به دروغ را نهي كرده است. يعني كساني كه زماني
براي ظهور تعيين ميكنند، صرفاً اگر آن زمان و گفتة خود را به اهلبيت(ع) نسبت
دهند، دروغگو هستند، زيرا امامان(ع) در گذشته، زماني براي آن مشخّص نكردهاند و
در آينده نيز زماني را تعيين نميكنند.
2. روايتي وجود دارد كه ثابت ميكند ائمّة اهلبيت(ع)
زمان ظهور را بيان كردهاند، خداوند بداء پيش آورده و
زمان ظهور را تغيير داده است. به عنوان مثال، در روايتي آمده است: «ابوحمزة ثمالي
گفت: از امام محمّد باقر شنيدم، فرمود: اي ثابت، خداوند، زمان اين امر را در سال
70 هجري تعيين كرده بود، زماني كه حسين(ع) كشته شد، امّا غضب خداوند شدّت يافت و
آن را به سال 140 به تأخير انداخت، هنگامي كه ما در مورد آن با شما سخن ميگوييم
شما آن را منتشر و فاش ميكنيد و پرده و نقاب را برميداريد و به همين دليل،
خداوند پس از آن، زماني را معين نفرموده است. ابوحمزه ميگويد: در مورد آن با امام
جعفر صادق(ع) سخن گفتم و ايشان فرمود: «درست است، اينگونه بوده است».8 اين روايت
روشن و صريح است و همانگونه كه ماجد المهدي ميگويد، اگر توقيت و تعيين زمان
ظهور، حرام يا ممنوع بود، آيا امكان دارد معصومي مرتكب فعل حرام و ممنوع شده باشد؟
3. روايات
زيادي از اهلبيت(ع) نقل شده كه مردم را از نامگذاري يا نام بردن امام زمان(ع)
نهي ميكند و از روايات مختلف درمييابيم كه حتّي بردن نام امام مهدي(ع)
نيز ممنوع و نهي شده و از نظر شرعي حرام است9. جدا از اين، يك روايت وجود دارد كه
افرادي را كه در ميان مردم نامي بر او ميگذارند لعن كرده است. با توجّه به اين
مطالب، بايد گفت همة ما ملعون هستيم زيرا ما شب و روز نامهايي را براي ايشان به
كار ميبريم. در گردهمآييها، بر منبر مسجدها و حسينيهها و در اينترنت، چه كسي
از ما نام شريف ايشان را نميداند؟!
حال، ما چگونه ميتوانيم
اين احاديث را با احاديث و روايات زيادي از اهلبيت(ع) كه نام امام مهدي(ع) را ذكر
كردهاند، در
كنار هم بگذاريم؟ و حتّي يك حديث اهلبيت از پيامبر(ص) نقل كردهاند كه نام دوازده
امام بعد از خودشان را ذكر كرده است. با خواندن اين حديث متوجّه ميشويم كه نام
امام مهدي(ع) «محمد» بن امام حسن عسکري است و با توجّه به اين، توقيت را نيز ميتوان
از اين باب دانست و آن را جايز شمرد.
4. شيخ كليني در كتاب «الكافي» هشت باب را به صاحبالزّمان(ع)
اختصاص داده كه ششمين باب تحت عنوان «مكروه بودن توقيت» است. كليني در اين
باب، دو خبر از امام باقر(ع) و پنج خبر از امام جعفر صادق(ع) در نفي مسئلة توقيت
ظهور امام ذكر كرده امّا چرا تعيين زمان ظهور را مكروه دانسته است، نه حرام؟ ماجد
المهدي سؤال ميكند: چرا شيخ كليني اين باب را تحت عنوان مكروه بودن توقيت آورده
نه حرام و ممنوع بودن توقيت؟
نهي توقيت؛ روايات و عقل
برخي ادّعا ميكنند که تعيين زمان
ظهور امام(ع) امكانپذير است. با پژوهش و بررسي ادلّة شرعي و عقلي، در مييابيم كه
نهي توقيت از جمله اموري است كه در بسياري از اخبار و روايات بر آن تأكيد و توصيه
شده است که اعلام زمان ظهور، امري الهي است. از برخي اخبار اينگونه دريافت ميشود
كه هر كس زماني براي ظهور آن حضرت معين كند، در حقيقت در علم خداوند شريك شده است
امّا بايد دانست، حكمت الهي چنين اقتضا كرده كه زمان ظهور ناشناخته و نامعلوم و از
مردم پوشيده باشد؛ همانند امور ديگر مانند شب قدر يا زمان مرگ. علّت نهي توقيت يا
تعيين و مشخّص كردن روز ظهور، به وجود حكمتي الهي و اسرار زيادي باز ميگردد كه
سيره و زندگينامة ايشان را در بر گرفته است، مانند مسئلة غيبت. با توجّه به اين،
از نظر نگارنده راز اصلي توقيت، اين است كه از امور غيبي است. به همين دليل، ما در
ادامة اين پژوهش در شمارههاي بعدي سعي ميكنيم برخي از حكمتها و دلايل نهي توقيت
و راز پوشيده نگاه داشتن زمان ظهور را براي خوانندگان گرامي، روشن سازيم.
مجتبي الساده
مترجم: سيّد شاهپور حسيني
ماهنامه موعود شماره109
پينوشتها:
1. پژوهش ارائه شده
در اوّلين كنفرانس علمي در مورد امام مهدي(ع) كه مركز الدراسّات التخصيصيـ[ في الامام المهدي(ع) در تاريخ 22 تموز 2007 در نجف اشرف
آن را برگزار كرد.
2. اين پژوهش در
تاريخ 10/12/2006 در سايت شبكة هجر الثقافية منتشر شد.
3. مائتان و خمسون
علامـ[، ص 184.
4. استعدوا فان
الظهور قريب، ص 8.
5. منبع و انديشمند
مصري، دارندة مدرك ليسانس مطالعات اسلامي و زبان عربي، دانشكدة دارالعلوم، دانشگاه
قاهره.
6. كتاب المهدي
المنتظر علي قيد الحيا\، مراجعه كنيد دليل
دهم.
7. مراجعه كنيد
كتاب: اقترب الظّهور؛ عبد محمّد حسن، ص 14 و پژوهش: هل التوقيت للظهور المبارك
محرم أو منهي عنه؟؟ الروايات و العقل ينفي هذا؛ ماجد المهدي، پايگاه اينترنتي شبكه
هجر الثقافية تاريخ 10/12/2006
9. سيّد محمّد حسيني
شيرازي در كتاب خود تحت عنوان الامام المهدي(ع) گفته است: گفته شده ذكر نام ايشان
در زمان غيبت جايز نيست، امّا سخن غير متيقني است زيرا شرايط سياسي زمان امام
عسكري(ع) و پس از آن، اجازه ذكر نام شريف ايشان را نميداد زيرا عبّاسيان و امثال
اينها، تلاش ميكردند ايشان را از يادها ببرند و ايشان را به قتل برسانند و تصوّر
ميكردند ميتوانند نور خداوند را خاموش كنند. امّا ظاهراً ذكر نام ايشان در اين
زمان جايز است. هرچند تمام حكمتهاي عدم ذكر نام ايشان در آن زمان براي ما روشن
نشده است جدا از اين، در مورد حرمت نامگذاري و حرمت ذكر نام شريف ايشان نيز
اختلاف نظر وجود دارد. در دوران متأخر، مشهور اين است كه ذكر نام ايشان جايز است و
حرمت نامگذاري مربوط به زمان غيبت صغرا است و آن هم علل داشته كه ما آن را ذكر
كرديم. به نظر ایشان، آنگونه كه در موسوعة الفقه، ج 93، كتاب المحرمات، ص 198
آمده: تسميّة امام غايب(ع)، به نام محمد، ظاهراً نام بردن از ايشان با اين نام
حرام نيست، قول به حرام بودن آن مشكل است هر چند احتياط در ترك آن است.
در روايات بسياري جهان پس از ظهور به تصوير کشيده شده است؛ که در اينجا
به برخي از آنها اشاره ميکنيم؛
1حکومت واحد جهاني
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
سوگند به آن کس که مرا مژدهآور
راستين قرار داد، اگر از عمر جهان، جز يک روز نماند، خداوند همان يک روز را
بس دراز دامن کند، تا فرزندم مهدي خروج نمايد. پس از خروج او، عيساي روح
الله فرود آيد، و در پشت سر وي نماز گزارد. آنگاه زمين با فروغ پروردگار
خويش روشن شود و حکومت مهدي به شرق و غرب گيتي برسد.
2رشد عقلاني
امام باقر، عليهالسلام:
قائم ما، به هنگام رستاخيز خويش،
نيروهاي عقلاني تودهها را تمرکز دهد. و خفرَدها و دريافتهاي خلق را به کمال
رساند.
3شادابي و صفاي زندگي
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
مهدي، در امت من خواهد بود. در آن
روزگار، آسمان، باران فراوان ببارد و زمين هيچ روييدني را در دل نگاه
ندارد.
امام علي، عليهالسلام:
اگر قائم، بپاخيزد، آسمان ـ چنانکه
بايد ـ باران بارد و زمين گياه روياند. کينهها از سينهها بيرون رود. حيوانات
نيز با هم سازگاري کنند. در آن روزگار، زن، با همة زيب و زيور خويش، از
عراق در آيد و تا شام برود، نه جايي زميني بي سبزه بيند و نه درندهاي او
را نگران سازد.
4مساوات
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
ـ ابو سعيد خفدري ميگويد: پيامبر،
صلّياللّهعليهوآله، فرمود: «به مهدي بشارتتان ميدهم. او به هنگام
اختلاف مردمان، از ميان امت من انگيخته ميشود... ساکنان آسمان و زمين از
او خشنود خواهند بود. او مال را بدون خرده تقسيم ميکند» ـ مردي پرسيد: منظور
چيست؟ فرمود: «ميان همه، مساوي»
امام باقر، عليهالسلام:
مهدي، ميان مردم ـ در تقسيم اموال
ـ به مساوات رفتار ميکند، به طوري که ديگر نيازمند و محتاجي يافت نميشود.
5بينيازي همگاني
امام صادق، عليهالسلام:
به هم بپيونديد. به يکديگر نيکي
روا داريد و مهرباني کنيد. سوگند به آن کس که دانه را در دل خاک شکافت و
جان انسان را آفريد، روزگاري برسد، که کسي براي درهم و دينار خويش جايي
نيابد، به اين علت که همة مردمان، از فضل خدايي... بي نياز باشند و مستغني.
باید با علم و بصیرت منتظر امام زمان(عج) باشیم زیرا امام حسین(ع) را منتظرانش کشتند.
نگهداشتن دین و ایمان در آخرالزمان مثل نگهداشتن ذغال گداخته در کف دست است.
__________________
آدرس جديد سايت:
antidajjal.ir
antidajjal1404@gmail.com